Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
counter ceiling
سقفواره
counter ceiling
کمرپوش
counter ceiling
خوانچه پوش
Other Matches
electronic counter counter measures
اقدامات ضد ضد الکترونیکی
ceiling
حد پرواز
ceiling
تارک
ceiling
سقف پرواز
ceiling
ارتفاع ابر
ceiling
اوج طیاره
ceiling
ارتفاع هواپیما یا ابر از سطح زمین
ceiling
پوشش یا اندود داخلی سقف
ceiling
سقف
ceiling price
سقف بها
ceiling price
حداکثر قیمت قانونی
ceiling switch
کلید سقفی
ceiling bracket
قلابسقف
ceiling projector
پروژهکتورسقفی
ceiling collar
خطسقف
ceiling fan
پنکهسقفی
ceiling outlet
تهویهسقفی
ceiling fitting
چراغسقفی
ceiling joist
تیرآهنسقفی
ceiling panel
لقط
ceiling light
روشنایی سقفی
ceiling cornice
قرنیز در بندگاه ها
hit the ceiling
<idiom>
عصبانی شدن
budget ceiling
سقف بودجه
absolute ceiling
حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
ceiling batten
الت
ceiling batten
پردو
ceiling batten
توفال
ceiling button
مقره سقفی
ceiling prices
حداکثر قیمت قانونی
ceiling construction
سقف سازی
ceiling effect
اثر تارک
ceiling lamp
لامپ سقفی
beamed ceiling
سقف تیراهن دار
acoustic ceiling
سقف عایق پوش
panelled ceiling
سقف قابسازی شده
panelled ceiling
سقف صندوقهای
lantern-ceiling
سقف فانوسی
luminated ceiling
سقف نورافشان
lining of the ceiling
لمبه کوبی
lining of the ceiling
روکوب سقف
lining of the ceiling
روکوب سقف
lining of the ceiling
پوشش زیر سقف
lantern ceiling
سقف فانوسی
hovering ceiling
حداکثر سقف پرواز ثابت درنزدیک زمین
false ceiling
سقف کاذب
personnel ceiling
سقف استعداد مجاز پرسنلی
service ceiling
سقف پرواز معمولی یا جنگی هواپیما
wage ceiling
حداکثر دستمزد
wage ceiling
سقف دستمزد
false ceiling
سقف نما
suspended ceiling
سقف اویخته
adjustable ceiling fixture
آویز سقفی متحرک
maker of paneled ceiling
قاب ساز
measurement of cloud ceiling
اندازهگیریفشارهوا
over the counter
خارج از بورس فروخته شده
under the counter
قاچاقی
outside counter
روریهمعکوس
up/down counter
شمارنده الکترونیکی که با هر پاس ورودی یک شمارنده کم یا زیاد میکند
counter-
پیشوندی به معنای مخالف یاضد
under the counter
<idiom>
مخفیانه فروخته شدن
under the counter
داروی بدون نسخه وغیر مجاز
counter
شمارشگر
counter
مقابله کردن
counter
ضربت زدن ضد
counter
مقابل دستگاه شمارنده
counter
عقربه شمارش
counter
پیشخان
counter
پیشخوان
counter
باجه
counter
گیشه
counter
جواب دادن معامله بمثل کردن با
counter
بساط
counter
مقابله کردن تلافی کردن
over-the-counter
<adj.>
خارج از بورس
[فروخته شده ]
counter
پیشخوان باجه
counter
شمارنده
counter
ضربت متقابل
counter
درجهت مخالف
counter
درروبرو
counter
معکوس
counter
بالعکس
counter
ضد
counter
حمله
counter
متقابل
counter
کنتور
counter
شمارگر
counter
دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
counter
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
counter
برگرداندن جهت مخالف به طبیعی
counter
ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
counter
باجه تلاقی کردن
counter
ضربت متقابله معامله به مثل
counter
چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
counter-lath
توفال
turns counter
دور شمار
modulo n counter
شمارنده به پیمانه
counter-mure
موج شکن
pulse counter
ضربه شمار
pulse counter
پالس شمار
program counter
شمارشگربرنامه
program counter
شمارنده برنامه
photon counter
شمارگر فوتونی
counter-fort
[شمع پشتیبان دیوار]
counter-lath
تخته سقف
instruction counter
شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
magnetic counter
کنتور مغناطیسی
counter weight
وزنه مقابل
detotalizing counter
شمارندهای که کل مقدارباقیمانده ماده مورد سنجش را نشان میدهد
counter weight
وزنه تعادل
counter charge
تهمت متقابله
frequency counter
شمارنده فرکانس
over-the-counter market
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
impluse counter
شمارشگر ضربه جریان کنتور ایمپولز
counter shed
پودکشی
[عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
line counter
شمارنده سطر
counter-arch
[قوسی مخالف قوس دیگر]
counter-vault
قوس کفبند
counter-scrap
دیوار
location counter
مکان شمار
loop counter
شمارنده حلقه
counter-poise
پل متحرک باسکولی
counter weight
پاسنگ
repeat counter
شمارنده تکرار
counter-productive
زیانبخش
counter-productive
گزندآور
counter-productive
آسیبآور
counter-productive
پادفرآور
counter-revolution
ضد انقلاب
counter-revolution
جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolutions
ضد انقلاب
counter-revolutions
جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolutionary
ضدرژیم
ticket counter
جایگاهبلیط
tape counter
شمارشگرنوار
row counter
رجشمار
counter-apse
[محرابی مخالف محراب دیگر]
speed counter
کنتورسرعت
counter-measures
پیشگیری
counter-measures
پادکار
counter-measures
اقدام جبران کننده
ring counter
شمارنده حلقهای
sequence counter
ترتیب شمار
counter-brace
تیر تقویت عرضی
speed counter
شمارشگر عده دور
counter-measure
پادکار
step counter
گام شمار
counter-change
نقش شطرنجی
to nails to counter
رسوا کردن
counter-measure
اقدام متقابل
counter-measure
چارهجویی
counter-measure
اقدام جبران کننده
counter-measure
پیشگیری
counter-measures
اقدام متقابل
counter-measures
چارهجویی
information counter
جایگاهاطلاعات
counter jump
پرش با نیم چرخش وبازگشت روی لبه همان اسکیت
counter current
جریان متقابل
counter current
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
counter credit
اعتبار متقابل
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
counter claim
دعوی متقابل
counter circuit
کنتور رادار
counter check
چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
counter charge
دعوی متقابل در امر جزایی
counter berm
سکوی پایه خارجی خاکریز
counter disengagement
حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
counter-attack
پاتک
counter fert
دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
counter ion
یون مخالف
counter intelligence
ضداطلاعات
counter insurgency
ضد شورش
counter guerilla
ضد گریلایی
counter guerilla
ضد چریکی
counter gambit
گامبی متقابل
counter force
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
counter flood
اب گیری ضد انحراف ناو متعادل کردن ناو با پر کردن مخازن ان
counter fire
اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
counter fire
اتش متقابل
counter-attacks
حمله متقابله
counter battery
عملیات ضد اتشبار
counter propaganda
تبلیغ متقابل
control counter
شماره کنترلی
counter parry
دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
counter-attacks
پاتک
counter espionage
عملیات ضدجاسوسی
counter-espionage
ضد جاسوسی
binary counter
شمارنده دودویی
counter-espionage
عملیات ضدجاسوسی
address counter
نشانی شمار
counter propaganda
پاداوازه گری
counter revolution
ضد انقلاب
counter revolution
عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
counter battery
ضد اتشبار
counter balance
وزنه تعادلی
counter attraction
جاذبه متقابله
counter attraction
کشش متقابل
counter approach
استحکامات متقابله
counter espionage
ضد جاسوسی
counter air
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com