Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
counter electromotive force
نیروی برق وارانی
Other Matches
electromotive force
قوه الکتروموتوری
electromotive force
نیروی برقرانی
electromotive force
نیروی الکتروموتوری
electromotive force
نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
electromotive force
نیروی محرکه الکتریکی
contact electromotive force
نیروی برق رانی مجاورتی
effective electromotive force
نیروی برق رانی موثر
apparent electromotive force
نیروی برقرانی اشکار
induced electromotive force
نیروی الکتروموتوری القاء شده
induced electromotive force
نیروی برقرانی القایی
counter force
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
electromotive
متحرک بوسیله برق
electronic counter counter measures
اقدامات ضد ضد الکترونیکی
Force is the answer to force.
<proverb>
جواب زور را زور مى دهد .
counter
ضد
counter
حمله
counter
درروبرو
counter
چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
counter
کنتور
counter
ضربت متقابله معامله به مثل
counter
گیشه
counter
باجه
outside counter
روریهمعکوس
counter
بساط
counter
شمارنده
counter
ضربت متقابل
counter
درجهت مخالف
counter
معکوس
counter
بالعکس
counter
مقابله کردن تلافی کردن
counter
جواب دادن معامله بمثل کردن با
counter
شمارشگر
counter
مقابله کردن
counter
ضربت زدن ضد
counter
مقابل دستگاه شمارنده
counter
عقربه شمارش
counter
پیشخان
counter
پیشخوان
counter
پیشخوان باجه
counter-
پیشوندی به معنای مخالف یاضد
over the counter
خارج از بورس فروخته شده
counter
متقابل
over-the-counter
<adj.>
خارج از بورس
[فروخته شده ]
under the counter
<idiom>
مخفیانه فروخته شدن
counter
باجه تلاقی کردن
counter
ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
counter
دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
under the counter
داروی بدون نسخه وغیر مجاز
counter
شمارگر
under the counter
قاچاقی
counter
برگرداندن جهت مخالف به طبیعی
up/down counter
شمارنده الکترونیکی که با هر پاس ورودی یک شمارنده کم یا زیاد میکند
counter
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
counter trade
داد و ستدمتقابل
counter balance
وزنه تعادلی
binary counter
شمارنده دودویی
counter parry
دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
counter reconnaisance
ضد شناسایی
B line counter
ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده تا محل مورد نظر را مشخص کند
counter-brace
تیر تقویت عرضی
counter-apse
[محرابی مخالف محراب دیگر]
counter-arch
[قوسی مخالف قوس دیگر]
counter trade
تجارت متقابل
counter sabotage
ضد خرابکاری
counter sign
نشانی
counter sign
اسم عبور
counter sign
اسم شب
counter subversion
ضد خرابکاری
counter subversion
ضد براندازی
counter surveillance
ضد مراقبت
counter shed
پودکشی
[عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
counter surveillance
عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
counter rotate
چرخش بالاتنه در پیچ
counter riposte
حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
counter recoil
دستگاه عاید
counter offensive
پدافند متقابل
counter guerilla
ضد چریکی
counter gambit
گامبی متقابل
counter flood
اب گیری ضد انحراف ناو متعادل کردن ناو با پر کردن مخازن ان
counter fire
اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
counter fire
اتش متقابل
counter fert
دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
counter e.m.f. cell
پیلهای برق وارانی
counter disengagement
حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
counter current
جریان متقابل
counter current
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
counter credit
اعتبار متقابل
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
counter claim
دعوی متقابل
counter circuit
کنتور رادار
counter guerilla
ضد گریلایی
counter insurgency
ضد شورش
counter mortar
اتش ضد خمپاره انداز
counter mortar
ضد خمپاره
counter military
مقابله باعملیات نظامی
counter military
ضد عملیات نظامی
counter memorial
یادداشت متقابل اخطار متقابل
counter memorial
جواب یادداشت
counter mechanism
طرزکارشمارشگر
counter mechanism
مکانیسم شمارشگر
counter march
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
counter jumper
شاگرد دکان
counter jumper
فروشنده دکان
counter jump
پرش با نیم چرخش وبازگشت روی لبه همان اسکیت
counter ion
یون مخالف
counter intelligence
ضداطلاعات
counter check
چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
counter charge
دعوی متقابل در امر جزایی
counter charge
تهمت متقابله
counter offer
پیشنهاد متقابل
counter offer
عرضه متقابل
counter preparation
ضد تهیه
counter preparation
تیر ضد تهیه
counter purchase
خرید متقابل
control counter
شماره کنترلی
counter purchase
تهاتر
counter purchase
داد وستد متقابل
counter recoil
برگشتن لوله پس از عقب نشینی
counter recoil
عمل عاید عمل عودت لوله
information counter
جایگاهاطلاعات
row counter
رجشمار
tape counter
شمارشگرنوار
ticket counter
جایگاهبلیط
counter propaganda
تبلیغ متقابل
counter propaganda
پاداوازه گری
counter ceiling
خوانچه پوش
counter ceiling
کمرپوش
counter ceiling
سقفواره
counter offensive
حمله متقابل
counter battery
عملیات ضد اتشبار
counter battery
ضد اتشبار
counter attraction
جاذبه متقابله
counter attraction
کشش متقابل
counter approach
استحکامات متقابله
counter air
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter air
ضد هواپیمایی
counter agent
عامل خنثی کننده
counter revolution
عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
counter revolution
ضد انقلاب
counter-revolutionary
ضدرژیم
counter-attacks
پاتک
counter-measures
پیشگیری
counter-measures
پادکار
counter-measures
اقدام جبران کننده
counter-measures
چارهجویی
counter-measures
اقدام متقابل
counter berm
سکوی پایه خارجی خاکریز
counter-measure
پیشگیری
counter-measure
پادکار
counter-measure
اقدام جبران کننده
counter-productive
زیانبخش
counter-productive
گزندآور
counter-attacks
حمله متقابله
counter-attack
پاتک
counter-attack
حمله متقابله
counter attack
پاتک
counter attack
حمله متقابله
Geiger counter
شمارشگر مولر
Geiger counter
شمارگر گایگر- مولر
counter-measure
چارهجویی
counter-measure
اقدام متقابل
pulse counter
ضربه شمار
pulse counter
پالس شمار
program counter
شمارشگربرنامه
program counter
شمارنده برنامه
photon counter
شمارگر فوتونی
line counter
شمارنده سطر
location counter
مکان شمار
loop counter
شمارنده حلقه
instruction counter
شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
repeat counter
شمارنده تکرار
turns counter
دور شمار
to nails to counter
رسوا کردن
step counter
گام شمار
speed counter
کنتورسرعت
frequency counter
شمارنده فرکانس
modulo n counter
شمارنده به پیمانه
sequence counter
ترتیب شمار
ring counter
شمارنده حلقهای
impluse counter
شمارشگر ضربه جریان کنتور ایمپولز
magnetic counter
کنتور مغناطیسی
counter-productive
آسیبآور
counter weight
وزنه مقابل
over-the-counter market
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
counter-poise
پل متحرک باسکولی
counter-scrap
دیوار
counter-vault
قوس کفبند
counter weight
وزنه تعادل
address counter
نشانی شمار
counter transference
انتقال متقابل
counter-mure
موج شکن
speed counter
شمارشگر عده دور
counter weight
پاسنگ
counter-espionage
عملیات ضدجاسوسی
counter-lath
توفال
counter-revolutions
ضد انقلاب
counter-change
نقش شطرنجی
counter-revolution
ضد انقلاب
counter-revolutions
جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-productive
پادفرآور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com