English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
English Persian
counter-productive زیانبخش
counter-productive گزندآور
counter-productive آسیبآور
counter-productive پادفرآور
Other Matches
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
productive سودبخش
productive مدت زمانی که یک کامپیوتر میتواند کارهای بدون خطا را انجام دهد
productive مدت زمانی که یک محصولی ساخته میشود
non productive مسلوب المنفعه
productive بهره زا
productive پربار
productive حاصلضرب
productive فراور مولد ثروت
productive تولید کننده
productive مولد پر حاصل
productive مولد
productive تولیدی
productive باراور
productive consumption مصرف مولد
productive work کار بهره زا
productive work کار تولیدی
productive thinking تفکر افرینشی
productive soil خاک حاصلخیز
productive soil خاک باراور
productive sector بخش تولیدی
productive capacity فرفیت تولیدی
non productive time زمان مرده
productive of annoyance باعث زحمت
productive of annoyance زحمت رسان ازارنده
productive of flowers گل ده
productive of poets شاعر پرور
productive capacity فرفیت تولید
counter 1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
counter برگرداندن جهت مخالف به طبیعی
counter ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
counter دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
counter شمارگر
counter کنتور
under the counter قاچاقی
under the counter داروی بدون نسخه وغیر مجاز
up/down counter شمارنده الکترونیکی که با هر پاس ورودی یک شمارنده کم یا زیاد میکند
over the counter خارج از بورس فروخته شده
outside counter روریهمعکوس
under the counter <idiom> مخفیانه فروخته شدن
counter باجه تلاقی کردن
counter ضربت متقابله معامله به مثل
counter چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
counter- پیشوندی به معنای مخالف یاضد
counter جواب دادن معامله بمثل کردن با
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
counter بساط
counter مقابله کردن تلافی کردن
counter بالعکس
counter معکوس
counter درروبرو
counter شمارنده
counter ضربت متقابل
counter درجهت مخالف
counter پیشخوان باجه
counter شمارشگر
counter عقربه شمارش
counter پیشخوان
counter مقابل دستگاه شمارنده
counter باجه
counter ضربت زدن ضد
counter مقابله کردن
counter پیشخان
counter گیشه
counter ضد
counter متقابل
counter حمله
photon counter شمارگر فوتونی
counter-lath تخته سقف
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
counter-vault قوس کفبند
counter-scrap دیوار
counter-change نقش شطرنجی
counter-fort [شمع پشتیبان دیوار]
counter-mure موج شکن
counter-lath توفال
counter-poise پل متحرک باسکولی
modulo n counter شمارنده به پیمانه
counter weight وزنه تعادل
counter transference انتقال متقابل
counter trade داد و ستدمتقابل
counter trade تجارت متقابل
counter surveillance عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
counter surveillance ضد مراقبت
counter subversion ضد براندازی
counter subversion ضد خرابکاری
counter weight پاسنگ
counter weight وزنه مقابل
detotalizing counter شمارندهای که کل مقدارباقیمانده ماده مورد سنجش را نشان میدهد
magnetic counter کنتور مغناطیسی
loop counter شمارنده حلقه
location counter مکان شمار
line counter شمارنده سطر
instruction counter شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
impluse counter شمارشگر ضربه جریان کنتور ایمپولز
frequency counter شمارنده فرکانس
counter circuit کنتور رادار
counter sign اسم شب
counter-brace تیر تقویت عرضی
counter-measures اقدام جبران کننده
counter-measures پادکار
counter-measures پیشگیری
counter-revolution ضد انقلاب
counter-revolution جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolutions ضد انقلاب
counter-revolutions جنبش برای سرکوبی انقلاب
program counter شمارشگربرنامه
information counter جایگاهاطلاعات
row counter رجشمار
tape counter شمارشگرنوار
ticket counter جایگاهبلیط
counter-revolutionary ضدرژیم
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
counter-apse [محرابی مخالف محراب دیگر]
counter-measures چارهجویی
counter-measures اقدام متقابل
counter-measure پیشگیری
program counter شمارنده برنامه
pulse counter پالس شمار
pulse counter ضربه شمار
repeat counter شمارنده تکرار
ring counter شمارنده حلقهای
sequence counter ترتیب شمار
speed counter شمارشگر عده دور
speed counter کنتورسرعت
step counter گام شمار
to nails to counter رسوا کردن
turns counter دور شمار
counter-measure اقدام متقابل
counter-measure چارهجویی
counter-measure اقدام جبران کننده
counter-measure پادکار
counter-arch [قوسی مخالف قوس دیگر]
counter sign اسم عبور
counter fire اتش متقابل
counter ceiling سقفواره
counter berm سکوی پایه خارجی خاکریز
counter battery عملیات ضد اتشبار
counter battery ضد اتشبار
counter balance وزنه تعادلی
counter attraction جاذبه متقابله
counter attraction کشش متقابل
counter approach استحکامات متقابله
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter air ضد هواپیمایی
counter ceiling کمرپوش
counter ceiling خوانچه پوش
counter charge تهمت متقابله
counter fert دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
counter e.m.f. cell پیلهای برق وارانی
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
counter current جریان متقابل
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
counter credit اعتبار متقابل
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
counter claim دعوی متقابل
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
counter charge دعوی متقابل در امر جزایی
counter agent عامل خنثی کننده
counter revolution عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
counter-attacks پاتک
counter-attacks حمله متقابله
counter-attack پاتک
counter-attack حمله متقابله
counter attack پاتک
counter attack حمله متقابله
Geiger counter شمارشگر مولر
counter espionage ضد جاسوسی
counter espionage عملیات ضدجاسوسی
counter-espionage ضد جاسوسی
counter revolution ضد انقلاب
counter propaganda پاداوازه گری
counter propaganda تبلیغ متقابل
control counter شماره کنترلی
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
binary counter شمارنده دودویی
B line counter ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده تا محل مورد نظر را مشخص کند
address counter نشانی شمار
counter-espionage عملیات ضدجاسوسی
Geiger counter شمارگر گایگر- مولر
counter preparation تیر ضد تهیه
counter military مقابله باعملیات نظامی
counter mortar ضد خمپاره
counter sabotage ضد خرابکاری
counter mortar اتش ضد خمپاره انداز
counter offensive پدافند متقابل
counter offensive حمله متقابل
counter offer پیشنهاد متقابل
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
counter riposte حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
counter reconnaisance ضد شناسایی
counter recoil دستگاه عاید
counter preparation ضد تهیه
counter recoil عمل عاید عمل عودت لوله
counter purchase خرید متقابل
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
counter purchase داد وستد متقابل
counter purchase تهاتر
counter military ضد عملیات نظامی
counter memorial یادداشت متقابل اخطار متقابل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com