English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (3 milliseconds)
English Persian
coup de theatre تغییر مهیج وناگهانی نمایش
Other Matches
coup برهم زدن
theatre تماشاخانه
theatre تالار سخنرانی
theatre تماشاخانه بازیگر خانه
coup ضربت
coup کودتا
theatre تئاتر
picture theatre سینما نمایش گاه متحرک
to reseat a theatre صندلیهای تازه برای تماشاخانهای فراهم کردن
coup d'Ttat کودتا
coup de grGce عملمخربو تحلیلکننده
theatre fiend آدم دیوانه وار علاقه مند به تیاتر
picture theatre جایگاه سینما
idols of the theatre اوهام ناشی از اصول و قواعدمنطقی و فلسفی
operating theatre نمایشگاه عمل جراحی
coup d'etal کودتا
coup detat کودتا
coup d'etat کودتا
coup de grace کشتن از روی ترحم
coup de main حمله ناگهانی با تمام قوا
coup detat تغییر ناگهانی درحکومت
The theatre is the obvious thing for an extrovert like me. تیاتر واضحترین جا برای برونگرایی مانند من است.
There were teeming ( surging) crowds outside the entrance of the theatre house . دم در سینما جمعیت موج می زند
This is a perfect (an excellent) site for a cinema(theatre house). این زمین برای ساختن یک سینما جان می دهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com