English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (8 milliseconds)
English Persian
crab apple سیب صحرایی
Other Matches
crab جرزدن عصبانی کردن
crab عصبانی شدن باعث تحریک وعصبانیت شدن ادم ترشرو
crab کج خلق
crab به پهلو حرکت کردن
crab حرکت جانبی ناو
crab پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
crab f. خرچنگ وار
crab f. مانندخرچنگ
crab خرچنگ گرفتن
crab برج سرطان
crab خرچنگ
crab pulley قرقرهافقی
crab catcher مرغ خرچنگ خور
crab angle زاویه بین مسیر حرکت هواپیما و محور دوربین عکاسی
catch a crab تصادفا پارو را داخل اب کردن
crab cocktail مخلوط خرچنگ
crab soup سوپ خرچنگ
king crab خرچنگ نعلی
land crab n خرچنگی که در زمین زندگی میکند ولی در دریا تخم می ریزد
crab louse شپش زهار
crab louse شپشک
crab nebula ابری خرچنگی
king crab خرچنگی که ماننداست به نعل
jonah crab خرچنگ بزرگ امریکای غربی
travelling crab حلقهقابلحرکت
fiddler crab نوعی خرچنگ نقب زن
crab nebula سحابی خرچنگی
as sour as a crab <idiom> مثل برج زهرمار
crab spider رتیل باغی
crab border حاشیه خرچنگی [فرش]
crab apples سیب صحرایی
to crab [American E] [about something] گله کردن [درباره چیزی]
to crab [American E] [about something] قر زدن [درباره چیزی]
to crab [American E] [about something] ناله کردن [درباره چیزی]
hermit crab خرچنگی که پاهای عقب ان ناقص است
to crab [American E] [about something] نق نق زدن [درباره چیزی]
to crab [American E] [about something] غرغر کردن [درباره چیزی]
Cancer the Crab (June 22) برجسرطان
You cannot make a crab walk straight . <proverb> نمى توان خرچنگ را واداشت منظم و صاف راه برود .
apple میوهء سیب دادن
apple سیب دادن
apple نوعی ریزکامپیوتر که توسط شرکت کامپیوتری APPLEساخته شده است
apple چیز عزیزو پربها
apple مردمک چشم
apple سیب
apple یکی ازبزرگترین سازندگان ریزکامپیوتر در جهان
apple ii اپل دو
sugar-apple سیتافال هندی
a crunchy apple سیبی برشته و ترد
the apple of one's eye <idiom> عزیز دردانه
apple dumpling شیرینی پخته شده با سیب درونش [آشپزی]
Adam's apple جلو آمدگی حنجره در جلو گردن
Adam's apple سیب آدم
thorn apple تاتوره خاردار
the pulp of an apple گوشت سیب
toffee apple سیبیکهبالایهسختونازکتافیپوشیدهشدهباشد
To turn (apple)to someone. به کسی رو آوردن ( متوسل شدن )
apple pie پای سیب
apple juice آب سیب
to peel an apple پوست سیبی را گرفتن
candy apple سیب با ژلاتین پوشیده شده
eating apple سیب خوردنی
polish the apple <idiom> خود شیرینی کردن ،لعاب دادن به کسی
the apple of one's eye <idiom> نور چشم
the apple of one's eye <idiom> سوگلی بودن
the pulp of an apple مغز سیب
sugar apple سیب دارچینی
apple jack عرق سیب
apple works اپل ورکس
apple tree درخت سیب
apple talk اپل تاک
apple share اپل شر
apple peel پوست سیب
apple pascal یک زبان برنامه نویسی سطح بالا مخصوص استفاده درخانواده
apple of the eye چیز پریها
apple of the eye محبوب نوردیده
apple of the eye مردمک چشم
apple macintosh acintosh
apple core تخمدان سیب
Apple Mac مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
Apple Key کلید مخصوص روی صفحه کلید Macintosh Apple که ترکیب آن با کلیدهای دیگر یک راه میان بر برای انتخاب منوها است
egg apple بادنجان
fir apple چلغوزه
love apple گوجه فرنگی
shaped like an apple بشکل سیب
sour apple ضربهای که میلههای 5 و01 را باقی میگذارد
pine apple عین الناس
pine apple اناناس
fir apple جوزصنوبر
oak apple مازو
adams apple بر امدگی گلو
pine apple قشطه بمب
apple computer کامپیوتر اپل
sugar apple سفرجل هندی
flat apple گوی بولینگ خارج از بازی
adams apple سیب حضرت ادم
gall apple مازو
adams apple جوزک
Apple filing protocol روش ذخیره سازی فایل ها روی سرور شبکه که از طریق یک کامپیوتر Macintosh Apple قابل دستیابی است
To pick an apple off the tree. سیبی را از درخت کندن [چیدن] .
An apple a day keeps the doctor away. <proverb> غذای خوب طبیب را فراری می دهد.
apple desktop bus گذر رومیزی اپل
Apple Computer Corporation شرکتی که کامپیوترهایی مانند II Apple
apple desktop bus باسهای سریال در کامپیوترهای Macintosh Apple که به وسایل با سرعت پایین مثل صفحه کلید و mouse اجازه ارتباط با پردازنده را می دهند
apple desktop interface رابط رومیزی اپل
Apple Computer Corporation Lisa Apple و در این اواخر Apple Macintosh را ایجاد کرده است
Apple file exchange برنامه نرم افزاری که روی کامپیوتر Macintosh Apple اجرا میشود و اجازه خواندن دیسک از PC را میدهد
Put the apple in the juicer. سیب را در آب میوه گیر بگزارید.
An apple a day keeps the doctor away. <proverb> با خوردن یک سیب هر روز نیازی به دکتر نیست. [چونکه آدم دیگر بیمار نمی شود]
dutch apple pie پای سیب هلندی
Apple Macintosh computer مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
To eat an apple with the skin. سیب را با پوست خوردن
oak apple or gall مازو
The apple does not fall far from the tree. <proverb> درست شبیه پدر.
apple ring fender دفرای حلقوی
section of a pome fruit: apple قسمتهایمختلفمیوههایکرویشکل
Shipshape . In apple pie order. مرتب ومنظم
The rotten apple injures its neigbours. <proverb> یک سیب فاسد ,سیبهاى اطرافش را خراب مى کند.
A rotten apple in jures its companions. <proverb> یک سیب گندیده هم جواران خود را لکه دار مى کند.
toffie apple [British English] سیب با ژلاتین پوشیده شده
apple fritters [British English] قاچ سیب درخمیر سرخ شده [یک نوع شیرینی]
apple beignets [American English] قاچ سیب درخمیر سرخ شده [یک نوع شیرینی]
Millions saw the apple fall, but Newton was the one who asked why? میلیون ها نفر به زمین افتادن سیب را دیده بودند اما فقط نیوتون پرسید چرا؟
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness. نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed. هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com