English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
critical build up resistance مقاومت بحرانی برای تحریک خودی
Other Matches
critical resistance مقدار مقاومت بحرانی
critical resistance مقاومت بحرانی
build up بالا بردن توان رزمی نیروها
build-up نیروی کمکی تقویت نیروها
build-up پر کردن انبار
build-up جمع کردن ذخایر
build-up بالا بردن توان رزمی نیروها
build up پر کردن انبار
build up جمع کردن ذخایر
build ساختن
build بناکردن
build up نیروی کمکی تقویت نیروها
build گونه خاص یک برنامه
build درست کردن
build-ups نیروی کمکی تقویت نیروها
build-ups بالا بردن توان رزمی نیروها
build-ups جمع کردن ذخایر
build-ups پر کردن انبار
build up lining پوشش مرکب
build up beam تیر ساخته شده
jerry build بنا سازی کردن
build up section مقاطع مرکب
To build on sand. کار بی اساس کردن
to build up areputation شهرت یا ابرویی برای خوددرست کردن
to build one's hope upon امید خودراروی 0000قراردادن
body build هیکل
jerry build سرهم بندی کردن
jerry build با مصالح ارزان ساختمان کردن
of solid build خوش بنیه
macrosplanchnic build هیکل درشت تنه
To build up a reputation . To make a name. شهرتی بهم زدن
to build castles in the air خیالات خام پختن
to build castles in the air هوس خام پختن
To construct( build ) roads and buildings. جاده وساختمان ساختن
to [build / erect / put up] a fence حصاری ساختن
critical حیاتی بحرانی
critical مهم
critical حساس
critical شاخص
critical وخیم نکوهشی
critical value ارزش بحرانی
critical منتقدانه
self critical انتقاد کننده از خود
critical بحرانی
critical واقع درمرحله انتقال
critical وخیم انتقادی قابل تامل
critical خطرناک
critical وخیم
critical انتقادی
critical frequency فرکانس بحرانی
critical frequency فرکانس مرزی
critical damping خفیدگی بحرانی
critical ratio بهر شاخص
critical coupling کوپلاژ بحرانی پیوست بحرانی
critical frequency فرکانس متنافر با فرکانس طبیعی تیغه
critical coupling تزویج بحرانی
critical height ارتفاع بحرانی
critical height بلندی بحرانی
critical flow جریان بحرانی
critical facility تاسیسات حیاتی قسمت حیاتی
critical damping میرائی اپریودیک
critical current شدت بحرانی
critical date مدت زمان بحرانی
critical deformation تغییر شکل بحرانی
critical density چگالی بحرانی
critical depth عمق بحرانی
critical damping میرائی بحرانی
critical engine موتوری که از کارافتادن یانقص ان تاثیر زیادی درعملکرد هواپیما خواهد داشت
critical error خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
critical facility تاسیسات حساس
critical intelligence اطلاعات مهم
critical intelligence اطلاعات حیاتی
critical path مسیر بحرانی
critical period دوره بحرانی
critical period دوره شاخص
critical point نقطه بحرانی
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
critical point نقطه فرود در پرش با اسکی
critical position پوزیسیون حساس
critical pollution الودگی بحرانی
critical path مسیربحرانی
critical materials تجهیزات مهم
critical isotherm هم دمای بحرانی
critical isotherm منحنی هم دمای بحرانی
critical item اماد حساس
critical item اقلام حیاتی اقلام مهم
critical limit حد بحرانی
critical magnitude اندازه بحرانی
critical mass توده مهم
critical mass توده حساس
critical mass جرم بحرانی
critical materials اقلام حیاتی و مهم
critical pressure فشار بحرانی
mission critical که شرکت شما به آن بستگی دارد
critical region ناحیه بحرانی
critical region منطقه بحرانی
critical region ناحیه شاخص
critical speed سرعت بحرانی
mission critical برنامه نرم افزاری ه بدون آن شرکت شما کار نمی:ند
critical temperature دمای بحرانی
critical values مقادیر شاخص
critical valve مقدار بحرانی
critical velocity سرعت بحرانی
critical activity فعالیت بحرانی
critical concentration میزان تمرکز بحرانی
Critical Regonalism منطقه ی بحرانی
critical assembly ترتیب بحرانی
critical area ناحیه بحرانی
critical point نقطه بحرانی
critical temperature درجه حرارت بحرانی
critical angle زاویه بحرانی
critical altitude ارتفاعی که از ان بالاتر کاردستگاهها مختل میشود
critical altitude ارتفاع بحرانی
critical amplification تقویت بحرانی
critical voltage parabola شلجمی مقدار ولت قطع
critical path method سی پی ام
critical wave legth طول موج بحرانی
critical heat flux چگالی جریان شبکه
critical molecular mass جرم مولکولی بحرانی
critical path method روش مسیر بحرانی
critical path analysis تحلیل مسیر بحرانی
critical path analysis تعریف کارها و زمانی که هر یک نیاز دارند تابه اهداف خود برسند و نیز PERT
thermal critical point نقطه ی بحرانی حرارتی
critical path analysis استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
thermal critical point نقطه تبدیل حرارتی
thermal critical point نقطه توقف
critical path analysis منبعی که در هر زمان فقط توسط یک پردازنده قابل استفاده است
critical cooling rate میزان سرد کنندگی بحرانی
critical grid bias ولتاژ بایاس بحرانی شبکه
critical raynold's number عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
critical backing pressure فشار حد خلاء بحرانی
critical angle of attack زاویه حمله بحرانی
critical degree of polymerization درجه بحرانی بسپارش
critical angle of attack زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
critical angle of attack زاویه حمله
critical anode distance فاصله بحرانی اندی
critical closing speed سرعت بحرانی پایین
critical grid current شدت بحرانی شبکه
critical grid current جریان بحرانی شبکه
critical grid current جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
critical flicker frequency بسامد شاخص در سوسو زدن
critical infinte cylinder قطر بحرانی استوانه
critical incidents technique شیوه رویدادهای شاخص
critical heat flux شارحرارتی بحرانی
critical mach number عدد ماخی که در ان جریانهای شتابدار اطراف یک جسم دربعضی نقاط رفته رفته به سرعتهای مافوق صوت میرسند
critical grid voltage ولتاژ بحرانی شبکه
critical heat flux ratio نسبت شار حرارتی بحرانی
Things are coming to a critical juncture . کارها دارد بجاهای با ریک می کشد
d.c. resistance مقاومت اهمی
d.c. resistance مقاومت جریان دائم
non resistance تسلیم
non resistance عدم مقاومت
resistance تاب
resistance مقاومت کردن
resistance دوام
resistance مقدار مقاومت
resistance استحکام
resistance سختی مخالفت
resistance مقاومت
resistance عایق مقاومت
resistance ایستادگی
resistance پایداری
These talks are crucial [critical] to the future of the peace process. این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم [حیاتی] هستند.
resistance alloys الیاژهای مقاومتی
regulating resistance مقاومت نافم
resistance braking ترمز مقاومتی
resistance to corrosion مقاوم در برابر زنگ زدگی
resistance braking ترمز واکنشی
resistance thermometer گرماسنج مقاومتی
resistance standard مقاومت استاندارد
resistance loss اتلاف مقاومتی
resistance furnace کوره مقاومتی
resistance force جنبش مقاومت یا جنبش ازادی بخش انقلابی
resistance drop افت ای ار
resistance dimming مقاومت تیره کننده
resistance coil پیچک مقاومتی
resistance coefficient ضریب مقاومت
resistance drop افت مقاومتی
regulating resistance مقاومت تنظیم کننده
abrasion resistance تاب سایشی
abrasion resistance مقاومت سایشی
abrasive resistance درجه سایش پذیری
air resistance مقدار مقاومت هوا
ohmic resistance مقاومت اهمی
true resistance مقدار مقاومت اهمی
true resistance مقدارمقاومت حقیقی
oscillating resistance مقاومت نوسانی
piece de resistance امر مهم
piece de resistance فقره برجسته
piece de resistance کارپر اهمیت
passive resistance خود داری از قبول یاموافقت
piece de resistance خوراک اصلی
progressive resistance مقاومت فزاینده
resistance coupling جفتگری مقاومتی
acid resistance مقاومت در برابر اسید
resistance to cracking مقاوم در برابر شکستگی
resistance to deflaction مقاوم در برابر تغییر شکل خمشی
support resistance واکنش یا مقاومت تکیه گاه
tensile resistance مقاومت کششی
torsional resistance مقاومت پیچشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com