English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
cross section of a hydroelectric power station قسمتعبورایستگاهقدرتانرژیآبی
Other Matches
cross section of a power plant قسمتعرضینیروگاه
hydroelectric station نیروگاه ابی
hydroelectric power نیروی برقابی
cross section سطح مقطع عرضی
cross section مقطع
cross section نیمرخ عرضی
cross section سطح مقطع
cross section سطح مقطع موثر
cross section برش متقاطع نمونه یا حد وسط
cross section مقطع عرضی
cross-section سطح متقاطع
cross section نیمرخ پهنا مقطع موثر
cross section برش عرضی
cross section رویه برش
cross section of a road بخشعرضیجاده
cross section of an airbrush بخشعرضیرنگپاش
circular cross section مقطع گرد
valley cross section نیمرخ عرضی دره
inelastic cross section مقطع برخورد ناکشسان
shape of cross section نیمرخ عرضی
cross section area سطح مقطع
cross section of a molar قسمتهایمختلفدندانآسیا
absorption cross section مقطع جذب
cross section of a trunk بخشعرضیتنهدرخت
cross section of an embankment dam گودالکنندهشده
cross section of a refracting telescope بخشعرضیبازتابتلسکوب
cross section of a reflex camera قسمتعرضیبازتابتلسکوپ
cross section of a reflecting telescope قسمتمورببازتابتلسکوپ
cross section of a liquid compass قسمتموربقطبنمایمایع
cross section of a gravity dam قسمت
cross section of an arch dam بخشعرضیهلالیسر
cross section of an electron microscope بخشعرضیالکترودمغناطیسیمیکروسکوپ
cross section of a buttress dam قسمتحایلموربسر
effective collision cross section سطح مقطع برخورد موثر
total effective collision cross section سطح مقطع موثر کل
cross section of a muzzle-loading cannon قسمتموربدهانهتوپ
power station کارخانه برق
power station ایستگاه مولدنیرو
power station نیروگاه
power converter station پست تبدیل
nuclear power station نیروگاه هستهای
nuclear power station نیروگاه هسته ای
power converter station پست تبدیل قدرت
high power radio station ایستگاه رادیویی بزرگ
atomic power station [plant] نیروگاه هسته ای
low voltage power station نیروگاه فشار ضعیف
hydroelectric هیدروالکتریک
hydroelectric وابسته به تولید نیروی برق بوسیله اب یا بخار
hydroelectric complex اجزایتبدیلآببهالکتریسیته
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
cross way=cross road چهارراه
section نیمرخ
section بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
section قبضه توپ
section بره
section out شکستن موج بطور ناهموار
section جوخه
section رسد
section بخش
section رسددریایی یا هوایی
section قسمت
section گروه دایره
section دسته
section قطعه
section بخش قسمت
section برشگاه
section رسدتوپخانه
section شعبه
section برش
section مقطع
z section پروفیل "زد"
t section پروفیل " T "
section قسمت قسمت کردن برش دادن
t section عضو " T "
phantom section خط نقطهای که جهت رسم تصاویر نامرئی کشیده میشود
rolled section مقاطع نوردشده
oblique section مقطع مایل
overflow section قسمت سر ریز سد
oblique section برش اریب
personnel section کارگزینی
black section گروهیغیراداریدرداخلیکحزبسیاسیکهمدافعحقوقسیاهپوستاناست
personnel section قسمت پرسنلی
program section بخش برنامه ها
honeycomb section شانهعسل
flotation section بخششناور
dining section قسمتغذاخوری
rectangular section مقطع مستطیلی
regular section پروفیل نرمال
range section قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
radial section برش شعاعی
properties of section خواص مقاطع تیرها
project section بخش تهیه طرحها
project section بخش تهیه پروژه ها
program section بخش تهیه برنامه ها
oblique section مقطعی که بوسیله صفحه اریب جسم رابرش بدهد
oblique section مقطع اریب
section of a log قسمتهایمختلفکندهدرخت
section charge خرج جزء جزء
section of a raspberry قسمتهایمختلفتمشک
longitudinal section برش طولی
tip section قسمتنوک
longitudinal section نیمرخ طولی
section chief رئیس قبضه
section chief فرمانده رسد فرمانده قبضه
section of a walnut قسمتهایمختلفگردو
section crew دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
section gang دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
section of a bulb قسمتهایمختلفپیاز
main section قسمتاصلی
pipe section قسمتلوله
radio section بخشرادیو
rail section بخشریل
sagittal section قسمتهایزیرشکم
root section مقطع ریشه
section charge خرج چند قسمتی
section hand کارگرعضو دسته معینی ازکارگران راه اهن
section of a hazelnut قسمتهایمختلففندوق
section of a strawberry قسمتهایمختلفتوتفرنگی
crown section برش در کلید قوس
transverse section مقطع عرضی
axial section برش محوری
auxiliary section برش کومکی
transverse section برش متقاطع
full section برش کامل
gauging section برش اندازه گیری
conic section مقطع مخروطی
trenched section زیرگاه صندوقهای
trenched section فرم صندوقهای تو گود
trough section مقطع ناودانی
control section بخش کنترل
control section قسمت کنترل
aircraft section قسمت هواپیمایی
structural section مقطع سازهای
air section رسد هوایی
transversal section برش عرضی
compact section مقطع فشرده
data section بخش داده ها
built up section مقاطع مرکب
economic section انتخاب سطح مقطع مناسب ازنظر اقتصادی
box section مقطع قوسی سکل
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
longitudinal section برش طولی
transition section مقطع تبدیل
ground section بدنه و پیکر اصلی فرش [که از در هم رفتگی نخ های تار و پود بدست می آید و اسکلت فرش را بوجود می آورد.]
beaded section شیار برجسته روی گچ وچوب
coil section مقطع بوبین
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
base section بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
extruded section پروفیل اشترانق پرس
build up section مقاطع مرکب
aircraft section رسدهواپیمایی
advance section قسمت جلویی
advance section قسمت مقدم در منطقه مواصلات
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
staff section قطعات سمبه
staff section قسمت ستادی دسته سمبه
staff section بخش ستادی
golden section برش زرین
center section بال میانی
gun section یک قبضه توپ با نفرات
in the non-smoking section در قسمت غیر سیگاری ها
gun section رسدتوپ
half section نیم مقطع
butt section قسمتهدف
horizontal section برش افقی
section of valley نیمرخ عرضی دره
section of dike نیمرخ راه
section leader فرمانده رسد یا جوخه
half section نیم برش
weaving section منطقه همبری
weaving section منطقه تقاطع
gauging section مقطعی از کانال یا رودخانه که عمق اب یا سرعت اب اندازه گیری میشود
wallet section قسمتکیفپول
accessory of section قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
standard section پروفیل استاندارد
wing section بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
horseshoe shaped section مقطع نعل اسبی
air movement section قسمت حرکات هوایی
egg shaped section مقطع تخم مرغی
air ground section قسمت عملیات مشترک زمینی و هوایی
section of a capsule: poppy قسمتهایمختلفکیسه
box section bed جعبه ماشینهای ابزار
box section leg ساق یا پایه بخشی از جعبه
air movement section قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
intermediate frequency section مقطع فرکانس میانی
data control section بخش کنترل داده
wall stack section بخشدودکشدیواری
air traffic section قسمت کنترل عبور و مرورهوایی
section of a silique: mustard قسمتهایمختلفخردل
section of a grain of wheat قسمتهایتخممرغ
winding crodd section سطح مقطع سیم پیچی
section of a berry: grape قسمتهایمختلفانگورحبهای
Could we have a table in the non-smoking section? آیا ممکن است میز ما در قسمت غیر سیگاری ها باشد؟
section of a legume: pea قسمتهایمختلفبتولات
standard egg section مقطع تخم مرغی شکل معمولی
He works in the production section . درقسمت تولید کار می کند
formwork at cirved section قالب بندی در سطوح منحنی
way station ایستگاههای فرعی بین راهی جاده یا خط اهن
way station ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی
sub station پست فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com