English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
English Persian
crown stopper سر بطری پهن
Other Matches
stopper خفت طناب
stopper درپوش
stopper متوقف کننده
stopper باچوب پنبه بستن
stopper بادریچه بستن
stopper توپی جلوگیری کننده
stopper سربطری
stopper چوب پنبه
carpenters' stopper سیم نگهدار گیرهای
rope stopper طناب نگهدار
chain stopper خفت زنجیری
crack stopper خصوصیتی در طراحی یک ساختمان
earth stopper مامور بستن سوراخهای روباه
leak stopper نشت گیر
leak stopper گوه
rope stopper استاپر
rubber stopper درپوش لاستیکی
carpenter stopper خفت کتابی
puck stopper دروازه بان
chain check stopper سیم نگهدار
crystal ball stopper گلوله بلوری شیشه لیموناد
crown saw اره استوانهای
crown تاج قهرمانی
crown تاج
crown فرق سر
crown بالای هرچیزی
crown حد کمال
crown راس قله
crown ستیغ سره
crown تاج گذاری کردن پوشاندن
crown ستیغ نیمرخ مهره طاق
crown کلید طاق
crown تاج دندان
crown تحدب
crown کوژی
the crown of the head فرق سر
southern crown اکلیل جنوبی
crown-post تیرک عمودی
crown-steeple منارک برج
crown-strut [شمع پشتبند عمودی]
crown-plate بالشتک
piston crown تاج پیستون
olive crown تاج زیتون
mural crown ناجی که به نخستین بالارونده ازدیوار شهر دشمن داده میشد
crown-tile سفال تیزه
the crown of the teeth قسمت بیرونی دندان
crown-steps لاریز [برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
the crown of the teeth دندان بیرونی
crown glass شیشه پنجره [در قرن نوزدهم انگلیس]
crown cornice کتیبه اصلی
crown cornice قرنیز اصلی
crown jewels جواهرآلاتسلطنتی
crown court دادگاهیدر انگلستانو ولز
feather crown پرتاجیشکل
crown tine نوکشاخ
crown block قرقرهراس
Crown Princesses ولیعهد
Crown Princesses همسر ولیعهد
Crown Princess ولیعهد
Crown Princess همسر ولیعهد
crown moulding گچ بری تاجی شکل
heir to the crown ولی عهد
Crown Prince نایب السلطنه
crown imperial گل سرنگون
crown glass شیشه گردیاچرخی
crown gear چرخ دنده محدب
crown ether اتر تاجی
crown debt طلب دولتی بستانکاری دولتی
crown debt وام بدولت
crown colony بعضی از کلنیهای ممالک مشترک المنافع انگلیس که مقام سلطنت بر انها نظارت دارد
counsel for the crown وکیل عمومی
counsel for the crown دادیار
Crown Prince ولیعهد
Crown Princes نایب السلطنه
Crown Princes ولیعهد
crown knot گره تاج
crown land خالصه
half crown سکه معادل دوشلیلینگ وشش پنس
crown wheel چرخی که دندانههای ان نسبت به سطح ان عمودباشد
crown tree شمع
crown top تاج
crown top کلاهک
crown section برش در کلید قوس
crown paper کاغذی که 38/10سانتیمتردر50/80سانتیمترباشد
crown of the caves way قسمت میان سنگ فرش)
crown of arch کلید طاق
crown of arch مهره طاق
crown law قانون جزائی
law officers of the crown وکیل عمومی دادیار
downstream profile at crown نیمرخ کلید در پایین دست
downstream profile at crown نیمرخ پایاب در کلید
crown green bowls بولینگ بین دو بازیگر در چمن وسیع
law officers of the crown دادستان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com