Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (5 milliseconds)
English
Persian
crown-strut
[شمع پشتبند عمودی]
Other Matches
strut
پایه
strut
قفل نگهدارنده
strut
ریل نگهدارنده یاضامن پایه اتش
strut
حماله محور پروانه ناو
strut
توحلقی
strut
قدم زنی باتبختر
strut
خرامش
strut
شمع پشتبند
strut
پایه در پل پستوان
strut
خرامیدن
strut
ستون
strut
تیر
lift strut
پایه هایی که بار کششی حاصل از ایجاد نیروی برای بال را متحمل میشوند
suspension strut
ستونمعلق
wing strut
پایه بال
interplane strut
پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
effective length of strut
ارتفاع کمانش
effective length of strut
بلندی کمانش
crown
راس قله
crown saw
اره استوانهای
crown
تاج
crown
فرق سر
crown
بالای هرچیزی
crown
حد کمال
crown
تاج دندان
crown
تحدب
crown
تاج قهرمانی
crown
کوژی
crown
کلید طاق
crown
ستیغ نیمرخ مهره طاق
crown
ستیغ سره
crown
تاج گذاری کردن پوشاندن
Crown Princess
همسر ولیعهد
the crown of the teeth
دندان بیرونی
the crown of the teeth
قسمت بیرونی دندان
mural crown
ناجی که به نخستین بالارونده ازدیوار شهر دشمن داده میشد
the crown of the head
فرق سر
piston crown
تاج پیستون
olive crown
تاج زیتون
heir to the crown
ولی عهد
Crown Princess
ولیعهد
Crown Princesses
همسر ولیعهد
Crown Princesses
ولیعهد
crown-tile
سفال تیزه
crown-steeple
منارک برج
crown-post
تیرک عمودی
crown-plate
بالشتک
crown moulding
گچ بری تاجی شکل
crown glass
شیشه پنجره
[در قرن نوزدهم انگلیس]
crown cornice
کتیبه اصلی
crown cornice
قرنیز اصلی
crown jewels
جواهرآلاتسلطنتی
crown court
دادگاهیدر انگلستانو ولز
southern crown
اکلیل جنوبی
feather crown
پرتاجیشکل
crown tine
نوکشاخ
crown block
قرقرهراس
crown-steps
لاریز
[برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
half crown
سکه معادل دوشلیلینگ وشش پنس
Crown Prince
نایب السلطنه
crown imperial
گل سرنگون
crown glass
شیشه گردیاچرخی
crown gear
چرخ دنده محدب
crown ether
اتر تاجی
crown debt
طلب دولتی بستانکاری دولتی
crown debt
وام بدولت
crown colony
بعضی از کلنیهای ممالک مشترک المنافع انگلیس که مقام سلطنت بر انها نظارت دارد
counsel for the crown
وکیل عمومی
counsel for the crown
دادیار
Crown Prince
ولیعهد
Crown Princes
نایب السلطنه
Crown Princes
ولیعهد
crown knot
گره تاج
crown land
خالصه
crown wheel
چرخی که دندانههای ان نسبت به سطح ان عمودباشد
crown tree
شمع
crown top
تاج
crown top
کلاهک
crown stopper
سر بطری پهن
crown section
برش در کلید قوس
crown paper
کاغذی که 38/10سانتیمتردر50/80سانتیمترباشد
crown law
قانون جزائی
crown of arch
مهره طاق
crown of arch
کلید طاق
crown of the caves way
قسمت میان سنگ فرش)
crown green bowls
بولینگ بین دو بازیگر در چمن وسیع
law officers of the crown
وکیل عمومی دادیار
law officers of the crown
دادستان
downstream profile at crown
نیمرخ پایاب در کلید
downstream profile at crown
نیمرخ کلید در پایین دست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com