Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
crystal system
دستگاه بلور
Search result with all words
hexagonal crystal system
سیستم کریستال شش گوش
Other Matches
crystal
کریستال
crystal
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystal
صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
crystal
ماشین حسابها و صفحههای نمایش دیجیتال به کار می رود
crystal
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
crystal
شفاف
crystal
بلور
crystal
زلال بلوری کردن
crystal
بلور کوارتز
crystal plane
صفحه بلور
crystal pulling
بلور پردازی
crystal rectifier
دیود
crystal rectifier
دو قطبی بلورین
crystal set
رادیوی ترانزیستوری
crystal plane
سطح بلوری
atomic crystal
بلور اتمی
crystal pickup
پیک اپ کریستالی
crystal pickup
پیکاپ بلورین
crystal pendant
اویز
crystal oscillator
نوسان ساز کریستالی
metal crystal
بلور فلز
crystal mixer
ترکیب کننده دیودی
crystal microphone
میکروفون بلوری
crystal set
اشکارساز کریستالی
crystal set
گیرنده اشکارساز
crystal structure
ساختار بلور
host crystal
بلور میزبان
I cant do any crystal – gazing .
علم غیب که ندارم
host crystal
بلور زمینه
crystal clear
واضح-مبرهن
crystal drop
اشککریستالی
crystal button
ریسهکریستالی
x cut crystal
کریستالی که عمود بر محورایکس و بموازات محور سوم بریده شده است
crystal plane
سطح کریستالی
crystal water
اب تبلور
crystal transducer
کریستالی
ionic crystal
بلور یونی
crystal transducer
مبدل
molecular crystal
بلور مولکولی
single crystal
تک بلور
mixed crystal
کریستال مخلوط
crystal detector
اشکارساز بلورین
crystal defect
نقص بلور
crystal control
تنظیم با بلور
crystal axis
محور کریستال
crystal allotropy
چند شکلی بلور
rock crystal
سنگ بلور
valence crystal
بلور کووالانسی
covalent crystal
بلور کووالانسی
detecting crystal
بلور اشکارساز
cast crystal
بلور ریخته
distorted crystal
بلور واپیچیده
crystal lattice
شبکه بلورین
quasi crystal
شبه بلور
quartz crystal
بلور کوارتز
crystal diode
دیود بلوری
crystal diode
دیود
mixed crystal
کریستال امیخته
crystal lattice
شبکه بلور
crystal lattice
شبکه کریستالی
crystal lattice
شبکه بلوری
crystal lattic
شبکه کریستالی
crystal growth
رشد بلور
crystal grain
دانه بلوری
crystal glass
بلور
filter crystal
کریستال صافی
crystal gazing
بلور بینی
crystal gazer
ساحر یا جادوگر
crystal filter
صافی بلورین
monovalent crystal
بلور تک والانسی
crystal energy
انرژی بلور
pizoelectric crystal
کریستال پیزوالکتریک
crystal ball
انتن رادار
crystal balls
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
as clear as crystal
<idiom>
مثل اشک چشم
[زلال]
crystal balls
انتن رادار
crystal ball
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
liquid crystal
کریستال مایع
colored crystal
بلور سنگین
ideal crystal
کریستال ایده ال
iceland crystal
بلور ایسلند
crystal growth affinity
رشد خواهی بلور
interplanar crystal spacing
فاصله بین صفحهای
crystal video rectifier
یکسوکننده بلورین ویدئو
burnout of a crystal rectifier
سوختن یکسوکننده دیودی
crystal ball stopper
گلوله بلوری شیشه لیموناد
liquid crystal display
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
crystal field theory
نظریه میدان بلور
frequency changer crystal
بلور تغییر دهنده بسامد
liquid crystal display
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
liquid crystal displays
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
liquid-crystal display
نمایشکریستالمایع
liquid crystal displays
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
inert gas crystal
بلور گازهای بی اثر
noble gas crystal
بلور گازهای بی اثر
crystal frequency changer efficiency
بازده بلور تغییر دهنده بسامد
crystal field stabilization energy
انرژی پایداری میدان بلور
current sensitivity of a crystal rectifi
حساسیت یکسوکننده بلورین
electrostatic crystal field theory
نظریه الکتروستاتیکی میدان بلور
How was I supposed to know . After all I didnt have a crystal ball.
مگر کف دستم را بو کرده بودم.
liquid crystal display colour pigmented
صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
liquid crystal bar graph panel indicator
شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
linear system
[system of linear equations]
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
It stickd out a mile. It is crystal clear . It is as clear as daylight.
مثل روز روشن است ( پرواضح است )
i.f.f. system
دستگاه تشخیص
system
تشکیلات
system
نظام سیستم
system
مجموعه سازمان
system
ترتیب
system
روش اصول
system
دستگاه
system
سیستم
p system
سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
system
سلسله رشته
system
همست
system
همستاد روش
system
طریقه
c.g.s. system
دستگاه سگث
system
جهاز
system
طرز اسلوب
system
قاعده رویه
system
نظم منظومه
system
نظام
system
سامانه
cw system
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
value system
نظام ارزشها
system
سازگان
system
هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
system
سازمان
an system
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
system
منظومه
the system of
the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
the system of
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
system
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system
سلسله
system
رشته دستگاه
system
نظم ترتیب
system
طرز روش
system
اسلوب
system
اصول وجود
redox system
سیستم اکسایش- کاهش
ragozin system
سیستم راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
quota system
سیستم سهمیهای
serfdom system
نظام رعیتی
quota system
نظام سهمیه بندی
serfdom system
نظام سرفی
sewage system
شبکه فاضلاب
social system
نظام اجتماعی
quantized system
دستگاه کوانتایی
sewerage system
شبکه فاضلاب
ptolemaic system
هئیت بطلیموسی
price system
نسبت و رابطه قیمتها با هم
price system
نظام قیمتی
price system
نظام قیمت
railroad system
سیستم راه اهن
railway system
شبکه راه اهن
rationing system
نظام جیره بندی
rotation system
توزیع تناوبی
smyslov system
سیستم اسمیسلوف در دفاع گرونفلد
russian system
سیستم روسی در دفاع گرونفلد
road system
شبکه راهسازی
road system
شبکه راهها
rhombohedral system
دستگاه لوزوجهی
respiratory system
دستگاه تنفسی
recoil system
سیستم عقب نشینی توپ
second signal system
دستگاه علامتی دوم
recoil system
دستگاه دافع توپ
recoil system
سیستم دافع
rationing system
نظام سهمیه بندی
railway system
سیستم راه اهن
secure system
سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
power system
سیستم قدرت سیستم انرژی
monoclinic system
دستگاه تک شیب
microcomputer system
سیستم ریزکامپیوتری
merit system
نظام شایستگی نگر
measuring system
سیستم سنجش
total system
سیستم کامل
mature system
سیستم کامل
maroczy system
سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
market system
نظام بازار
management system
سیستم اداره
management system
سیستم مدیریت
miniature system
خرده نظام
mixed system
نظام مختلط
monitor system
سیستم مبصر
monetary system
سیستم پولی
isolated system
سیستم منزوی
modulation system
سیستم مدولاسیون
modular system
سیستم پیمانهای
modern system
نظام جدید
modern system
نظام نوین
mnemonic system
نظام یادیار
mksa system
دستگاه مکثا
makagonov system
سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
magnetic system
سیستم مغناطیسی
inquiry system
سیستم پرسش- پاسخ
information system
سیستم اطلاعات
information system
سیستم اطلاعاتی
induction system
سیستم مکش
indeterminate system
آن قابل پیش بینی نیست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com