Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (6 milliseconds)
English
Persian
cuno filter
نوعی فیلتر متشکل از تعدادی دیسک که توسط تیغه هایی ازهم جدا شده اند
Other Matches
filter
صاف کردن یا شدن
filter
فیلتر صافی
filter
پالایه
filter
انتخاب رکوردهای مختلف از فایل پایگاه داده ها
filter
انتخاب کلمه چند بیتی
filter
حذف عناصر ناخواسته از فایل یا سیگنال
filter
الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
filter
مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
l filter
فیلتر سلفی
filter
توری
filter
چیزیکه بعضی پرتوها از ان میگذرندولی حائل پرتوهای دیگر است
filter
پالودن صاف کردن
filter
تصفیه کردن
filter
اب صاف کردن
filter
صافی
filter
پالونه
filter
پالودن
filter
صافی پالایه
filter
صافیدن
filter
فیلتر
filter
صاف کردن نور
filter
صاف کردن
fuel filter
صافی بنزین
gravel filter
صافی شنی
integrating filter
صافی جمع کننده
interference filter
صافی تداخل
interference filter
صافی پارازیت
polarizing filter
صافی قطبی
fuel filter
صافی سوخت
frequency filter
صافی فرکانس
filter layer
لایه پالایش
filter command
فرمان FILTER
filter condenser
خازن صافی
filter crystal
کریستال صافی
filter curve
منحنی صافی
filter disc
قرص صافی
filter disk
قرص صافی
filter insert
دریچه یا مدخل صافی
filter layer
لایه صافی
filter flask
بالن صافی
light filter
صافی نور
quadrature filter
مدار تربیعی
scratch filter
صافی پیکاپ
suction filter
صافی مکنده
water filter
صافی اب
wet filter
فیلتری که در ان فیلمی ازمایع که روی سطح المنت قرارگرفته مانع از عبور ذرات و و الودگی میشود
air filter
فیلترهوا
colour filter
فیلتررنگ
filter cover
پوششفیلتر
porous filter
صافی متخلخل
petrol filter
صافی بنزین
line filter
صافی همهمه
line filter
صافی شبکه
line filter
صافی خط
noise filter
صافی همهمه
nominal filter
صافی میکرونی
nominal filter
صافی به اندازه عبور معین
oil filter
صافی روغن
lint filter
فیلترتهلگن
filter tip
فیلتر سیگار
crystal filter
صافی بلورین
bandpass filter
فیلتر الکترونیکی که به فرکانسهای خالص اجازه عبور میدهد و سایر فرکانسها را ترد میکند
differentiating filter
صافی ممیز
electric filter
صافی الکتریکی
filter network
شبکه ی صافی
filter packing
پوشش صافی
filter packing
لایی صافی
filter paper
کاغذ صافی
filter element
المنت فیلتر
antivignetting filter
صافی هماهنگ کننده نور صافی تطبیق نور
acoustic filter
صافی صوتی
filter tip
سیگار فیلتردار
filter tips
فیلتر سیگار
filter tipped
سیگار دارای فیلتر
filter-tipped
سیگار دارای فیلتر
absolute filter
صافی صد در صد
absolute filter
صافی میکرونی صافی میکروسکپی
absorbent filter
صافی جذب
filter tips
سیگار فیلتردار
filter blocks
اجر توخالی
filter capacitor
خازن صافی
filter center
مرکز کنترل و نتیجه گیری ازاخبار پدافند هوایی
filter center
مرکزتوزیع اطلاعات
filter characteristic
مشخصه صافی
filter chock
چوک صافی
filter circuit
مدار صافی
filter bed
صافی شنی
filter bed
صافی اب
filter press
صافی فشاری
filter stick
لوله صافی دار
filter add
کمک صافی
power line filter
صافی جریان برق
capacitor intel filter
شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
power line filter
یکنواخت کننده برق
fluted filter paper
کاغذ صافی چین دار
colour selection filter
فیلترجداکنندهرنگ
red safelight filter
فیلتراشعهمفیدقرمز
low pass filter
صافی پایین گذر
narrow band filter
صافی فلزات باریک
impedance transforming filter
صافی تبدیل امپدانس
band project filter
فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
high pass filter
صافی بالا گذر
band pass filter
فیلتر میانگذر
low frequency filter
صافی فرکانس پایین
air-cleaner filter
هواکشتصفیههوا
high pass acoustical filter
صافی صوتی بالا گذر
automatic filter coffee maker
صافیقهوهجوشاتوماتیک
low pass acoustical filter
صافی پایین گذر صوتی
flexible oil filter line
لوله صافی روغن
band pass filter circuit
مدار صافی باند پاس
diesel fuel oil filter
صافی سوخت موتور دیزل
intermediate frequency band filter
صافی باند فرکانس میانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com