English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
cylinder block boring machine دستگاه سوراخ کننده بدنه سیلندر ماشین مته بلوک سیلندر
Other Matches
boring machine دستگاه مته [ابزار]
boring machine مته برقی [ابزار]
boring machine دریل [ابزار]
automatic boring machine دستگاه درل خودکار
fine boring machine دستگاه مته فریف
milling, drilling and boring machine ماشین فرز و مته
deep hole boring machine دستگاه مته سوراخ عمیق
drum type boring machine دستگاه مته نوع استوانهای
cylinder block بلوک سیلندر
cylinder block بلوک واحدی که سیلندرهای یک موتور پیستونی خطی که با مایع خنک مشوند رادربرمیگیرد
boring حفره کنی
boring ملال اوری
boring جای مته
boring سوراخ
boring مته کردن
boring سوراخ کردن
boring گمانه
boring گمانه کنی
boring چال
fine boring سوراخکاری فریف
boring tubes لوله هایی که برای حفاری بکار میرود
boring chuck سه نظام مته
boring stay قسمت ساکن مقابل
boring pipe لوله حفاری
boring cutter قلم تراش
boring bit چرخ دنده داخل گرد
horizontal boring سوراخکاری افقی
boring machines مته های برقی [ابزار]
boring machines دستگاه های مته [ابزار]
boring stay محل نشست
boring machines دریل ها [ابزار]
wood boring لانه کننده درمغز چوب
wood boring سوراخ کننده چوب
prospecting by boring گمانه زنی
ingot boring lathe دستگاه مته شمش
deep hole boring سوراخ عمیق
It was a sI'lly boring film (movie). فیلم لوس وخنکی بود
double column vertical boring mill ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
cylinder 1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
cylinder بطری گاز
cylinder سیلندر
cylinder استوانه
cylinder لوله
cylinder غلطک
cylinder فشنگ خور استوانهای هفت تیر
cylinder flange فلانج یا لبه سیلندر
arm cylinder دستهاستوانه
acetylene cylinder لوله استیلن
revolving cylinder سیلندردورانی
cylinder liner رگکش سخت و مقاوم در برابرسایش در جدار داخلی سیلندراز جنس الیاژهای سبک یامواد نرم دیگر
cylinder liner بوش سیلندر
wehnelt cylinder استوانه ونلت
two cylinder engine موتور دو سیلندر
cylinder lock قفل میلهای
six cylinder engine موتور شش سیلندر
cylinder head سرسیلندر
recuperator cylinder سیلندرتجدیدنیرو
boom cylinder سیلندرهیدرولیک
cylinder case جعبهسیلندر
cylinder baffles صفحات نازک قلزی برای هدایت هوا از میان تیغههای خنک کننده و جذب حداکثر گرمای ممکن از جدارسیلندر
cylinder capacity حجم سیلندر
cylinder capacity فضای سیلندر
cylinder fins تیغههای سیلندر
cylinder gas گاز داخل سیلندر
cylinder jacket استری داخل سیلندر
bucket cylinder زبانهسیلندر
elevating cylinder استوانهبالارونده
bottom cylinder نقطهسیلندر
hydraulic cylinder سیلندرهیدرولیکی
pickup cylinder سیلندرلندشو
ruffini cylinder استوانه روفینی
recoil cylinder استوانه دافع
pump cylinder سیلندر پمپ
induction cylinder اهنربای استوانهای
steering cylinder سیلندرفرمان
guide cylinder استوانه راهنما
gas cylinder سیلندر گاز
graduated cylinder استوانه مدرج
ripper cylinder سیلندرچاکدهنده
gas from cylinder گاز سیلندر
gas from cylinder گاز کپسول
eight cylinder engine موتور هشت سیلندر
gas cylinder بطری گاز
top cylinder سرسلیندر
induction cylinder استوانه القائی
cylinder skirt حاشیه یا دامنه سیلندر
wheel cylinder سیلندرچرخدنده
cylinder pad پایه سیلندر
oxygen cylinder سیلندر اکسیژن
actuating cylinder سیلندر پیستون عمل کننده سیلندر محرک
oxygen cylinder سیلندراکسیژن
oxygen cylinder مخزن اکسیژن
counter recoil cylinder استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
disposable gas cylinder سیلندرگازمصرفی
double acting cylinder سیلندر دوطرفه
cylinder vacuum cleaner سیلندرجاروبرقی
cylinder pressure gauge فشارسنجسیلندر
compressed-air cylinder سیلندرکمپراسهوا
cylinder head gasket واشر سرسیلندر
single cylinder engine موتور یک سیلندر
critical infinte cylinder قطر بحرانی استوانه
compressed gas cylinder سیلندر محتوی گاز متراکم
thin walled cylinder استوانه جدار نازک
backward bucket cylinder سیلندرسطلوارونه
lift-arm cylinder سیلندردستهیبالابر
gas cylinder valve شیر سیلندر گاز
propane gas cylinder سلندرگازپروپان
blade lift cylinder سیلندربالابرندهتیغه
single acting cylinder سیلندر یک طرفه
high pressure cylinder کپسول فشار قوی
cylinder roller thrust bearing یاطاقان غلطکی محوری
recuperator cylinder front head سرجلوییسیلندرتجدیدنیرو
diesel engine cylinder head سرسیلندر موتور دیزلی
self block خودبندی
v block گونیای جناقی
the block مردن بوسیله گردن زنی
block مسدودکردن
block out جاسازی
block کنده مانع ورادع
block انسداد
block مانع شدن
block بنداوردن
block پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
block قطعه زمین
block توده
block یک دستگاه ساختمان
block قرقره طناب خور
block بلوک سیمانی
block سد کردن خطا
block منطقه
on the block <idiom> فروخته شده
block فراکسیون
block بندال
block دفاع
block سد
block سد کردن
block قطعه
block بستن مسدود کردن
block مانع شدن از بازداشتن
block قالب کردن
block توده قلنبه
block وقفه
block مانع
block قرقره
block کنده
block اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
block جعبه قرقره
block بلوک
block پارازیت
block سد قالب
block سدکردن غیرمجاز حریف
block دفاع در مقابل ابشار
block یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
block توقف رویدادن چیزی
block قالب ریختن
block مجموعهای از موضوعات در یک گروه
block تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
block بلاک
block بلوک ساختن
form block بلوک فرمکاری
cutoff block سد کردن راه مدافع به وسیله مهاجم
erratic block بلوک نامنظم
to walk around the block دور بلوک خیابان راه رفتن
erratic block بلوک جابجا شونده
fuse block چینی فیوز
engine block قالب یا بدنه موتور
entry block کنده مدخل
concrete block سنگ بتنی
block vote رایفردیبهگروهی
foot block بالشتک ستون
foot block زیر سری ستون
foot block قژعه چوبی یا فلزی کوچکی که در زیر ستون و روی خاک کار گذاشته میشود.
control block بلوک کنترل
cupola block اجر طاقی
control block کنده کنترل
cross block سد کردن خط دفاعی از کنار
cut block سدکردن دریافت کننده توپ باپشت پا
breeze-block آجرسیمانی
tower block ساختمانبرجمانند
chip off the old block <idiom> (هرچی گذاشته اون برداشته)رفتار مشابه به والدین داشتن
knock one's block off <idiom> خیلی سخت به کسی صدمه زدن
block-capital سرستون بالشتکی
breeze-block خاکه زغال نیمه سوز
to block [to block up] [to clog] [to clog up] something جلوی جریان [ریزش] چیزی را گرفتن
block-plan نقشه اولیه ساختمان
block-house دژ چوبی
cluster-block چندین طبقه آپارتمان
chock-a-block پر
engine block بلوک موتور
end of block پایان یک بلوک
travelling block بستانتقال
ego block سد خود
tension block کششقرقره
demolition block مجموعه خرج منفجره قوطی خرج
block diagram نمودار بلوکی نمودار کلی
demolition block خرج منفجره
key-block سنگ تاج
block capitals حروفبزرگسادهوبدونهیچگونهنشانوتزئینی
block-cornice قرنیز بلوکی
fuse block خانه فیوز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com