Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (6 milliseconds)
English
Persian
dark fiber
فیبر نوری که سیگنالی ندارد. مربوط به کابل فیبرنوری که نصب شده است ولی هنوز استفاده نشده است
Other Matches
fiber
نخ
fiber
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber
فیبر نوری با قط ر بسیار کم
fiber
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber
لیف
fiber
فیبر
fiber
بافت لیف
fiber
رشته
fiber
تار
fiber
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fiber
بافت
natural fiber
الیاف طبیعی
[مثل پشم، پنبه و ابریشم]
protein fiber
الیاف پروتئینی
[مانند ابریشم و پشم]
vegetable fiber
الیاف گیاهی
vegetable fiber
الیاف سلولزی
[مثل پنبه و کنف]
optical fiber
رشته اپتیکی
optical fiber
فیبر نوری
hardwood fiber
فیبر از چوب جنگلی
fiber conduit
لوله حفاظ فیبری
hard fiber
فیبر سخت
vulcanized fiber
الیاف وولکانیده
fiber optics
علم فایبراپتیک
fiber optics
الیاف نوری
fiber cleat
مقره فیبری
fiber optics
فیبر نوری
jute fiber
[الیاف کنف که از ساقه این گیاه تیه می شوند. در فرش های ماشینی از کنف بین تار و پود استفاده می شود و در بعضی از فرش های هندی و چینی آنرا با مخلوط پنبه در تار استفاده می کنند.]
fiber stress
تنش تاری
laminated fiber sheet
پر
fiber cored cable
کابل با مغز فیبری
laminated fiber sheet
ورق فیبر متورق
man-made fiber
الیاف شیمیایی
man-made fiber
الیاف مصنوعی
at dark
هنگام شب
in the dark
در رهگیری هوایی یعنی درصفحه رادار من مشهودنیست
dark
<adj.>
رنگ تیره
It's too dark.
آن خیلی تاریک است.
in the dark
<idiom>
هیچ اطلاعی از چیزی نداشتن
at dark
درشب
dark
تیره کردن تاریک کردن
It is getting dark.
هواتاریک می شود
to keep dark
پنهان ماندن
dark
تاریک
dark
<adj.>
تیره
one in the dark
میلهای که پشت میله دیگربماند و دیده نشود
It is getting dark .
هوادارد تاریک می شود
dark age
دورهایکههمراهبافقدانفرهنگو پیشرفتهمراهباشد
to grow dark
تاریک شدن
dark grey
رنگ موشی
dark grey
رنگ خاکستری تیره
dark brown
رنگ قهوه ای تیره
dark glasses
عینک آفتابی
Try to be home before dark.
سعی کن قبل از تاریک شدن بیایی منزل
A shot in the dark
تیری درتاریکی
shot in the dark
<idiom>
تیری درتاریکی
We lost our way in the dark.
راهمان راتوی تاریکی گه کردیم
dark horse
<idiom>
کاندیدی که به سختی مردم بشناسندش
whistle in the dark
<idiom>
سعی درفراموش کردن ترس
dark horse
تودار
dark horse
مرموز
dark horse
آب زیر کاه
dark secret
راز نهان
dark beige
رنگ کرم یا بژ تیره
pitch dark
سیاه
dark current
جریان تاریک
dark coloured
سیاه رنگ
dark burn
خستگی
dark bulb
نوعی لامپ اشعه کاتدی که هنگام خاموش بودن سیاه بنظر می رسد و به تصاویرویدئویی وضوح خوبی میدهد
dark blue
سرمه ای
dark blue
ابی سیر
dark adaptation
تطبیق با تاریکی
dark adaptation
عادت کردن به تاریکی
dark adaptation
انطباق با تاریکی
the dark continent
افریقا
the dark ages
قرون وسطی
dark horses
برنده غیرمترقبه
dark horse
برنده غیرمترقبه
Dark Ages
ادوارتاریک
dark green
سبزسیر
dark hued
تیره رنگ
dark room
اتلیه
dark room
تاریکخانه عکاسی
dark lines
خطوط تاریک
dark fibre
فیبر نوری که سیگنالی ندارد. مربوط به کابل فیبرنوری که نصب شده است ولی هنوز استفاده نشده است
dark hued
سیه فام
pitch dark
تاریک
pitch dark
قیرگون
faraday dark space
فضای تاریک فارادی
dark trace tube
لامپ تصویر تاریک
anode dark space
فضای تاریک اند
aston dark space
فضای تاریک استن
cathode dark space
فضای تاریک کاتد
crookes dark space
فضای تاریک کاتد
hittorf dark space
فضای تاریک کاتد
crookes dark space
فضای تاریک هیتورف
electrode dark current
جریان تاریک
dark line spectrum
طیف خطوط تاریک
I bumped into the table in the dark.
تو تاریکی خوردم به میز
dark trace screen
صفحه تصویر تاریک
Some children are afraid of the dark.
بعضی بچه ها از تاریکی می ترسند.
In the dark corner of the room .
در گوشه تاریک اطاق
hittorf dark space
فضای تاریک هیتورف
I am in the dark. Iam not in the picture.
من در جریان نیستم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com