Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
data definition statement
حکم تعریف داده ها
data definition statement
دستورتعریف داده ها
Other Matches
data definition
تعریف داده
data definition language
زبان تعریف داده ها
data statement
حکم دادهای
definition
معنی
definition
حدود
definition
شرح ساختار در برنامه یا سیستم
definition
کارایی و دستوراتی که باعث ایجاد یک عمل می شوند
definition
مشخصات
definition
تعریف
definition
یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
definition
مشخص کردن
definition
اشکاری
macro definition
تعریف ماکرو
macro definition
درشت تعریف
block definition
تعریف بلوک
contextual definition
تعریف ضمنی
cell definition
تعریف سل
circular definition
تعریف دوری
field definition
تعریف فیلد
domain of definition
دامنه تعریف
[ریاضی]
operational definition
تعریف عملیاتی
definition of a problem
تعریف یک برنامهThe
job definition
تعریف برنامه
problem definition
تعریف مسئله
system v interface definition
تعریف میانجی سیستم 5
Do you know the definition (meaning) of this word?
تعریف این لغت رامی دانید ؟
statement
بیانیه دستور
statement
حکم
statement
گفته
statement
کشف صورتحساب
statement
پاسخ
d. of a statement
تکذیب گفته ایی
in p of my statement
برای اثبات گفته خودم
IF statement
عبارت برنامه نویس کامپیوتری به معنای انجام یک عمل در صورتی که یک موقعیت درست است .
statement
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
IF statement
Gise کار دیگر را
IF statement
Then این کار را انجام بده
IF statement
عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
I/O statement
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
statement
نظر
statement
رای
r. between two statement
مغایرت بین دوافهار
dd statement
statement definition data
statement
بیانیه
statement
اعلام کردن
statement
بیان کردن توضیح دادن تاکید کردن
statement
شرح
statement
تذکر
statement
افهار صورت حساب
statement
افهاریه
statement
صورت وضعیت
dd statement
دستور تعریف داده
statement
افهار
statement
بیان
statement
گفته بیانیه
statement
تقریر
statement
اعلامیه
statement
شرح توضیح
statement
بیان وضعیت
statement
صورت حساب
statement
بیانیه افهاریه
statement
به مجموعهای از مابارات دستوری
statement
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی به آنها اختصاص میدهد
statement
خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
statement
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
statement
دستور برنامه برای کنترل صفر زبان به کامپایلر,....
statement
دستور برنامه که کنترل برنامه را طبق خروجی یکرویداد مجدداگ هدایت کند
statement
1-دستور برنامه که یک برنامه را هدایت میکند
statement
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statement
عبارت
statement
شماره انتساب شده
statement
صورتحساب اعلامیه
statement
ادعاء تصریح
statement
ابلاغ
statement
تقریر صورتمجلس
statement
قطعنامه
statement
صورت
receipt statement
رسید
declaration statement
جمله تعریفی
statement label
برچسب حکم
control statement
جمله کنترلی
declarative statement
عبارتی در برنامه که به کامپایلر یا مفسر
control statement
حکم کنترل دستور کنترل
declarative statement
نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر بخصوص را میدهد
receipt statement
اعلامیه ورود
statement label
برچسب جمله
continue statement
حکم ادامه
compound statement
جمله مرکب
statement number
شماره دستور
common statement
حکم اشتراک
conditional statement
حکم شرطی
conditional statement
دستور شرطی
declarative statement
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declaration statement
حکم اعلانی
statement number
شماره حکم
declarative statement
حکم اعلانی
provisional statement
صورت وضعیت موقت
programming statement
حکم برنامه نویسی
narrative statement
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی در شروع برنامه اختصاصی میدهد
monthly statement
صورت وضعیت ماهیانه
goto statement
دستورالعملی در یک زبان سطح بالا
execute statement
حکم اجرایی
loss statement
صورت سود و زیان
job statement
حکم برنامه
in proof of his statement
برای اثبات گفته خود
execute statement
دستور اجرایی
financial statement
صورت وضعیت مالی
executable statement
جمله اجرایی
negation of statement
انکار یا تکذیب گفتهای
procedural statement
حکم رویهای
problem statement
حکم مسئلهای
declarative statement
حکم افهاری
dimension statement
حکم اعلان بعد
premium statement
صورت اضافه ارزش سهام
executable statement
حکم اجرا پذیر
nonexecutable statement
حکم غیرقابل اجرا
nonexecutable statement
جمله غیر اجرایی
nonexecutable statement
دستورالعمل اجراناپذیر
financial statement
صورت مالی گزارش مالی
comment statement
حکم توضیحی
statement on the debate
بیانیه در مورد بحث
imperative statement
حکم امری
an absurd statement
افهار نا معقول
an absurd statement
حرف بی معنی یا مزخرف
arithmetic statement
حکم حسابی
arithmetic statement
دستورمحاسباتی
assignment statement
جمله جایگزینی
representation
[statement]
رای
assignment statement
حکم گمارشی
representation
[statement]
نظر
representation
[statement]
پاسخ
assignment statement
حکم انتساب دستورانتساب
statement with debate
بیانیه با بحث پیوسته
statement of a claim
افهار نامه
statement of affairs
وصول مطالبات و دیون واموال تاجر ورشکسته
statement of charge
اعلام اتهامات
statement of charge
مشخص کردن جرایم فرم تقاضای خسارت
statement of defence
لایحه دفاعیه
statement of service
خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
call statement
حکم فرا خوانی
assignment statement
عبارت گمارشی
bank statement
صورت حساب بانکی
action statement
دستورالعمل اقدام
bank statement
صورتحساب بانکی
general average statement
صورت یا اعلامیه خسارت کلی
We go a step even further and make the statement that . . .
یک گام فراتر می گذاریم ومی گوئیم ...
annual financial statement
گزارش مالی سالانه
input/output statement
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
multi statement line
خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
job control statement
جمله کنترل کار
job control statement
جمله کنترل برنامه
summary of monthly statement
خلاصه صورت وضعیت ماهیانه
data
مفروضات
data
اطلاعات
data
مختصات
data
دادههای اماری
data name
نام داده
data
ارقام
data
سوابق دانسته ها
data
داده ها
data
داده
t data
دادههای ازمون
data value
مقدار داده
known data
عناصر معلوم
data
سوابق عناصر داده ها
known data
عناصر تیرمعلوم
data type
نوع داده ها
data structure
ساختمان داده ها
data unit
واحد داده
data unit
واحدداده ها
data origination
اساس داده
data terminal
ترمینال داده
data termianl
پایانه دادهای
data transducer
مبدل داده ها
data tablet
یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی
data structures
ساختارهای داده
data transfer
انتقال داده ها
data transmission
مخابره داده ها
data transmission
ارسال داده
data transmission
مخابره داده
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
data structure
ساختار داده ها
data structure
ساخت داده ها
data privacy
محرمانه بودن داده ها
data record
رکورد داده ها
data recorder
داده نگار
data recorder
ضباط داده ها
data recording
داده نگاری
data recording
ضبط داده ها
data plotter
رسم کننده داده ها
data reduction
داده کاهی
data reduction
تقلیل داده ها
data rate
میزان داده
data point
نقطه داده
data preparation
داده امایی
data processor
داده پرداز
data processor
پردازنده داده ها
data preparation
امایش داده ها اماده سازی داده مهیاسازی داده ها
data protection
حفافت داده ها
data pulse
ضربان داده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com