English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
decimal function کسردهدهی
decimal function کسر اعشاری
Other Matches
decimal تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimal سه طرح درست پس از نقط ه اعشاری
decimal نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimal سیستم اعدادی که از اعداد 0-9 استفاده میکند
decimal کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimal تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimal ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
decimal رقم دهدهی اعشاری
decimal دهدهی
decimal دهگان
decimal اعشاری
decimal اعشار
decimal دهگانی
decimal point نقطه اعشار
decimal point ممیز اعشار
decimal points ممیز
decimal point ممیز اعشاری
decimal point ممیز
decimal fraction کسر اعشاری
decimal notation نشان گذاری دهدهی
decimal notation نمادسازی دهدهی
decimal number عدد دهدهی
decimal number عدد اعشاری
decimal points ممیز اعشاری
decimal points نقطه اعشار
terminating decimal کسر اعشاری صحیح [ریاضی]
coded decimal رقم دهدهی رمزی
decimal digit رقم اعشاری
decimal balance ترازوی اعشاری
decimal code کد دهدهی
decimal coinage مسکوکات دهدهی
decimal digit رقم دهدهی
decimal digit ارقام دستگاه دهدهی
decimal points ممیز اعشار
recurring decimal اعشاری مکرر [ریاضی]
decimal numeral رقم دهدهی
decimal key دکمهاعشار
repeating decimal اعشاری مکرر
dewey decimal رده بندی دهدهی دیویی
zone decimal دسته بندی اعشاری
packed decimal اعداد بسته شده
zone decimal دسته بندی ده دهی
packed decimal عدد اعشاری فشرده
decimal table جدول تصمیمی
decimal tab جدول بندی اعشاری
decimal system سیستم دهدهی
packed decimal دهدهی فشرده
binary to decimal conversion تبدیل دودوئی به دهدهی
repeating decimal number عدد دهدهی تکراری
actual decimal point نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
assumed decimal point ممیز عاریتی
proper decimal fraction کسر اعشاری صحیح [ریاضی]
coded decimal number عدد دهدهی کدگذاری شده
assumed decimal point ممیز فرضی نقطه اعشار فرضی
binary coded decimal دهدهی به رمز دودویی
binary coded decimal سیستم کدگذاری در کامپیوترکه در ان همه ارقام دهدهی توسط گروه 4 تائی از 0 و 1ها نمایش داده میشود اعداد اعشاری با کد دودوئی
decimal number system سیستم اعداد دهدهی
decimal number system سیستم اعداد اعشاری
decimal to binary conversion تبدیل دهدهی به دودوئی
decimal to hexadecimal conversion تبدیل دهدهی به شانزده شانزدهی
decimal file system سیستم انبارداری اعشاری سیستم شمارش اقلام اعشاری
decimal to octal conversion تبدیل دهدهی به هشت هشتی
binary coded decimal code code BCD
binary coded decimal notation code BCD
NOR function = مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد
zero of a function صفر یک تابع [ریاضی]
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
OR function پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
NOT function تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
neither nor function تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
to function as something به کار رفتن به عنوان چیزی
NOR function = تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
function ماموریت عمل
NOT function مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد
zero of a function ریشه تابع [ریاضی]
NOT function معادل تابع NAND
even function تابع زوج
function تابع [ریاضی]
function عمل
function ایین رسمی
function وفیفه داشتن
function کار کردن
function طرزکار تابع
function عمل کردن کارکردن
function کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
function دستور برنامه که اجرا را به یک تابع از پیش تعیین شده می برد یا به یک مجموعه دسورات مرتب نامدار
function مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
function سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function نقش
function پیشه
function دستورالعمل
function فعالیت
function وفیفه عمل کردن
function کارایی
function خاصیت وجودی
function لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
function چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
function ایفاء
function تابع
function کارکرد
function وفیفه
function کار
function کارویژه
function مقام
function مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند
function مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
function فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
function انجام عمل به درستی
probability function تابع احتمال
preference function تابع ترجیح
transformation function تابع تبدیل
work function انرژی خروج
transfer function تابع انتقال
total function تابع کامل
threshold function تابع استانهای
temperature function تابع دما
tax function تابع مالیات
trial function تابع ازمایشی
trigonometric function تابع مثلثاتی
predefined function تابع از پیش تعریف شده
preference function تابع رجحان
well defined function تابع خوش تعریف
well behaved function تابع خوشرفتار
weight function تابع وزنی
wave function تابع موجی
utility function تابع کاربردی
utility function تابع مفید
tact function کارکرد نامیدن
switching function تابع راه گزین
supply function تابع عرضه
propositional function وفیفه حسی
propositional function امر حسی
secondary function کارکرد ثانوی
saving function صورت مقدار پس انداز درامدشخص
saving function تابع پس انداز
real function تابع حقیقی
recursive function تابع بازگشتی
step function تابع پلهای
revenue function تابع درامد
proper function مشخصه تابع
proper function ویژه تابع
stress function تابع تنش
step function تابع پلکانی
production function تابع تولید
state function تابع حالت
standard function تابع استاندارد
sine function تابع سینوسی
sheffer function تابع شفر
sediment function تابع بده مواد جامع
quadratic function تابع درجه دوم
work function انرژی ازاد در ترمودینامیک
generalized function توزیع [ریاضی]
generalized function تابع تعمیم یافته [ریاضی]
injective function تزریق
argument [of a function] متغیر مستقل [ریاضی]
inverse function تابع وارون [ریاضی]
continuity of a function پیوستگی تابعی [ریاضی]
inverse function تابع معکوس [ریاضی]
holomorphic function تابع هولومورفیک [ریاضی]
arithmetic function تابع حسابی [ریاضی]
arithmetical function تابع حسابی [ریاضی]
smooth function تابع همواری [ریاضی]
frequency function تابع تکرار [ریاضی]
argument [of a function] متغیر مستقل تابعی [ریاضی]
root of a function صفر یک تابع [ریاضی]
root of a function ریشه تابع [ریاضی]
domain of a function دامنه یک تابع [ریاضی]
continuous function تابع پیوسته [ریاضی]
linear function نگاشت خطی [ریاضی]
function selectors عاملانتخابکننده
function selector انتخابگرکارآمد
function keys کلیدهایانجام وفایف
function keys کلیدهاتابع
function display نمایشگرتابع
function button دکمهردیاب
trigonometric function تابع های مثلثاتی [ریاضی]
differentiable function تابع مشتق پذیر [ریاضی]
transcendental function تابع غیرجبری [ریاضی]
absolute value function تابع قدر مطلق [ریاضی]
sine function تابع سینوس [ریاضی]
cosine function تابع کسینوس [ریاضی]
work function تابع کار
input function تابع اولیه
function table جدول تابعی
function subprogram ریزبرنامهای که مقدارمنفردی را برمی گرداند
function key کلید عملیاتی کلید تابعی
function key یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
function key کلید وفیفهای
function invocation احضار تابع
function generator مولد تابع
function generator تابع زا
function codes کدهای کار
function code کد تابع
function code رمز وفیفه نما
frequency function تابع بسامد
external function تابع برونی
function types سنخهای کارکردی
function word کلمه دستوری
inner work function انرژی خروج درونی
increasing function تابع صعودی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com