English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (8 milliseconds)
English Persian
deed under private سند غیر مصدق
deed under private سند عادی
Search result with all words
deed under private seal سند عادی
deed under private seal سند غیر مصدق
deed under private signature سند عادی
private deed سند خصوصی
Other Matches
deed در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
deed قباله
deed سند باقباله واگذار کردن
deed سند
deed قرارداد
deed فعل
deed کار
deed کردار
deed مدرک
deed عمل
alms deed احسان
deed of endowment وقف نامه
deed of covenant پیمان
deed of covenant قرارداد
deed of conveyance صلح نامه
deed of assignment مدرک صلاحیت قانونی
deed of assignment سند واگذاری اختیارات
concession deed امتیاز نامه
purchase by a deed با سند خریدن
deed of transfer انتقال نامه
purchase by a deed قباله کردن
alms deed خیرات
alms deed صدقه
deed of gift هبه نامه
deed of transfer سند انتقال
deed of sale سند فروش
deed of trust سند تودیع امانت
deed of trust سنداستیفای دین از ملک رهنی
deed partnership شرکتنامه
i deed it my duty to وفیفه خود می دانم که
deed of sale بیع نامه
in word and deed درگفتارو عمل
official deed سند رسمی
title deed سند مالکیت
deed of poll سند بدون رونوشت
deed of partnership قرارداد مشارکت
abstract a deed قباله ایی را خلاصه کردن
deed box گاوصندوقمخصوصاسنادمهم
deed poll تغییر نام
word and deed گفتاروکردار قول وفعل
title deed قباله مالکیت
title deed اسناد مالکیت
operative part of a deed قسمت اصلی سند
private محرمانه
private محرمانه سرجوخه
private عادی
private غیر دولتی
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private خصوصی
he is a private او سرباز
he is a private است
private اعضاء تناسلی
private مستور سرباز
private اختصاصی خصوصی
in private در خلوت
private متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
private پوشیده
private محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private شخصی
in private محرمانه
private d. کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
private ownership مالکیت خصوصی
private property دارایی شخصی
private institutions موسسات خصوصی
private property دارایی شخصی بلامعارض
private enterprises موسسات خصوصی
private road شارع خاص
private endowment وقف خاص
private siding سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
private finance مالیه خصوصی
private line خط خصوصی
private law حقوق خصوصی
private first class سرباز یکم
private first class سربازیکم
private property مالکیت خصوصی
private property دارائیهای خصوصی
private employees کارکنان خصوصی
private saving پس انداز خصوصی
private session جلسه غیر علنی
copy for private use نسخه برای استفاده شخصی
A private car. اتوموبیل شخصی
private eyes کارآگاه خصوصی
without private motive بی غرضانه
private nuisance هتک حرمت منازل و املاک
the matter was kept private مطلب را پوشیده نگاه داشتند
quasi private شبه خصوصی
private lessons تدریس خصوصی
private treaty معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
private talk گفتگوی محرمانه
private talk صحبت خصوصی
private eye کارآگاه خصوصی
private treaty معامله خصوصی
private tuition تدریس خصوصی
quasi private نیمه خصوصی
private sector بخش خصوصی
private detective کاراگاه خصوصی
private detectives کاراگاه خصوصی
private investigator کاراگاه خصوصی
private parts شرمگاه
private schools اموزشگاه خصوصی
private document سند عادی
he wished to be private میخواست تنهاباشد
he wished to be private می خواست در خلوت باشد
private motive غرض شخصی
private schools مدرسه ملی
private school اموزشگاه خصوصی
private enterprise شرکت خصوصی
private enterprise اقتصاد بخش خصوصی
private enterprise عمل خصوصی
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
private school مدرسه ملی
private agreement قرارداد خصوصی
private consumption مصرف خصوصی
private code کد محرمانه
private code رمز محرمانه
private decument عقد عادی
private company شرکت خصوصی
private decument سند عادی
private debt بدهی خصوصی
private cost هزینه خصوصی
private corporation شرکت خصوصی
private broadcasting پخش برنامه خصوصی
private decument درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
private benefits منافع خصوصی
private borrowing استقراض خصوصی
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
to give private lessons درس خصوصی دادن
private members' bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
private member's bill طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private member's bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private rate of return نرخ بازده خصوصی
private broadcasting network شبکهپیشبینیخصوصی
private rate of discount نرخ تنزیل خصوصی
endowments to the private individuals اوقاف خاصه
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
based on private motives غرض امیز
private international law حقوق بین الملل خصوصی
based on private motives غرض الود
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
marginal net private product محصول خصوصی نهائی خالص
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
private joint stock company شرکت سهامی خاص
acts based on private motives غرض ورزی
private brench exchange switchboard مرکز سوئیچینگ فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com