Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
defense zone
منطقه پدافند
Other Matches
self defense
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
all around defense
دفاع دورتا دور
defense
پدافند
self defense
خود پد افند
all around defense
پدافند دور تا دور
self defense
پدافند از خود
self defense
پایداری داخلی پایداری ملی
defense
دفاع
defense
دفاع کردن استحکامات
defense
دفاع وزارت دفاع
defense
دفاع توپزن از میله ها
defense
دفاع مدعی علیه در مقابل ادعای مدعی
base defense
پدافند پایگاه
battery defense
پدافند دور تا دور اتشبار پدافند از اتشبار
biological defense
پدافند میکربی
biological defense
پدافند بر علیه تک میکربی
defense sector
منطقه پدافندی
chemical defense
پدافند شیمیایی
base defense
پدافند از پایگاه
defense emergency
مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
deliberate defense
پدافند با فرصت
area defense
پدافند ازمنطقه
area defense
پدافند منطقهای
department of defense
وزارت دفاع
department of defense
وزارت جنگ
extended defense
دفاع گسترده
chemical defense
پدافند بر علیه مواد شیمیایی سمی
civil defense
دفاع غیر نظامی
civil defense
پدافند غیر نظامی
defense articles
مواد پدافندی
defense base
پایگاه دفاعی
defense base
پایگاه پدافندی
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
defense in depth
پدافند در عمق
defense in depth
دفاع در عمق
defense in place
دفاع در محل
defense in place
پدافند در محل
composite defense
دفاع ترکیب شده از وسایل و زمین و عدههای مختلف
composite defense
دفاع مرکب
defense information
اطلاعات نظامی
defense information
اطلاعات دفاعی
defense mechanism
مکانیسم دفاعی
defense position
موضع دفاعی
defense position
موضع پدافندی
civil defense
پدافند ازمناطق شهری
defense articles
اماد و تجهیزات دفاعی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
passive defense
دفاع غیر عامل
national defense
دفاع در سطح ملی
national defense
دفاع ملی
mobile defense
پدافند متحرک
internal defense
دفاع داخلی
integrated defense
پدافند ازمناطق توام دفاعی
integrated defense
پدافند هوایی توام
hasty defense
دفاع تعجیلی
active defense
پدافند عامل
passive defense
پدافند غیرعامل
perceptual defense
دفاع ادراکی
defense
[American E]
دفاع
[قانون]
[ورزش]
[ارتش]
space defense
پدافند فضایی
secretary of defense
وزیر دفاع
satellite defense
پدافند ضدماهوارهای
satellite defense
پدافند ماهوارهای
position defense
دفاع یا پدافندثابت
position defense
دفاع موضعی
perimeter defense
پدافندمحیطی
perimeter defense
دفاع دور تا دور
active defense
دفاع عامل
first defense gun
جلوترین تیربار دفاعی
first defense gun
تیربار منطقه جلو
deliberate defense
دفاع بافرصت
space defense
پدافند از فضا
air defense
پدافند هوایی
extended defense
پدافند در جبهه عریض به طور منطقهای
anti aircraft defense
پدافند ضد هوایی
air defense commander
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
air defense ship
ناو مخصوص پدافند هوایی
defense coastal area
منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
air defense sector
منطقه واگذاری شده پدافندهوایی
air defense sector
منطقه ماموریت پدافند هوایی
air defense readiness
وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
air defense emergency
وضعیت اضطراری پدافندهوایی
air defense command
فرماندهی پدافند هوایی
air defense element
عنصر پدافند هوایی
anti menchanized defense
پدافند ضد مکانیزه
anti menchanized defense
دفاع ضدمکانیزه
defense system aquisition
سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
forward defense area
منطقه پدافند جلو
forward defense area
منطقه پدافندی جلو
defense readiness condition
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
air defense artillery
توپخانه پدافند هوایی
active air defense
پدافند عامل هوایی
air defense direction center
مرکز هدایت اتش پدافند هوایی
defense subsistence supply center
مرکز اماد زیستی وزارت دفاع
american defense service medal
نشان خدمت ارتش امریکا درسال 14- 9391
air defense artillery controller
مسئول کنترل عملیات توپخانه پدافند هوایی
air defense action area
منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
area air defense commander
فرمانده منطقه پدافند هوایی
plea deal
[between Prosecution and Defense]
توافق مدافعه
[بین دادستان و وکیل دفاع]
court-appointed attorney for the defense
[American E]
وکیل تسخیری
air defense weapon control case
روش استفاده از کلاهک اتمی در جنگ افزارهای پدافندهوایی
air defense artillery fire unit
یکان اتش توپخانه پدافندهوایی
air defense artillery fire unit
سکوی توپخانه پدافندهوایی
zone
بخش
inner zone
منطقه داخلی
inner zone
منطقه اتش داخلی
zone
ناحیه یا بخشی از صفحه تصویر که برای چاپ مخصوص بیان شده است
zone
محوطه
zone
منطقه عمل
zone
منطقه
zone
ناحیه
zone
ناحیهای شدن
zone
کمربند حبه باروت
zone
دفاع منطقهای
zone
زون
zone
نوار
zone
حیطه محدوده
zone
ناحیه دسته بندی
zone
منطقه Prohibited-Neutral-Occupation
zone
منطقه دفاعی
zone
محات کردن جزو حوزهای به حساب اوردن
zone
کمربند
zone
حوزه
zone
محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود
zone
مدارات
zone
مدار
zone
قلمرو
zone
منطقه ناحیه
school zone
قلمرومدرسه
prohibited zone
منطقه ممنوعه
prohibited zone
حریم
red zone
دایره قرمز صفحه هدفگیری
safety zone
بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
limnetic zone
لایه نورگیر اب
buffer zone
منطقه تامین
attacking zone
منطقهحمله
saturated zone
منطقه اشباع
zone time
وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی
zone ride
کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
plastic zone
منطقهای که در ان خاکها زیر و رو میشوند
service zone
بخشسرویسزدن
plastic zone
منطقه ثانویه قیف انفجارگلوله
aphotic zone
لایه تاریک اقیانوس
neutral zone
منطقه خنثی
neutral zone
منطقه بی طرف
neutral zone
منطقه بیطرف
oral zone
ناحیه دهانی
strike zone
منطقه خط سیر
smokeless zone
مناطقیکهدرآنهاسیگارکشیدنممنوعاست
exclusion zone
مکانممنوعه
battle zone
منطقهجنگی
photic zone
نوار نوری
pickup zone
منطقه بارگیری و بار کردن وسایل
zone bits
بیت منطقه بیت دسته بندی
zone refining
پالایش منطقهای
torrid zone
منطقه حاره
weight zone
مربع وزن گلوله
zone bits
بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند
zone of dispersion
منطقه پراکندگی گلوله ها
zone decimal
دسته بندی اعشاری
zone decimal
دسته بندی ده دهی
zone of contact
محل برخورد
zone fire
اتش درو
zone fire
اتش درو در عمق
zone of acceptability
منطقه قابل قبول
zone of action
منطقه عمل
zone of action
منطقه عملیات یکان
zone of aeration
منطقه هواگیر
zone of contact
ناحیه تماس
zone defence
دفاع منطقهای
the frigid zone
منطقه منجمده
the frigid zone
منطقه افسرده
zone purification
تصفیه منطقهای
sensitive zone
منطقه حساس
separation zone
منطقه حد
separation zone
منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
shadow zone
منطقه کور عمق اب
skip zone
منطقه کور رادیویی
somatosensory zone
منطقه حسهای تنی
zone punch
سوراخ دسته بندی
zone of fire
منطقه اتش منطقه تیراندازی
zone of fire
منطقه تیر
strike zone
سیرمجاز گوی چوگان زن
sublittoral zone
نوار زیر کرانهای
sublittoral zone
زون زیرکرانهای
tensile zone
منطقه کششی
defending zone
نقطهدفاعی
dead zone
زاویه بیروح
demilitarized zone
منطقه غیرنظامی
aphotic zone
طبقه تاریک اقیانوس
depletion zone
ناحیه تخلیه
drop zone
منطقه فرود
drop zone
منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
drop zone
منطقه فرود چترباز
edge zone
ناحیه لبه
end zone
منطقه 09 متری بین خط دروازه و خط انتهایی
end zone
منطقه اخر زمین هاکی از خط ابی تادیوار پشت دروازه
equisignal zone
منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
exchange zone
فاصله 02 متری خط کشی شده برای ردکردن چوب
aeration zone
منطقه هواگیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com