English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (6 milliseconds)
English Persian
denial operations عملیات ممانعتی
denial operations عملیات ممانعتی در مقابل نفوذدشمن
Other Matches
self denial انکار نفس
self denial ترک لذات نفس
self denial ترک نفس
self denial خود انکاری
denial انکار
self-denial انکار خویشتن
self-denial انکار نفس
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
denial تکذیب
denial رد
denial عدم پذیرش حاشا
denial ممانعت ازدشمن عملیات ممانعتی
denial measures تدابیرممانعتی
denial measures اصول ممانعت
denial measures تدابیر ممانعت ازنفوذ دشمن
joint denial تابع منط قی که خروجی آن وقتی غلط است که هر ورودی درست باشد
release denial جلوگیری از ترخیص پرسنل یاکالا
he made a stift denial پاک حاشاکرد
operations عملیات
f.of operations حوزه عملیات
operations نحوه استفاده ازدستگاهها
operations code رمز عملیاتی
operations code کد عملیاتی
operations analysis تجزیه و تحلیل عملیات
night operations عملیات شبانه
maritime operations عملیات دریایی یا ناوگانی
logical operations عملیات منطقی
formal operations عملیات صوری
joint operations عملیات مشترک مابین نیروهای مسلح ارتش
operations detachment قسمت مسئول عملیات
operations detachment عنصرعملیات رسد عملیات
theater of operations صحنه عملیات
terminal operations عملیات اسکلهای
terminal operations عملیات بارانداز
stability operations عملیات تامین ثبات داخلی
stability operations عملیات ارام سازی
special operations عملیات مخصوص یا ویژه
radiological operations عملیاتی که در ان از موادرادیواکتیو استفاده میشود عملیات رادیولوژیک
psychological operations عملیات روانی
over the beach operations عملیات کرانهای
over the beach operations عملیات ساحلی
operations room centre combatinformation: syn
operations room اتاق عملیات
operations research تحقیق در عملیات
operations research تحقیقات از نظر کار و عملیات یک قسمت یا دستگاه
operations personal پرسنل عملیات
Military operations. عملیات نظامی
flight operations عملیات پرواز
continuity of operations مداومت عملیات
combat operations مرکز عملیات رزمی
clearing operations عملیات پاک کردن مین
clearing operations عملیات مین روبی
chemical operations عملیات شیمیایی
building operations عملیات ساختمانی
air operations عملیات هوایی
base of operations پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
base of operations پایگاه عملیات
air operations میز ردنگاری هوایی
airhead operations عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
airmobile operations عملیات هوارو
anticrop operations عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
airmobile operations عملیات متحرک هوایی
concept of operations تدبیر عملیات
covert operations عملیات مخفی
combined operations عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
continuity of operations تسلسل عملیات
deputy for operations معاونت عملیات
concrete operations عملیات عینی
concept of operations روش اجرای عملیات
covert operations عملیات پنهانی
the four basic arithmetic operations چهار عمل اصلی [ریاضی]
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
Counter – espionage operations k. عملیات ضد جاسوسی
air ground operations عملیات مشترک زمینی وهوایی
aerospace projection operations بالای منطقه عملیات
air area operations عملیات منطقه هوایی
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
data transfer operations عملیات انتقال داده
counter air operations عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
open market operations عملیات بازار ازاد
farmgate type operations رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
computer operations manager مدیر عملیات کامپیوتر
chief of naval operations فرمانده عملیات دریایی
black market operations عملیات بازار سیاه
joint amphibious operations عملیات مشترک اب خاکی
assistant chief of staff, g (operations رکن سوم اداره سوم
vehicle used for migrant-smuggling operations خودرو استفاده شده برای عملیاتهای مهاجر قاچاق
assistant chief of staff, g (operations معاونت عملیات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com