Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (7 milliseconds)
English
Persian
deposit accounts
حساب سپرده
deposit accounts
حساب پس انداز
Other Matches
accounts
دفاتر
accounts
حسابها
by all accounts
طبق گزارشهای
[اطلاعات]
داده شده
expense accounts
صورت هزینه حساب خرج
accounts package
نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
bank accounts
حساب بانکی
current accounts
حساب جاری
checking accounts
حساب جاری
checking accounts
حساب جاری بانکی
budgetary accounts
حسابهای تخمینی
cost accounts
حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
depaartment of accounts
اداره محاسبات
I have settled all my accounts.
همه حساب هایم را صاف کردم
To concoct accounts.
حساب تراشیدن
to verify the accounts
رسیدگی به محاسبات کردن حساب ها را رسیدگی یا ممیزی کردن
the investigation of accounts
رسیدگی بحساب
outstanding accounts
حسابهای پرداخت نشده
outstanding accounts
حساب های معوق
manipulation of accounts
حسابسازی
manipulate accounts
حسابسازی کردن
income accounts
حساب های درآمد
financial accounts
حساب های مالی
equity accounts
حساب قسمت ذیحساب حساب های اموال یکان
expense accounts
حساب هزینه
accounts payable
حساب قابل پرداخت
expense accounts
حساب مخارج
deposit
لایه نازکی از ماده که روی سطح قرار دارد
deposit
نهشت
as a deposit
امانتا"
deposit with someone
نزد کسی امانت گذاردن
deposit with someone
ایداع کردن
deposit
چاپ گرفتن ازکل یا بخشی از فضای حافظه
deposit
پوشاندن سطح با لایه نازکی از ماده
deposit
پس مانده
deposit
سپردن ذخیره سپردن
deposit
به حساب بانک گذاشتن
deposit
: سپرده
deposit
پیش پرداخت
deposit
پول بیعانه
deposit
گرو
deposit
ودیعه
deposit
ته نشست ته نشین
deposit
امانت
deposit
سپرده
deposit
رسوب
deposit
سرمایه گذاری کردن
deposit
ته نشینی
deposit
پس انداز
deposit
سپردن پس اندازکردن
deposit
کنار گذاشتن
deposit
ذخیره ودیعه
deposit
ذخیره کانسار
deposit
ته نشین
deposit
ذخیره رسوب
deposit
: ته نشین کردن گذاشتن
deposit
ترسیب
deposit
ودیعه گذاشتن ذخیره کردن
deposit
ایداع
deposit
رسوب کردن
deposit
ذخیره معدنی
deposit
نوشتن داده روی یک ثبات یا محل ذخیره سازی
deposit
نهشته
glacial deposit
نهشت یخچالی
glacial deposit
رسوب یخچالی
idle deposit
سپرده راکد
gas deposit
ذخیره گاز
idle deposit
سپرده بلااستفاده
foreign deposit
سپرده خارجی
legal deposit
سپرده قانونی
time deposit
سپردهء بانکی مدت دار
money on deposit
وجه امانی
safe deposit
صندوق اهن مخصوص امانت اشیاء گرانبها
safe deposit
گاوصندوق
quasi deposit
شبه سپرده
money on deposit
پول سپرده
alluvial deposit
ابرفت
mineral deposit
نهشت کانی
loan on deposit
اعطای وام به وثیقه سپرده
deposit with the bank
در بانک ودیعه گذاردن
certificate of deposit
گواهی سپرده
certificate of deposit
گواهی پول سپرده
calcareous deposit
ته نشست اهکی
bank of deposit
صندوق پس انداز
bank of deposit
بانک پس انداز
bank deposit
سپرده بانکی
alluvial deposit
ابرفتی
alluvial deposit
موادیکه هنگام حرکت اب ته نشین میشوند
alluvial deposit
مواد رسوبی
deposit account
حساب پس انداز
demand deposit
سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
demand deposit
سپرده دیداری
deposit slip
اعلامیه پرداخت سپرده
deposit ratio
نسبت سپرده
deposit multiplier
ضریب بهم فزاینده سپرده
deposit in the bank
در بانک به ودیعه گذاردن
deposit account
حساب سپرده
demand deposit
سپرده جاری
deposit collection
جمع اوری سرمایه
deposit collection
جمع اوری کردن زباله ها
fixed term deposit
سپرده ثابت
deposit of instrument of ratification
ایداع اسناد دال بر تصویب
army deposit fund
سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
army deposit fund
پس انداز انفرادی افراد
banking deposit account
حساب سپرده بانکی
deposit fund account
حساب تشکیل سرمایه
deposit fund account
اعتبار تشکیل سرمایه
personal deposit fund
اعتبارات مربوط به پس اندازافراد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com