Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 127 (7 milliseconds)
English
Persian
dial pulse
تپش شماره گیری
Other Matches
dial
گرداندن
dial
شماره گیری با تلفن که در طرف دیگر یک مودم و یک کامپیوتر قرار دارند.
dial
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial
انتخاب کردن
dial
صفحه مدرج
dial
صفحه شماره گیر
dial up
شماره گیری
dial
شماره گرفتن
dial
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
dial
صفحهء مدرج ساعت صفحهء عقربک دار
dial
امکانی درمودم که خودکار شماره گیری میکند.
dial up
استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
dial
شماره گیری با تلفن
dial
شاخص
dial
راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
auto dial
خود شماره گیر
dial gauge
قطر
dial graduation
مقیاس درجهای
dial collar
طوقه یا حلقه درجه بندی شده
dial collar
حلقه مدرج
dial gage
دستگاه اندازه گیری تغییربعدهای بسیار کوچک
dial cable
کابل صفحه مدرج
tension dial
درجهریزودرشتبافت
dial in modem
مودمی که خودکار پاسخ میدهد و در هر زمانی برای دستیابی به سیستم قابل استفاده است
dial indicator
دستگاه نشاهدهنده مدرج
calling dial
صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
dial graduation
تقسیم بندی درجهای
moon dial
ساعت مهتابی
vernier dial
صفحه مدرج ورنیهای
dial tone
بوق آزاد
dial tones
بوق آزاد
calculator dial
صفحهمدرجحسابگر
graduated dial
صفحه مدرج
sun dial
افتاب نما مقنطره
sun dial
ساعت افتابی
lock dial
تنظیمقفل
pressure dial
درجهفشار
selector dial
صفحه شماره گیری
dial up terminal
ترمینال شماره گیری
dial up service
سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
dial up line
خط تلفن معمولی که میتواندبه عنوان دست دستگاه فرستنده در مخابرات استفاده شود
telephone dial
صفحه نمره گیر تلفن
dial signal
بوق ازاد برای شماره گیری
dial light
لامپ صفحه مدرج
dial indicator micrometer
میکرومتر با صفحه مدرج
carriage control dial
کنترلشمارهگیرنورد
dial-type display
نمایشصفحهاعداد
direct reading dial
درجه بندی برای قرائت مستقیم
dial test indicator
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
slide rule dial
صفحه مدرج خط کش محاسبهای
dial feed press
پرس رولور
dial feed press
پرس میزی گردان
dial depth gage
عمق سنج مدرج
dial bench gage
میز اندازه گیری
pulse
امواج ضربانی
pulse
پولس
pulse
پالس
pulse
جهند
pulse
ضربان
pulse
تپیدن
pulse
ضربه
pulse
جهندزدن
pulse
نبض
pulse
تپش
pulse
دوره کوتاه سطح ولتاژ
pulse
اعمال ولتاژ با دوره کوتاه به یک مدار
pulse
مجموعه متمادی پالسهای مشابه
pulse
روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
pulse
تپ
pulse
ایمپولز
pulse repetition
تکرار ضربان
pulse width
پهنای تپش
pulse train
سلسله تپش ها
pulse triggering
رها سازی تپش
pulse transmitter
فرستنده پالس
pulse transformer
مبدل ضربه
pulse train
قطار تپشها
pulse shape
ریخت تپش
pulse width
پهنای پالس
read pulse
تپش خواندن
rectangular pulse
ضربه مستطیلی
voltage pulse
پالس ولتاژ
to feel any one's pulse
کمان کردن
to feel any one's pulse
لمس کردن
to feel any one's pulse
دست زدن
to feel any one's pulse
حس کردن احساس کردن دریافتن
thrilling pulse
نبض مختلج
pulse repetition
تجدید ضربان پی امد ضربان
strobe pulse
تپش بارق
transmitted pulse
امواجارسالی
pulse repetition
تکرار تپش
uneven pulse
نبض غیر مستوی
leaping pulse
نبض غیر مستوی
input pulse
پالس ورودی
input pulse
ایمپولز ورودی
ignition pulse
ایمپولز احتراق
ignition pulse
ضربه احتراق
ignition pulse
پالس احتراق
heat pulse
پالس حرارتی
flyback pulse
پالس برگشت
enable pulse
تپش تواناساز
drive pulse
تپش تحریک
disable pulse
تپش ناتوان ساز
data pulse
ضربان داده
clock pulse
تپش زمان سنجی
pulse amplifier
تقویت کننده پالس
pulse amplitude
دامنه تپش
pulse pressure
فشار نبض
pulse generator
مولد تپش
pulse modulation
تلفیق تپشی
pulse regeneration
باز زایی تپش
pulse modulation
مدولاسیون پالس
pulse generator
تپش زا
pulse duration
مدت تپش
pulse dialling
شماره گیری تلفن از طریق ارسال پالسهایی روی خط
pulse counter
ضربه شمار
pulse counter
پالس شمار
pulse period
تناوب پالس
pulse converter
مبدل پالس
pulse length
درازای تپش
high power pulse
پالس قوی
ideal rectangular pulse
پالس مربعی ایده ال
serrated vertical pulse
ضربه عمودی دندانهای
pulse code modulation
تلفیق رمز تپشی
high power pulse generator
مولد پالس پرقدرت
To sound someone out . To feel someones pulse .
مزه دهان کسی را فهمیدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com