English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
disperse system سیستم پاشیده
Other Matches
disperse متفرق شدن متفرق کردن
disperse پراکنده کردن
disperse متفرق ساختن متفرق کردن
disperse پراکنده شدن
disperse [درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
disperse dye رنگینه پاشیده
linear system [system of linear equations] دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
system سازگان
system اصول وجود
system اسلوب
system هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
cw system سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
system سامانه
c.g.s. system دستگاه سگث
i.f.f. system دستگاه تشخیص
the system of the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
the system of رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
system نظم ترتیب
p system سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
value system نظام ارزشها
an system سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
system سلسله رشته
system نظام
system نظم منظومه
system قاعده رویه
system طرز اسلوب
system جهاز
system سیستم
system همست
system دستگاه
system همستاد روش
system طریقه
system سازمان
system تشکیلات
system طرز روش
system رشته دستگاه
system سلسله
system مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system مجموعه سازمان
system منظومه
system ترتیب
system نظام سیستم
system روش اصول
system mangement مدیریت سیستم
system maintenance تامین و نگهداری سیستم
interactive system سیستم فعل و انفعالی
system log گزارش روزانه عملیات سیستم
intercommunication system ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
intercommunication system سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
system log شرح ماوقع سیستم
integrate system سیستم مجتمع
inquiry system سیستم پرسش- پاسخ
System Monitor امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
indeterminate system سیستمی که وضعیت منط قی
indeterminate system آن قابل پیش بینی نیست
system overhead بالاسری سیتم
induction system سیستم مکش
vantilating system سیستم تهویه
system of ventilation سیستم تهویه
system of units دستگاه واحدها
system of units سلسه احاد
information system سیستم اطلاعاتی
information system سیستم اطلاعات
system of units دستگاه یکانها
system of forces دستگاه نیروها
incentive system نظام تشویقی
system loader بارکننده سیستم
interphone system سیستم تلفنی
system flowchart نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
magnet system سیستم اهنربایی
system floder مخزن سیستم
magnetic system سیستم مغناطیسی
system file فایل سیستم
system engineering مهندسی سیستم
makagonov system سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
system engineer مهندس سیستم
system dynamics شناخت اثرعوامل تغییر دهنده نظام
management system سیستم مدیریت
management system سیستم اداره
system dynamics پویائی نظام
market system نظام بازار
maroczy system سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
lymphatic system دستگاه لنفاوی
system follow up ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
irrigation system شبکه ابیاری
isolated system سیستم منزوی
system library کتابخانه سیستم
system interrupt وقفه سیستم
system international سیستم بین المللی
system installation نصب سیستم
system indicator طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
limbic system دستگاه کناری
london system سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
system implementation پیاده سازی سیستم
system generator مولد سیستم
system generation تولید سیستم
system generation ایجاد سیستم
system disk دیسک سیستم
system overhead مازاد سیستم
filing system نظام بایگانی
target system سیستم هدفهای میدان تیر سری هدفهای مستقر در یک منطقه
target system سیستم هدفها
freshwater system سیستم لوله کشی اب شیرین
tandem system سیستم دو پشته
system's design مدل سیستم طرزساخت سیستم
system's design طرح سیستم
geniculostriate system دستگاه مخطط زانویی
geocentric system دستگاه زمین مرکزی
giorgi system دستگاه جورجی
system's design ساختمان سیستم
system unit محفظه سیستم
system time ساعت سیستم
tax system نظام مالیاتی
tectopulvinar system دستگاه بامی- پروانهای
formmal system سیستم صوری
filing system نرم افزار مرتب سازی فایل
filing system روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
the vascular system سلسله اوندهاومجراها
first signal system دستگاه علامتی اول
fixer system سیستم اکتشاف و تعیین محل هواپیماهای در حال پرواز
the nervous system سلسله پیهای نباتی
text system سیستم متن
fixed system توزیع ثابت اب
tetragonal system دستگاه چهار گوشهای
teleran system نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
telephone system سیستم تلفن
foreign value system نظام ارزشی بیگانه
system time زمان سیستم
system testing ازمایش سیستم
system programming برنامه نویسی سیستم
system programmer برنامه نویس سیستم
household system نظام خانوادگی
household system نظام تولیدخانوادگی
hydraulic system سیستم هیدرولیک
system program برنامه سیستم
system priorities تقدم های سیستم
system planning طرح ریزی سیستم
ignition system سیستم احتراق موتور
system programs برنامههای سیستم
system prompt اعلان سیستم
system reset راه اندازی مجدد سیستم
heliocentric system دستگاه خورشید مرکزی
system test ازمون سیستم
system study مطالعه سیستم
hexagonal system دستگاه شش گوشهای
system standard استانداردسیستم
system standard معیار سیستم
system software نرم افزار سیستم
system security حفافت سیستم
system resource وسیله سیستم
system resource منبع سیستم
system resolution تفکیک سیستم کار دستگاه
illuminating system سیستم روشنایی
synchronous system سیستم همگام
payroll system سیستم پرداخت حقوق
phonetic system سیستم صوتی
supervisory system سیستم نافر
physiocratic system روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
planetary system سیستم خورشیدی
planetary system شمسی
planning system نظام برنامه ریزی
point system شرط بندی براساس امتیاز
spoils system سیستم تقسیم مناسب دولتی بین اعضاء حزب حاکم
polyphase system دستگاه چندفاز
software system سیستم نرم افزاری
power system شبکه نیرو
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
parallel system شبکه موازی
open system نظام باز
open system سیستم باز
open system سازگان باز
operating system/ سیستم عامل دو
organ system دستگاه
orthorhomobic system دستگاه راست گوشه
rhombic system دستگاه راست گوشه
symmetrical system جریان متقارن
swiss system نوعی روش تعیین حریف در مسابقات شطرنج
swiss system سیستم سویس
social system نظام اجتماعی
practical system دستگاه یکانهای عملی
smyslov system سیستم اسمیسلوف در دفاع گرونفلد
rationing system نظام جیره بندی
rationing system نظام سهمیه بندی
secure system سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
second signal system دستگاه علامتی دوم
recoil system سیستم دافع
recoil system دستگاه دافع توپ
recoil system سیستم عقب نشینی توپ
russian system سیستم روسی در دفاع گرونفلد
redox system سیستم اکسایش- کاهش
rotation system توزیع تناوبی
road system شبکه راهسازی
road system شبکه راهها
rhombohedral system دستگاه لوزوجهی
railway system سیستم راه اهن
railway system شبکه راه اهن
price system نظام قیمت
price system نظام قیمتی
price system نسبت و رابطه قیمتها با هم
sewerage system شبکه فاضلاب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com