English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 9 (2 milliseconds)
English Persian
dispersed پراکنده کردن
dispersed متفرق ساختن متفرق کردن
dispersed پراکنده شدن
dispersed متفرق شدن متفرق کردن
Other Matches
dispersed intelligence یک سیستم شبکه که در ان قدرت محاسباتی در کل شبکه کامپیوتری توزیع یا پخش شده است
dispersed phase فاز پاشیده
dispersed phase فاز ناپیوسته
to rally one dispersed نیروی تازه بخود دادان
dispersed data processing پردازش اطلاعات به صورت توزیعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com