English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
English Persian
distributed learning یادگیری فاصله دار
Other Matches
distributed توزیع شده
distributed practice تمرین فاصله دار
distributed capacity فرفیت منتشر
distributed design طرح توزیعی
distributed fire اتش گسترده
distributed lag توزیع فاصله زمانی
distributed fire اتش تقسیم شده
distributed fire اتش توزیع شده
distributed load گسترده بار
distributed load نیرویی که به یک نقطه اثرنمیکند بلکه مانند نیروی هوا روی یک سطح بریک خط یا یک سطح وارد میشود
distributed practices تمرینهای توزیعی
distributed practices تمرینهای پراکنده
distributed network شبکه توزیع شده
distributed profits سود توزیع شده
distributed profit سود تقسیم شده
distributed network شبکه توزیعی
distributed profit سود توزیع شده
distributed data processing داده پردازی توزیعی
uniformly distributed load بار گسترده یکنواخت
uniformly distributed load باریکنواخت
distributed processing system سیستم پردازش توزیعی سیستم پردازش غیر متمرکز
distributed data base پایگاه داده توزیعی
distributed data processing پردازش داده توزیع شده
fibre distributed data interface استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال دده مگابایت در ثانیه است
fibre distributed data interface II استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال داده مگابایت در ثانیه است . ولی میتواند بخشی از پهنای باند را به کانال آنالوگ کیلو بیت در ثانیه برای داده صوتی یا تصویری اختصاص دهد
distributed flood ligh system روشنائی کلی توسط پروژکتور
whole learning یادگیری سرتاسری
self learning خود فراگیر
learning دانش یادگیری
learning اطلاع
learning فضل وکمال
learning یادگیری
learning معرفت
learning فراگیری
one trial learning یادگیری یک کوششی
part learning یادگیری بخش بخش
patrons of learning دانش پروران
motor learning یادگیری حرکتی
mastery learning یادگیری در حدتسلط
mastery learning تسلط اموزی
social learning یادگیری اجتماعی
maze learning یادگیری در ماز
maze learning مازاموزی
massed learning یادگیری بی وقفه
perceptual learning یادگیری ادراکی
place learning مکان اموزی
subliminal learning یادگیری زیراستانهای
transfer of learning انتقال یادگیری
verbal learning یادگیری کلامی
vicarious learning یادگیری مشاهدهای
skill learning مهارت اموزی
sign learning علامت اموزی
serial learning یادگیری زنجیرهای
rote learning یادگیری طوطی وار
relation learning رابطه اموزی
probability learning یادگیری احتمالاتی
machine learning فراگیری ماشین
learning to learn یادگیری اموزی
incidental learning یادگیری اتفاقی
incentive learning یادگیری با مشوق
heuristic learning یادگیری ذهنی
he is a prodigy of learning درعلم معرکه است
he is a prodigy of learning اعجوبه ایست در دانش
global learning یادگیری یکپارچه
conceptual learning مفهوم اموزی
discrimination learning یادگیری افتراقی
cue learning نشانه اموزی
concept learning مفهوم اموزی
book learning علم کتابی
avoidance learning یادگیری اجتنابی
insightful learning یادگیری بینش افرین
latent learning یادگیری نهفته
learning curve منحنی یادگیری
learning rate سرعت یادگیری
learning set امایه یادگیری
learning machine ماشین فراگیر
learning theory نظریه یادگیری
learning curve نمایش گرافیکی بدست آوردن دانش در زمان
learning curve که استفاده از آن بسیار سخت باشد
learning curve منحنی که نمودار این مطلب است که باتکرار یک عمل زمان انجام ان عمل کوتاهتر می گردد
learning curve منحنی اموزش
rate of learning سرعت یادگیری
He lays claim to learning. ادعای علم وفضل می کند
There is no royal road to learning . <proverb> مقصد علم و دانش را,جاده اى نیست هموار .
computer augmented learning بسط اموزش به کمک کامپیوتر
computer based learning یادگیری بر پایه کامپیوتر
trial and error learning یادگیری از راه کوشش و خطا
the common wealth of learning افراد اهل علم
the common wealth of learning مجمع ادبا
statistical learning theory نظریه اماری یادگیری
mathematical learning theory نظریه ریاضی یادگیری
means end learning یادگیری وسیله- هدف
there is no royal road to learning <proverb> تن به دود چراغ و بی خوابی ننهادی هنر کجا یابی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com