English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (1 milliseconds)
English Persian
distributed practices تمرینهای توزیعی
distributed practices تمرینهای پراکنده
Other Matches
practices اداب
practices راه و رسم
practices شیوه ها
sound practices شیوه های درست
restrictive trade practices روشهای محدود کردن تجارت
child rearing practices شیوههای پرورش کودک
to take action to prevent [stop] such practices اقدام کردن برای اینکه از چنین شیوه هایی جلوگیری شود
distributed توزیع شده
distributed fire اتش تقسیم شده
distributed capacity فرفیت منتشر
distributed profits سود توزیع شده
distributed profit سود تقسیم شده
distributed profit سود توزیع شده
distributed network شبکه توزیع شده
distributed design طرح توزیعی
distributed practice تمرین فاصله دار
distributed network شبکه توزیعی
distributed lag توزیع فاصله زمانی
distributed learning یادگیری فاصله دار
distributed load گسترده بار
distributed load نیرویی که به یک نقطه اثرنمیکند بلکه مانند نیروی هوا روی یک سطح بریک خط یا یک سطح وارد میشود
distributed fire اتش توزیع شده
distributed fire اتش گسترده
distributed data base پایگاه داده توزیعی
uniformly distributed load باریکنواخت
uniformly distributed load بار گسترده یکنواخت
distributed data processing پردازش داده توزیع شده
distributed processing system سیستم پردازش توزیعی سیستم پردازش غیر متمرکز
distributed data processing داده پردازی توزیعی
fibre distributed data interface استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال دده مگابایت در ثانیه است
distributed flood ligh system روشنائی کلی توسط پروژکتور
fibre distributed data interface II استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال داده مگابایت در ثانیه است . ولی میتواند بخشی از پهنای باند را به کانال آنالوگ کیلو بیت در ثانیه برای داده صوتی یا تصویری اختصاص دهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com