English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 168 (8 milliseconds)
English Persian
divan cover [قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
Other Matches
divan دارای دوفرفیت
divan دیوان
divan عمارت
divan حیات
divan دادگاه اسلامی
divan دوبنیانی
divan دوفرفیتی
divan rugs فرش های تالاری و درباری
He has read the book from cover to cover . کتاب رااز اول تا آخر خوانده است
cover پوشش مخفی [جامعه شناسی]
cover پوشاندن
cover-up در لاک دفاعی فرورفتن
cover مخفی گاه [جامعه شناسی]
cover تامین
cover up در لاک دفاعی فرورفتن
under cover <idiom> پنهان شدن
take cover جان پناه گرفتن
take cover حفاظ گرفتن
take cover پشت جان پناه قرار گرفتن
from cover to cover ازاغازتا انجام کتاب
to cover in پوشاندن
to cover up پیچیدن
to cover up پوشاندن
under cover سربسته درپاکت
to cover in پرکردن
cover off پشت سر هم قرار گرفتن پشت به گردن
cover all بارانی یا روپوش
cover all رولباسی
cover up <idiom> پنهان کاربدواشتباه
cover جلد سرپوش
cover روکش کردن پوشانیدن پوشش
cover جلد کردن
cover حایل شدن
cover مخفی در بر گرفتن
cover اختفاء
cover انجام دادن
cover جان پناه خفاگاه پوشاندن
cover حفاظ
cover سرپوش
cover پاکت
cover رویه لفاف
cover جلد
cover پوشش
cover تامین کردن
cover طی کردن
cover پنهان کردن
cover حاوی بودن درپوش
cover روپوش
cover نگهبان بگوش
cover سقف زدن
cover بوته زار پناهگاه شکار
cover مانورکردن بطوریکه قایق عقبی جلو نیفتد محافظت از بدن باشمشیر
cover بسته بندی
cover امادگی
cover سطح برف
cover اماده برای برگرداندن توپ
cover اماده شدن برای دریافت توپ
cover تامین زیان و خسارات بیمه
cover دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
cover بازی دفاعی
sight cover روپوش دستگاه نشانه روی روپوش زاویه یاب
piston cover پوشش پیستون
protective cover جان پناه دفاعی
glass cover پوشششیشهای
to cover one's nakedness ستر عورت کردن
to cover much ground وسیع بودن
to cover much ground رسابودن
to cover much ground جامع بودن
saddle cover زین پیچ
saddle cover غاشیه
protective cover روپوش حفاظ
cover girl ستارهی روی جلد
protective cover روکش محافظ
radiator cover روکش رادیاتور
saddle cover زین پوش
protective cover پوشش حفافتی
toilet cover رو میزی برای میز ارایش
under cover of letter no ضمن نامه شماره
seat cover پوششصندلی
sliding cover پوششمتحرک
speaker cover پوششصدا
duvet cover روپوشقابلشستشو
loose cover روکش
horse cover قالیچه زیر زین اسب
cover girl زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
cover one's tracks <idiom> پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
saddle cover رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
pillow cover ستونمخروطی
pan cover پوششکنه
valve cover روپوشسرپاپ
cover girls زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
cover girls ستارهی روی جلد
first-day cover پاکت یا کارت پستال که در روز اول فروش تمبر جدید ارسال شده و تاریخ آن روز را روی تمبر مهر زدهاند
battery cover پوششباطری
filter cover پوششفیلتر
head cover محافظسر
lever cover پوششدربازکن
mattress cover گردنبندبلندمهمانی
bed cover روتختی
piston cover کف پیستون
cover charge مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
concrete cover پوشش بتنی روی فولاد
contingency cover بیمه حمل احتیاطی
cover an angle زاویهای را بستن
cover and concealment پوشش و اختفاء
cover drive ضربه در سمت نیمه معینی اززمین
cover note بیمه نامه موقت
cover note گواهی بیمه نامه
cover note گواهی پوشش بیمه
cover plate صفحه سرپوش
cover plate پشت بندصفحه بست
cover point عضو دفاع نزدیک
cover point محل بازیگر در نقطه معینی دور از توپزن
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
comparative cover پوشش نسبی
communication cover پوشش مخابراتی
cover charges مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
cover-ups در لاک دفاعی فرورفتن
air cover پوشش هوایی
base cover عکس برداری اولیه
basic cover عکسبرداری اولیه هوایی
batterty cover سرپوش باتری
binding cover پوشش تعهد شده
break cover خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
cell cover درپوش باتری
cloud cover غلظت ابر اتمی
cloud cover سطح ابر زیرپوشش اتمی
column cover پوشش ستون
cover search جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
cover shame عذر
cover shame بهانه
fire cover پوشش اتش
hatch cover درب دهلیز
hatch cover درپوش دوردریچه
hub cover قالپاق چرخ
ice cover یخپوش
insurance cover پوشش بیمه
magneto cover سرپوش مگنت
open cover بیمه نامه باز
open cover بیمه نامهای که جهت حمل محمولههای متعدد تهیه میشود
overhead cover حفاظ بالای سر
overhead cover پوشش بالای سر روپوش بالای سر
fighter cover پوشش با هواپیماهای شکاری
fighter cover پوشش هواپیماهای جنگنده
extra cover پوشش اضافی برای بل گرفتن
depleted cover پوشش کاسته شده
dish cover سرپوش
depleted cover پوشش کاهسته
corset cover لباس زیر زنانه که روی کرست پوشیده میشود زیرپوش
dust cover سرپوش غبارگیر
extra cover بازیگر بل گیر
to have compulsory insurance [cover] اجباری [الزامی] بیمه بودن
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
can not judge a book by its cover <idiom> [چیزی را نمی شود صرفا از روی قیافه قضاوت کرد]
perforated cover plates صفحات مشبک
cheque book cover پوششدفترچهچک
perforated cover plates صفحات سوراخدار
under cover of frind ship بعنوان دوستی
They escaped under cover of darkness. درتاریکی شب فرار کردند
cut and cover shelter سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
excess loss cover بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
his hat cover his fanily هیچکس را ندارد
his hat cover his fanily خودش است و کلاهش
excess cover treaty قرارداد پوشش بیمهای ضایعات بیشتر
To cover up a fult ( defect , shortcoming ) . عیب پوشی کردن
To cover (traverse)long distances. مسافت زیادی راطی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com