English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (6 milliseconds)
English Persian
document bills اوراق تجارتی
Other Matches
bills منقار
bills نوک
bills صورتحساب
bills حواله
bills قبض
bills نوعی شمشیرپهن
bills نوک بنوک هم زدن
bills قبض صورتحساب
bills برات
bills سند
bills اسکناس
bills صورتحساب دادن
bills اسنادبازرگانی
bills لایحه
bills تهیه کردن صورتحساب
bills اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bills بیجک
bills سند مالی لایحه یا طرح قانونی
bills دادخواست
bills گزارش جریان دعوی
bills receivable بروات قابل دریافت
bills receivable براتهای دریافت کردنی
bills payable برات های پرداخت کردنی
short bills سفته یا برات کوتاه مدت
commercial bills اوراق تجارتی
bills of fare هزینه سفر
bills of fare برنامه
bills of fare صورت اغذیه مهمانخانه
bills of fare صورت غذا
treasury bills اسناد خزانه
damage control bills دستورالعمل کنترل خسارات
principal types of bills انواعنوک
private member's bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private members' bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
document سند
associated document متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
associated document وقتی فایل را انتخاب می کنید
associated document سیستم عامل به طور خود کار از ابتدای برنامه کار بردی آغاز میکند
document متکی به مدرک کردن
document ملاک سندیت دادن
document دستاویز
document نوشتن شرح یک فرآیند
document نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
document عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
document مدرک
document 1-کاغذ همراه با نوشته روی آن . 2-فایلی که حاوی متن ایجاد شده توسط پردازنده کلمه است
document ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document فرآیندی که طی آن متنی که تصادفاگ پاک شده است دوباره برمی گردد
document وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
document پردازش متن توسط کامپیوتر
document روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
reliance on a document استناد به مدرک خاصی
referring to a document استناد به مدرک خاصی
original document اصل سند
source document سند منبع
original document بنچاق
official document سند رسمی
noterial document سند رسمی
document register ثبت سند
master document مدرک اصلی
forged document سند جعلی
enforceable document سند لازم الاجرا
document retrieval بازیابی سند
source document سند اصلی
the body of a document متن یک سند
lost document مدرک گم شده
sent document recovery استردادمدارکفرستادهشده
identification document کارت شناسایی
document-to-be-sent position موقعیتفرستادنمدارک
document receiving دریافتکنندهمدارک
document handler گردانندهمدراک
document folder پوشهمدارک
turnaround document متن چاپی از کامپیوتر و ارسال به کاربربرگردانده شده با کاربر با یادداشتها جدید یا اطلاعات روی آن که توسط متن خوان قابل خواندن است
to forge a document سندی راجعل کردن
to fabricate a document سندی راجعل کردن
the document purports that انچه از این سند مفهوم میشوداینست که
identification document شناسنامه
authentic document مدرک اصلی
document format قالب مدرک
document file پرونده اسناد
document file پرونده اسناد یکان
document against payment تحویل اسناد در ازای پرداخت
baseline document سندی که یک مرجع برای تغییرات یک سیستم کامپیوتری میباشد
private document سند عادی
contents of a document مندرجات سند
document of birth سند ولادت
authenticity of document صحت سند
authenticity of a document اعتبار سند
authentic document سند صحیح
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
document format فرمت مدرک
document in proof دلیل مستند
document reader سندخوان
document register ثبات
document reader سند خوان
document processing متن پردازی
document processing پردازش مدرک
document of title سند مالکیت
document of nationality سند تابعیت
document of identity اسناد سجل و احوال
document register بایگانی
document register ثبت کردن سند
document number شماره سند
document number شماره درخواست
certificate [official document] گواهی
certificate [official document] مدرک
refugee's travel document گذرنامه پناهنده
blank signed document سفید امضاء
document comparison utility برنامه کمکی مقایسه مدارک
refugee travel document گذرنامه پناهنده
To forge a document (documents). سند ومدرک سازی کردن
document base font فونت پایه مدرک
combined transport document اسناد حمل ترکیبی
bottom-fold document case کیفمدارک
abusing a blank signed document سوء استفاده از سفید امضاء
autograph [a document transcribed entirely in the handwriting of its author] امضا یادگاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com