English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English Persian
domestic air traffic خطوط هوایی داخلی
domestic air traffic رفت وامد هواپیماهای داخلی
Search result with all words
domestic intercity freight traffic حمل نقل بار بین شهری بوسیله راه آهن
Other Matches
domestic اهلی
domestic وطنی
domestic محلی
domestic داخلی
domestic مستخدم یاخادمه
domestic خانگی
domestic خانوادگی
domestic رام بومی
domestic خانه دار
domestic بومی
domestic industry صنعت داخلی
domestic market بازار داخلی
domestic problem مساله خانوادگی
domestic products محصولات داخلی
domestic trade بازرگانی داخلی
domestic transport حمل و نقل داخلی
Domestic Revival سبک احیای زندگی
domestic vault طاق گنبدی
domestic tariff تعرفه داخلی
domestic fuel سوخت خانگی
domestic emergencies موادضروری داخلی
domestic consumption مصرف خانگی
domestic animals حیوانات اهلی
domestic dualism دوگانگی داخلی
domestic science رجوع شود به economics home
domestic disturbances اختلافات داخلی
domestic economy اقتصاد داخلی
domestic economy اقتصاد محلی
domestic emergencies بحرانهای داخلی
domestic disturbances اغتشاشات داخلی
domestic servant نوکر
gross domestic product تولید ناخالص داخلی
domestic capital formation تشکیل سرمایه داخلی
principal of domestic jurisdiction اصل صلاحیت ملی
net domestic product محصول خالص داخلی
net domestic output تولید خالص داخلی
domestic waste water فاضلاب خانگی
traffic امد و شد
traffic ترافیک
traffic رفت و امد
traffic امد وشد رفت وامد
traffic تجارت غیرقانونی
traffic تجمع مدافعان
traffic تردد کردن
traffic تجارت
traffic مبادله کالا
traffic عبور و مرور
traffic امد و رفت
traffic امد وشدکردن
traffic عبو ومرور وسائط نقلیه
traffic داد وستدارتباط کسب
through traffic ترافیک ترانزیتی
through traffic امد و رفت ترانزیتی
through traffic شد امد ترانزیتی
through traffic عبور یکسره
traffic رفت و امد وسایل نقلیه
two-way traffic محلعبوردوطرفه
one-way traffic عبوریکطرفه
traffic کالا
traffic مخابره
traffic گذشتن
traffic امد و شد حمل و نقل
traffic مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
traffic تجارت هدایت شده
traffic انتقال دریانوردی
traffic داده پیام دریافتی
traffic نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
traffic تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی
traffic شد وامد
traffic اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
traffic نقل
traffic حرکت سیر
traffic warden فردیکهمفمورکنترلنحوهپارکاتومبیلهااست
Is there a road with little traffic? آیا جاده ای با ترافیک کمتر هست؟
Is there a road with little traffic? آیا جاده ای با شلوغی کمتر هست؟
traffic designer نقشه کش رفت و امد
air traffic رفت و آمد هواپیمایی
traffic jam ترافیکوراهبندانسنگین
traffic release ساعت عبور ازاد خودروها
traffic stream جریان رفت و امد
traffic stud سنگ راه
traffic stud گلمیخ چهارگوش
traffic volume حجم امد و شد
traffic volume بار شد و امد
transit traffic عبور ترانزیتی
traffic circle دایرهی یک طرفه
traffic circles دایرهی یک طرفه
traffic stream جریان امد و شد
traffic signal نشانه روشن
traffic lanes خطترافیک
traffic sign تابلو علایم
traffic sign لوحه نشانه گذاری
traffic sign تابلو نشانه گذاری
traffic sign علامت عبور و مرور
traffic signal علائم مخصوص عبور وسائط نقلیه
merging traffic ترافیکخیابانفرعیاتوبان
traffic signal چراغ راهنمایی
heavy traffic ترافیک سنگین
moving traffic ترافیک در حال حرکت
to regulate the traffic [جریان] ترافیک را کنترل کرن
to be closed to [all] traffic برای [همه نوع] ترافیک بسته بودن
to open something to [the] traffic چیزی را برای [دسترسی به] ترافیک باز کردن
turning traffic ترافیک پیچ دار
traffic lane یک خط جاده برای یک مسیر
to direct traffic through ترافیک را از طریق...هدایت کردن
street traffic ترافیک [جاده]
street traffic رفت و آمد [مثال در جاده یا خیابان]
The traffic is heavy. ترافیک سنگین است.
traffic congestion راهبندان سنگین
stop-and-go traffic ترافیک سپر به سپر
dense traffic ترافیک سنگین
outgoing traffic جاده به راستای بیرونی
There is heavy traffic. ترافیک سنگین است.
emerging traffic جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
incoming traffic جاده وسایل که می آیند
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
bus traffic رفت و امد اتوبوسها
motor traffic رفت و امد وسایل نقلیه موتوری
generated traffic شد امد ایجادی
motor traffic رفت و امداتومبیلها
container traffic تراکم حمل و نقل کانتینرها
railway traffic امد و شد راه اهن
railway traffic عبور ومرور راه اهن حمل و نقل راه اهن
road traffic رفت و امد خیابان
road traffic ترافیک جاده ترافیک خیابان
road traffic امد وشد خیابان
telecommunication traffic ترافیک ارتباطات
telecommunication traffic ترافیک مخابرات
telephone traffic ترافیک تلفنی
public traffic رفت و امد همگانی
local traffic رفت و امد محلی
induced traffic ترافیک القایی
bus traffic عبور و مرور اتوبوسها
airfield traffic عبورو مرور در فرودگاه
density of traffic تراکم رفت و امد
density of traffic تراکم ترافیک
airfield traffic عبور و مرور فرودگاه
density of traffic پر پشتی امد و شد
eligible traffic عبور و مرور مجاز
eligible traffic حد عبورمجاز مسیرها
freight traffic رفت و امد بار
gyratory traffic امد و شد چرخنده
gyratory traffic شد امدچرخشی
inbound traffic مسیر عبور و مرور وسایل نقلیه یا کشتی و هواپیما درخارج از کشور
inbound traffic مسیر خارج از کشور
tidal traffic امد و شد ناقرینه
tidal traffic شد امدنابرابر
traffic density تراکم امد و شد
traffic induit شد امد القایی
traffic density فشار امد وشد
traffic density سنگینی شد امد
traffic peak تیزه شد امد
traffic density پرپشتی شد امد
traffic flow کشش ترافیک
traffic flow کشش عبور ومرور
traffic induit ترافیک القایی
traffic intensity شدت عبور و مرور
traffic island بلندی وسط خیابان مخصوص توقف پیاده رو
traffic lane مسیر عبور و مرور
traffic lane خط شد امد
traffic paint خط کشی راه
traffic density شدت عبور و مرور
traffic density تراکم عبور و مرور
traffic density تکاشف عبور و مرور
traffic lights چراغ راهنمایی
traffic control کنترل عبور و مرور
traffic control کنترل ترافیک
traffic control کنترل امد و رفت درجاده یا باند پرواز
traffic court دادگاه تخلفات رانندگی
traffic light چراغ راهنمایی
traffic court دادگاه عبور و مرور
traffic peak حداکثر عبور و مرور
traffic court دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات رانندگی
traffic cut تقاطع دو جریان عبور و مرور
traffic cut گره شد امد
commercial road traffic ترافیک جاده تجاری
airport traffic area منطقه مخصوص عبور ومرور در فرودگاه
broken traffic line خط چین برای امد و شد
to regulate the flow of traffic [جریان] ترافیک را کنترل کرن
broken traffic line خط گسسته برای امد و شد
traffic on public roads رفت و آمد [مثال در جاده یا خیابان]
rush-hour traffic ساعت شلوغی ترافیک
goods traffic [British E] حمل و نقل بار
air traffic control کنترل عبور و مرور هوایی
air-traffic control کنترل عبور و مرور هوایی
rush-hour traffic وقت شلوغ رفت و آمد
air traffic section قسمت کنترل عبور و مرورهوایی
goods traffic [British E] رفت و آمد بار
traffic on public roads ترافیک [جاده]
continuous traffic line خط پر امد و شد
continuous traffic line خط پیوسته امد و شد
daylight traffic line خط منع ایاب ذهاب روزانه
to block [hold up] (the) traffic جلوی رفت و آمد را گرفتن
high speed traffic ترافیک سریع
high speed traffic رفت و امدسریع
high speed traffic امد شد سریع
piggy back traffic حمل یک وسیله نقلیه باوسیله نقلیه دیگر
road traffic offences جرائم راهنمایی و رانندگی
telephone traffic recorder ثبات ترافیک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com