Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
double four spindle machine
دستگاه چهار هرزگردی دوبل
Search result with all words
double three spindle machine
دستگاه سه هرزگردی دوبل
Other Matches
four spindle automatic machine
دستگاه خودکار با چهارهرزگرد
eight spindle automatic machine
دستگاه خودکار با هشت هرزگرد
multi spindle drilling machine
ماشین مته با چند هرزگرد
double v machine
دستگاه ورق خم کن
double v machine
دستگاه دولا کننده ورق
double column machine
دستگاه دو ستونی
double ended machine
دستگاه برشکاری و منگنه کاری
double frame hobbing machine
دستگاه فرز غلطکی با قاب دوبل
spindle
شی ای که دیسک را در مرکز می چرخاند
spindle
دوک
spindle
هرچیزی شبیه دوک
spindle
دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
spindle
بشکل دوک درامدن
spindle
هرزگرد ماشین تراش
spindle
میله گردان
spindle
سگدست
spindle
دراز و باریک شدن
spindle
محور
spindle
دوک نخ ریسی
spindle
دوک نخ ریسی
pivot spindle
محورپاشنه
spindle legged
دیلاق
spindle legged
دارای پاهای درازوباریک لندوک
obturator spindle
دوکی جازم گاز
spindle head
سر هرزگرد
spindle molder
دستگاه فرز میزی
obturator spindle
دوکی الات جازم
cutter spindle
هرزگرد کاتر
spindle shanked
دارای پاهای دراز وباریک لندوک
spindle shanked
دیلاق
spindle tree
اونموس
newel spindle
مارپیچ پله
muscular spindle
دوک عضلانی
spindle nose
سر هرزگرد
pedal spindle
محورپدال
spindle stairs
پلکان مارپیچی
spindle stairs
راه پله مارپیچی
driving spindle
هرزگرد محرک
cutter spindle bearing
یاطاقان هرزگرد کاتر
camlock spindle nose
هرزگرد بادامکی شکل
two way machine
ماشین دو راهه
machine
فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
d.c. machine
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
machine
ماشین
machine
یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine
نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
machine
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machine
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine
عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
machine
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
machine
بیت اجرا میشود
machine
کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
machine
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machine
زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machine
که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machine
دستگاه
machine
ماشین کردن با ماشین رفتن
machine
تراشکاری کردن صیقل کردن
machine
شیارانداختن روی فلز
machine
براده برداشتن
machine
تراشیدن ماشین
machine
خطای ناشی خرابی سخت افزار
machine
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machine
خطای ناشی از خرابی قطعه
machine
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machine
بایت تشکیل شده است برای عملوند و داده و آدرس
machine
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
machine
تعداد قط عات متحرک جدا یا بخشها که با هم کار می کنند تا فرآیندی را انجام دهند
machine
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
machine sensible
قابل درک توسط کامپیوتر
machine
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machine
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine
ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
machine number
عدد سرعت هواپیما
machine number
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
virtual machine
دستگاه مجازی
two phase machine
ماشین دو فازه
winnowing machine
ماشین باد افشانی
pinball machine
ماشین ساچمه پران
winding machine
دستگاه سیم پیچی
sub-machine guns
مسلسل دستی
machine intelligence
هوش ماشین
sub-machine guns
تیربار خودکار
sub-machine gun
مسلسل دستی
sub-machine gun
تیربار دستی
pinball machine
ماشین پینبال
weighing machine
ترازوی ماشینی ماشین سنجش قنطارکش
fruit machine
جک پات
virtual machine
ماشین مجازی
machine interupption
وقفه ماشین
machine language
زبان ماشین
machine learning
فراگیری ماشین
sub-machine gun
تیربار خودکار
accept machine
دستگاه پذیرنده
commutator machine
ماشین کموتاتودار
machine based
مبتنی بر ماشین
machine builder
ماشین ساز
machine building
ماشین سازی
machine capacity
فرفیت ماشین
machine check
برسی ماشین
cog in the machine
<idiom>
قطرهای از دریا
kidney machine
ماشینکمکیبرایافرادبیمار
machine column
پایه یا ستون دستگاه
dosing machine
دستگاه تقسیم کننده با مقیاس
machine address
آدرس ماشین
compensated machine
ماشین تقویت شده
machine address
محل یک شی در رابط ه با مبدا
machine address
برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
machine address
مقدار یک عبارت که تحت تاثیر جابجایی در برنامه نباشد
machine address
اندازه یا مقدار یک عدد بدون توجه به علامت آن
machine address
نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
machine address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که فقط به یک محل دستیابی دارد
machine address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیلهای دستیابی دارد. مقایسه شود با آدرس اندیس #INDEX ADDRESS
machine cycle
چرخه ماشین
machine fault
عیب ماشین
machine fault
نقص ماشین
machine foundation
پایه دستگاه
machine frame
چارچوب دستگاه
machine gunner
مسلسل چی
machine independent
مستقل از ماشین
machine instruction
دستورالعمل ماشین
machine error
خطای ماشین
machine equipment
تجهیزات ماشین
machine down time
زمان معطلی دستگاه
machine dependent
وابسته ماشین
machine dependent
وابسته به ماشین
machine designer
طراح ماشین
rowing machine
ماشینپایی
machine down time
زمان توقف ماشین
machine hall
راهرویماشین
fuelling machine
ماشینسوخت
fax machine
فاکس
machine run
اجرای ماشین
mowing machine
علف چین
multi way machine
دستگاه چند راهه
object machine
ماشین مقصود
machine readable
خواندنی توسط ماشین
open machine
ماشین باز
machine oriented
ماشین گرا
machine operator
متصدی ماشین
planer machine
ماشین صفحه تراش
planing machine
ماشین کندگی
printer machine
ماشین چاپ
printer machine
دستگاه چاپ
machine operator
اپراتوردستگاه
punching machine
دستگاه منگنه
punching machine
دستگاه پانچ
reaping machine
ماشین درو
mowing machine
ماشین علف چینی
mortising machine
دستگاه کام کنی
machine shop
کارگاه محاسبات ماشینی
machine time
وقت ماشین
machine time
زمان ماشین کاری
machine run
رانش ماشین
machine translation
ترجمه ماشینی
machine ringing
زنگ ماشینی
machine representation
نمایش ماشیی
machine welding
جوشکاری ماشینی
machine word
کلمه ماشین
machine recognization
بازشناختی توسط ماشین
milking machine
ماشین قابل حمل که داده ماشینهای مختلف را می پذیرد و به کامپیوتر بزرگتر ارسال میکند
milling machine
ماشین تراش
milling machine
ماشین فرز
milling machine
دستگاه فرز
machine readable
قابل خواندن توسط ماشین
molding machine
دستگاه قالب گیری
machine operator
کارگردان ماشین
reeling machine
ماشین نخ پیچی
reeling machine
چرخک
synchronous machine
ماشین همزمان
tabulating machine
جدول بند
tabulating machine
جدول نویس
talking machine
گرامافون
talking machine
دستگاه ضبط صوت
teaching machine
ماشین اموزش
teaching machine
ماشین تدریس
the machine is in operation
ماشین در گردش است ماشین دایر است
three phase machine
ماشین سه فازه
threshing machine
ماشین غله پوست کنی
threshing machine
ماشین خرمن کوبی
machine operating
عملکرد ماشین
machine oil
روغن ماشین
transfer machine
دستگاه انتقال
turing machine
ماشین تورینگ
turing machine
مدل ریاضی یک وسیله که میتواند داده را بخواند و بنویسد بر یک نوار ذخیره سازی قابل کنترل با تغییر وضعیتهای داخلی آن
synchronous machine
ماشین همگام
swaging machine
حلبی خمکن
sandblast machine
ماشین ماسه پاش
sanding machine
ماشین سنباده زنی وصیقل کاری
scouring machine
ماشین سایش
scouring machine
ماشین سمباده
seaming machine
ماشین درزگیری
seeding machine
ماشین تخم کاری
sequential machine
ماشین ترتیبی
shaping machine
دستگاه صفحه تراش
smart machine
ماشین هوشیار
machine address
بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
snow machine
ماشین ایجاد کننده برف مصنوعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com