English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
double pole switch کلید دو پل
Other Matches
three pole switch کلید سه پل
one pole switch کلید یک قطبی
triple pole switch کلید سه پل
pole changing switch کلید تعویض قطب
single pole switch کلید یک پل
double pole دو قطبی
double pole با دو قطب
double pole circuit breaker دوقطبمدارشکننده
double accumulator switch کلید انباره دوبل
double throw switch کلید دو طرفه
double break knife switch کلید تیغهای دو اتصالی
pole لهستانی
pole قطب باطری
pole میله پرچم
pole پایه
pole تیر
pole با تیر یا دیرک محکم کردن
pole نیش ماگنترون
pole قطب
pole شمع
pole دستک
pole ax با تبرچکش کشتن
four pole چهار قطبی
pole دکل
pole چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
pole ax تیر چکش دار
pole نیزه پرش با نیزه
pole ax تبرزین
pole قطب دار کردن
pole تیر چراغ برق
pole دسته بلند چیزی
up the pole گرفتار در تنگنا واقع شده
two pole دو پل
pole تیردارکردن
pole vaults بانیزه پریدن
tubular pole دکل لولهای
pole charge خرج میلهای
pole climber رکاب
pole climbing از تیر بالا رفتن
pole vaults پرش با نیزه
pole charge خرج دستکی
pole horse اسب کنار مال بند
anchor pole دیرک مهار
pole mast دیرک یک پارچه
pole mast دکل یک تیکه
pole jumping با گرفتن چوب در دست
pole jumping جست
pole jumping پرش با تیر
analogous pole شبه قطب
pole horse اسب نزدیک به لبه داخلی مسیر
pole horse یابوی عصار خانه
armature pole قطب ارمیچر
pole vault بانیزه پریدن
neutral pole قطب خنثی
negative pole قطب منفی
negative pole قطب منفی مغناطیس
tent pole تیر چادر
main pole قطب اصلی
tent pole دیرک چادر
pole arc قوس قطب
pole armature ارمیچر قطبی
pole vault پرش با نیزه
totem pole تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
pole changing تعویض قطب
pole changer تعویض کننده قطب
pole changer تغییردهنده قطبش
to pole any thing up or down چیزیرا سوی بالایا پایین هل دادن
the south pole قطب جنوب
the north pole قطب شمال
magnetic pole قطب مغناطیسی
singles pole تکپایه
pike pole کلنگدوسردستهبلند
doubles pole تیردوتایی
salient pole قطب برجسته
single pole تک قطب
single pole چوبدستی تکی اسکی
curtain pole پایهپرده
ski pole چوب اسکی بازی
ski pole چوبدست اسکی
plain pole پایهمسطح
pole grip دستهمتصلبهدست
roof pole سقفبلند
ranging pole شاخصهای مسافت یابی
rel pole قطب قرمز
ridge pole کش بالای شیروانی
ridge pole کش دیرک افقی چادر
pole tip سرنوکتیزچوباسکی
spinnaker pole تیری که بادبان 3 گوشه به ان وصل میشود
pole shaft چوباسکی
wound pole قطب مرکب
wooden pole دکل چوبی
positive pole قطب مثبت
pole plate حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
pole pitch گام قطب
whisker pole تیر وصل به دکل برای بادبانی دور از باد
consequent pole قطب فرعی
tail pole کابلخارجی
pole piece قطبک
barber's pole پایهایکهدر قدیمبیرونمغازهها در بریتانیا استفادهمیشد
pole of development قطب توسعه
pole shoe کفشک قطب
pole shoe کفش قطب
pole vaulting پرش با نیزه
pole vaulter پرنده با نیزه
commutating pole قطب کمکی
wooden pole تیر چوبی
commutating pole قطب جابجاگری
pole tips نوکهای قطب
pole strength شدت قطب
pole sitter راننده نزدیک به نرده داخلی درمسیر
barge pole چیز غیر قابلاعتماد
magnet pole قطب اهنربا
Pole Star ستاره قطبی
pole position آغازگاه [ستاره شناسی] [ارتش]
fluted pole پایهزهدار
head pole تیری که از پشت اسب تاکنارسرش ادامه دارد
liberty pole چوب پرچم انقلابیون فرانسه وامریکا
internal pole قطب داخلی
North Pole قطب شمال
elevated pole قطب نافر
elevated pole قطب راصد
Pole Star Polaris
pole position جلوتر از همه در صف [مسابقه]
field pole قطب میدان
South Pole قطب جنوب
communicating pole قطب کمکی
Pole Star جدی
flag pole میله پرچم
pole changing motor موتور با قطبهای قابل تعویض
horn of pole piece شاخ قطبک
pole post clamp ترمینال
celestial north pole قطب شمال عالم
split pole motor موتور کمکی
flage pole position موقعیت میله پرچمی
communicating pole winding سیم پیچی قطب کمکی
magnetic pole sterngth شدت قطب مغناطیسی
commutating pole converter تبدیل گر قطب کمکی
commutating pole generator مولد با قطب جابجاگر
extended pole piece قطبک دراز شده
free magnetic pole قطب مغناطیسی ازاد
magnetic north pole قطب شمال مغناطیسی
shaded pole motor موتور با قطب سایه دار
single pole cutout فیوز تک پل
split pole converter تبدیل گر با انشقاق قطب
split pole motor موتور با قطب چاکدار
single pole circuit breaker مدارتکفطبشکننده
not touch something with a ten-foot pole <idiom> تصمیم گیری چیزی به طور کامل
celestial body south pole قطب جنوب عالم
switch off قطع جریان برق
switch over تعویض کردن برق
four way switch کلید صلیبی
the switch is on چراغ برق روشن است
the switch is on برق جریان دارد
the switch is on کلید برق باز است
on-off switch دکمهروشنوخاموش
the switch فن رو دست
switch ترکه
three way switch کلید تبدیل
to switch off خاموش کردن
on/off switch دکمهروشنوخاموش
x y switch کلید ایکس- ایگرگ
switch تعویض
to switch off رابادیگری قطع کردن
two way switch کلید دو راهه
two way switch قطع و وصل کننده برق از دوطرف
tr switch کلید فرگیر
to switch on طرف صحبت کردن
to switch on اتصال دادن جریان دادن
to switch on روشن کردن
to switch off قطع کردن اتصال
switch چوب زدن
switch سویچ برق سویچ زدن
n way switch گزینه N راهی
one way switch کلید یک پل
switch سوزن دوراهی
switch شروع به استفاده از وسیله دیگر وقتی که اولی خراب میشود
switch قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
one way switch کلید یکراهه
switch یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switch نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود
switch یچ
switch وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switch گزینه
on off switch گزینه قطع و وصل
switch ثیر قرار میدهد
switch راه گزین
switch روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
switch وصل کردن برق
switch جریان را عوض کردن
switch گزینه راه گزین
switch راه گزیدن
switch کلید
switch سویچ
switch تغییر جهت دادن
switch نافم حرکت
switch تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
switch تعویض جا
pendant switch کلید اویزان
solenoid switch کلید مغناطیسی
switch blade تیغه کلید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com