Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (8 milliseconds)
English
Persian
down-market
رجوع شود به downscale
Other Matches
market value
قیمت بازار
market
به بازار عرضه کردن
market
فروختن
market
مرکزتجارت
market
محل داد وستد
market value
ارزش بازاری
market value
در بازار قیمت بازار
market value
ارزش
market value
قیمت مناسب برای خریداروفروشنده
in the market for
<idiom>
خواستن یا آماده خرید چیزی شدن
market
بازار فروش
[اقتصاد]
market
بازار
market
در بازار دادوستد کردن
outside market
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
off-market
<adj.>
خارج از بورس
[فروخته شده ]
market
درمعرض فروش قرار دادن
narrow market
بازار محدود
market share
سهم بازار
market imperfection
ناقص بودن بازار
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
market structure
بنیان بازار
market system
نظام بازار
market trends
روندهای بازار
rig the market
با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
price market
وضع کردن قیمت در انحصار
market trust
بازار انحصاری
perfect market
بازار کامل
organized market
بازار سازمان یافته
oil market
بازار نفت
market imperfection
نقص بازار
to put on the market
به بازار عرضه کردن
market functions
وفائف بازار
market segmentation
تجزیه بازار
market segmentation
تقسیم بازار
market risk
خطر بازار
market oriented
بازاری
market opportunity
فرصت بازار
market mechanism
مکانیسم بازار
market overt
بازار عمومی محل خرید و فروش درفضای باز
market penetration
نفوذ به بازار
market mechanism
طرز کار بازار
market leader
دارای رهبریت بازار
market leader
پیشرو بازار
market overt
بازار اشکار
market leader
پیشقدم در بازار
market information
اطلاعات و دادههای بازار
market price
قیمت بازار
market prices
قیمتهای بازار
market prices
قیمتهای تعیین شده در بازار
market review
بررسی بازار
market survey
بررسی بازار
market oriented
در جهت بازار
to place on the market
به بازار عرضه کردن
carpet market
بازار فرش
flea market
<idiom>
بازارمکاره (بازارکهنه فروشها)
There is no market for it in Iran .
درایران مصرفی ندارد
To depress the market .
بازار را کساد کردن
to put on the market
درمعرض فروش قرار دادن
to place on the market
درمعرض فروش قرار دادن
to put on the market
فروختن
financial market
بازار مالی
over-the-counter market
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
off-market purchases
خرید در بیرون از بورس
to place on the market
فروختن
On the free market .
دربازار آزاد
market gardening
شغلسبزیکاریوکاشتمیوه
target market
بازاری که سخت افزار یا نرم افزار مخصوصا برای ان طراحی شود
spot market
بازار معاملات نقدی
spot market
بازار نقدی
soft market
بازار با تقاضای خوب
sharing the market
تقسیم بازار
seller's market
بازاری که در ان اختیار معامله وتصمیم گیری در دست فروشنده است
seller's market
بازار فروشنده
security market
بازار اوراق بهادار
the market is dull
بازار راکد است
the market is dull
بازار کساداست
to make a market of
معامله کردن
market gardener
باغکار سبزیکار
market garden
مزرعهکاشتسبزیجاتومیوهجاتجهتفروش
labour market
متقاضیکار
cattle market
محلفروشاحشام
widening of market
گسترش بازار
wage market
بازار دستمزد
to rig the market
با احتکارویکجاخریدن کالاافزایش وکاهش مصنوعی دربهای کالافراهم کردن
to make a market of
با کالای دیگرمعاوضه کردن
securities market
بازار اوراق بهادار
market freedom
ازادی تجاری
credit market
بازار اعتباری
bullish market
بازار احتکاری
bullion market
بازار شمش
bull the market
بازار را گرم کردن
break into the market
در بازار رسوخ کردن
bearish market
بازار رو به افول
black market
دربازارسیاه معامله کردن
black market
بازار سیاه
stock market
بورس کالاهای مختلف
bullish market
بازار رو به رونق
buyer's market
بازار خرید
cornering the market
خرید کلی و یکجای کالاهای بازار
cornering the market
قبضه نمودن بازار
commodity market
بازار کالای مصرفی
commodity market
بازار مواد اولیه
commodity market
بازار کالا
Common Market
جامعه اقتصادی اروپا
buyers market
بازار خرید
buyer's market
بازار مناسب برای خریدار
buyer's market
بازاری که درکنترل خریدارست
stock market
بورس سهام وارز
flea market
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
Common Market
بلژیک
Common Market
بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
Common Market
بازار مشترک
free market
بازار ازاد
open market
بازار ازاد بازاری که دارای رقابت کامل میباشد
open market
بازار باز
open market
بازار ازاد
Common Market
فرانسه لوکزامبورگ و هلند
market economies
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
flea market
سمساری
money market
بازار پول
market place
بازار
market research
بررسی بازار
market research
تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
market research
بازارپژوهی
market research
تحقیقات علمی در بازار ودادوستد کالا
market economy
اقتصاد بازار
market economy
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economies
اقتصاد بازار
market places
بازار
market forces
عوامل موثردر بازار
labor market
بازار کار
imperfect market
بازار ناقص
idols of the market
اوهام ناشی از سخن وامیزش
home market
بازار داخل کشور
home market
بازار داخلی
gold market
بازار طلا
futures market
بازار خرید و فروش سلف
market structure
ساخت بازار
loan market
بازار وام
market acceptance
پذیرش کالا توسط بازار
market appraisal
سنجش بازار
market forces
نیروهای بازار
market failure
شکست بازار نارسائی بازار
market failure
ناتوانی بازار
market equilibrium
تعادل بازار
market freedom
ازادی بازار
market demand
تقاضای بازار
market channels
مجاری توزیع
foreign market
بازار خارج
exchange market
بازار داد و ستد
domestic market
بازار داخلی
easty market
بازاراست تا
capital market
بازار سرمایه
exchange market
بازار اسعار
fair market
هفته بازار
fair market
بازار مکاره
dead market
بازار کم فروش
dead market
بازار کساد
falling market
بازار رو به زوال
market demand schedule
صورت تقاضاهای خریدارجزء در بازار
open market operation
عملیات دولت در بازار ازاد خرید و فروشهایی که دولت از طریق خزانه داری کل میکند
open market operations
عملیات بازار ازاد
demand and supply market
بازار عرضه و تقاضا
open market price
قیمت بازار ازاد
open market rate
نرخ بازار ازاد
kerb market
[British E]
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
curb market
[American E]
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
market directed economy
اقتصاد مبتنی بر بازار
market clearing price
قیمت تعادل در بازار
aggregate market demand
تقاضای کل بازار
free market economy
اقتصاد بازار ازاد
The gold market is booming .
بازار طلااینروزها گرم است
free market system
نظام بازار ازاد
black market operations
عملیات بازار سیاه
market rate of interest
نرخ بهره بازار
market grades and grading
طبقه بندی بازار
foreign exchange market
بازار ارز
dual labor market
بازار کار دوگانه
the islamic inspector of the market
محتسب
mass market product
محصول پر فروش
aggregate market supply
عرضه کل بازار
developed market economy countries
کشورهای مرفه
developed market economy countries
کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
He eats bread at the ruling market price.
<proverb>
نان را به نرخ روز مى خورد .
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com