English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (10 milliseconds)
English Persian
dragon tree درخت خون سیاووشان
Other Matches
dragon قایق مسابقهای 3 نفره
dragon اژدها موشک دراگون
dragon گردان سوار اسبی
dragon منظومه دراکو
dragon اژدها
dragon-tie تیر افقی گوشه ها
dragon-beam شاه تیر
dragon-bracket طاقچه دیوار کوب
dragon-piece [مهار تیر شیروانی نبش]
green dragon لوف کبیر
dragon sumak طرح سومک اژدهایی [این طرح در قرون نوزدهم و بیستم میلادی در قفقاز بافته شده و زمینه اصلی آن جلوه ای از اژدها را نشان می دهد.]
dragon blood خون سیاووشان
dragon blood دم الاخوین
green dragon فیل گوش
green dragon ارن
sicilian dragon واریاسیون دراگون دفاع سیسیلی شطرنج
dragon design طرح اژدها [در فرش های چین که مظهر قدرت امپراتور است. این طرح را به قرن شانزدهم میلادی نسبت داده و بعضی ریشه آن را کرمان می دانند.]
dragon variation واریاسیون دراگون دردفاع سیسیلی
dragon's head گیاهی از نوع ترنجان یا اژدرباشی
dragon head گیاهی از نوع ترنجان یا اژدرباشی
green dragon درافیون
dragon fly سنجاقک
dragon style [سبک دراگون که سبک هنری وایکینگ های اسکاندیناوی بوده است.]
tree bench [bench encircling a tree trunk] نیمکت [دور تنه ] درخت
before the tree جلو درخت
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
the f. of a tree برگهای درخت
tree مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
tree قالب کفش چوبه دار
tree بدرخت پناه بردن
tree بشکل درخت شدن
tree مین میکند
tree فرمان TREE
tree درتنگنا قرا ردادن
tree شاخسار
tree سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
tree شجر
tree درخت
tree سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
tree شجره النسب درخت کاشتن
threaded tree درخت پیچ دار
tree house خانه بالای درخت
tree of heaven درخت عرعر
stunted tree درخت رشد نکرده وکوتاه
tree sort مرتب کردن درختی
tree structure ساخت درختی
tree structure ساختار درخت
tree structure ساختاردرختی
tree surgeon ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
tree planting درختکاری
tree farm خزانه درخت
tree farm محوطه درخت کاری جنگل
tree diagram نمودار درخت
spanning tree زیرگرافی از یک گراف
strawberry tree توت فرنگی درختی
tree network شبکه درختی
spindle tree اونموس
smoke tree بوته سماق
sorrel tree ترشک درختی
sorrel tree درخت ترشک
spanning tree درخت پوشا
summer tree شاه تیر
summer tree حمال
summer tree تیرسردر
to truncate a tree شاخههای درختی را زدن
to spray a tree داروی ویژه بردرختی افشاندن تا انکه میکربهای ان کشته شود
to shin up a tree از درختی بالارفتن
to girt a tree دوردرختی راپیمودن
to girdle a tree پوست درخت راحلقهای بریدن
the root of a tree ریشه درخت
the pith of a tree مغز درخت
spanning tree روش ایجاد توپولوژی شبکه که حلقهای ندارد و در صورت شکل یا خطای شبکه باعث افزونگی میشود
tree surgery تشریح علمی درخت
tree traversal تقاطع درختی
Deciduous tree درخت برگریز
the foot of the tree پای درخت
tree of life درخت زندگی [این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
walnut tree درخت گردو
cross-tree [رابط عرضی دکلها]
pulm tree درخت نارگیل
to lop a tree سرشاخه درختی را زدن
to prune a tree سرشاخه درختی را زدن
to lop a tree درختی را آراستن
Coniferous tree درخت جوزدار [ از فامیل کاج ]
unordered tree درخت نامرتب
gum tree درخت صمغ
ornamental tree درختتزئینی
tree frog قورباغهدرختی
tree pruner درختآرا
tree trunk ساقهاصلیدرخت
tree-lined درختکارینشده
oak tree درخت بلوط
The tree wI'll die . درخت خشک خواهد شد
He uprooted the tree . درخت را از ریشه ( جا ) ؟کند
A tree is known by its fruit . <proverb> درخت با میوه هایش شناخته مى شود .
A tree is known by its fruit. <proverb> درخت از میوه اش شناخته مى شود.
date tree درخت خرما
lemon tree درخت لیمو
to prune a tree درختی را آراستن
shoe tree قالب کفش
genealogical tree شجره نامه
crown tree شمع
cross tree رابط عرضی دکلها
cornel tree درخت زغال اخته
coffee tree درخت قهوه
clothes tree چنگک لباس
clothes tree چوب لباسی
christmass tree ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
chocolate tree درخت کاکائو
ebony tree خرماندو
decision tree مسیر تصمیم گیری
gender tree سلسه دودمان نسب نامه
gender tree شجره نامه
gallows tree چوبه دار
flame tree درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
fir tree درخت صنوبر
fig tree درخت انجیر
decision tree درخت تصمیم
decision tree اقدامات لازم جهت تصمیم گیری
cherry tree درخت گیلاس
chaste tree فلفل بری
chaste tree دل اشوب
apple tree درخت سیب
almond tree درخت بادام
agriot tree چوب چپق
abel tree درخت سپیدار که نام لاتین ان alba populus است
Christmas tree جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
family tree شجره نامه
family tree نسب نامه
family tree شجره
axle tree میله میان دو چرخ
china tree شالسنجان
box tree درخت شمشاد
boot tree قالب چکمه یا پوتین
binary tree درخت دودوئی
binary tree درخت دودویی
bean tree درخت خرنوب
barren tree درخت بی میوه
balsam tree درخت بلسان
china tree زیتون تلخ
plane tree درخت چنار
genealogical tree نسب نامه
saddle tree یکجورگل لاله درامریکای شمالی
margosa tree ازاد درخت شالسنجان
mastic tree درخت بنه
mastic tree درخت چاتلنغوش
plum tree درخت گوجه
minimal tree درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
minimal tree درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
mulberry tree درخت توت
ordered tree درخت مرتب شده
parse tree درخت تجزیه
peach tree درخت هلو
pear tree درخت گلابی
planer tree درخت ازاد
plum tree درخت الو
ridge tree کش بالای شیروانی
roof tree کش بالای شیروانی
roof tree کش دیرک افقی چادر
saddle tree قلتاق
margosa tree تلخ
margosa tree زیتون
locust tree درخت اقاقیا
in the green tree سرسبز
in the green tree بخت سبز
i saw one climbing the tree یکی را دیدم که از درخت بالامی رفت
huffman tree درختی با کمترین مقادیر
in the green tree خوشبخت
he is up a gum tree کاردبه استخوانش رسیده است
hat tree کلاه اویز
judas tree درخت ارغوان
grass tree نوعی زنبق استرالیایی
joshua tree درخت خنجری یا ابره ادم جنوب شرقی امریکا
locus tree درخت خرنوب
locus tree درخت اقاقیا
To tie the horse to the tree. اسب رابدرخت بستن
snow ball tree گل بدماغ
backing up the wrong tree <idiom> [دنبال چیزی در جای اشتباهی گشتن]
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
bald animal or tree درخت یا حیوان برهنه
To bark up the wrong tree. <idiom> [سوراخ دعا را گم کردن]
The apple does not fall far from the tree. <proverb> درست شبیه پدر.
Tilia [lime tree] درخت نمدار [زیرفون]
To pick an apple off the tree. سیبی را از درخت کندن [چیدن] .
to chop dowm a tree درختی را انداختن
to snag a tree trunk ته شاخههای درخت را زدن وانرا صاف کردن
wild oriental a tree ارژن
money does not grow on tree <idiom> پول که علف خرس نیست
bark up the wrong tree <idiom> [درمورد چیزی گمان اشتباه کردن]
the tree shoot out brances ازدرخت شاخه هایی بیرون زد
the tree sheltered us fromrain درخت مارا ازباران پناه داد
He hitched the horse to a tree. دهنه اسب را به درخت گره زد ( بست )
optimal merge tree نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
optimum tree search جستجوی بهینه درخت
house tree person test ازمون خانه- درخت- ادم
Fruit -bearing (prlific) tree. درخت باردار ( بارآور )
He lost control of the car and swerved towards a tree. او [مرد] کنترل خودرو را از دست داد و از پهلو به درخت خورد.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com