English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (6 milliseconds)
English Persian
drain hose شلنگآبکثیف
Other Matches
hose شیلنگ
hose جوراب
hose لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hose شلنگ
hose لوله خرطومی
hose لوله
hose لوله پلاستیکی
drain تهی شدن
down the drain <idiom> گم شدن
drain یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
drain کشیدن زهکش
drain زهکش
drain اب کشیدن از
drain زهکشی کردن
drain کشیدن
drain زیر اب زدن
drain زهکش فاضل اب
drain زیراب
drain جریان دادن
drain ابگذر
drain خشک انداختن
drain زیر اب
drain تخلیه کردن
drain زه کشی کردن
drain خالی کردن اب
panty hose جوراب شلواری
trunk hose شلوار کوتاهی که تانیمه ران میرسیده
suction hose لوله پلاستیکی اب مکنده
suction hose شیلنگ مکنده
shower hose شلنگدوش
inductor hose لوله رابط
hose coupling پیوست لوله پلاستیکی
half hose جوراب مردانه
flexible hose شلنگ
hose clamp بست لوله لاستیکی
brake hose شلنگترمز
emptying hose شلنگتخلیه
outlet hose شبکهخارجی
water hose شلنگآب
sprinkler hose شلنگآبپاشی
radiator hose شلنگرادیاتور
inlet hose شلنگداخلی
hydraulic hose شلنگهیدرولیکی
hose trolley چرخهمحلشلنگ
hose nozzle سرشلنگ
hose connector اتصالدهندهشلنگ
garden hose شلنگباغبانی
flex hose شلنگ
fire hose لوله اب
sheathed hose لوله لاستیکی روکش دار
boot hose زنگار
armored hose لوله لاستیکی زره دار
air hose شیلنگ هوا
boot hose پای افزار
concrete drain راهآببتون
drain cleaner ابزاریکه کف زهکشها را تمیزمیکند
drain tile آجرآبگذر
drain cock لوله تخلیه
floor drain آبگذرکف
brain drain فرارمغزها
collecting drain زهکش
drain joints درز زهکشی
brain drain فرار مغزها
air drain گربه رو
collector drain زهکش اصلی
It went down the drain . It was frttered away. سگ خور شد
joint drain زهکش عمودی
air drain در روگاز
air drain ناه کش
french drain زهکش خشکه چینی
main drain پمپ اصلی خن ناو
main drain زهکش اصلی
drain pipe لوله زهکشی
drain pipe لوله
drain openings درز زهکشی
tail drain نهر زهکش
drain plug پیچ تخلیه
drain table میز قطران
tail drain نهرچه ابهای مازاد
tide drain زهکشی کردن با لوله
drain without pipe زهکشی بدون لوله
drain joints فاصله بین تنبوشههای زهکش به منظور دخول اب به تنبوشه ها
toe drain زهکش پایه
petrol pump hose شلنگپمپبنزین
flexible metal hose لوله فلزی قابل انعطاف
mud injection hose لولهتزریقرسوب
ladder and hose strap بندایمنی
air hose connection اتصالشلنگهوا
wash deck hose لوله شستشوی پل ناو
flexible hose connection رابطانعطافپذیرلوله
flexible rubber hose شلنگلاستیکیانعطافپذیر
air hose coupling دستگاه نشان دهنده ازدیاد باد
field drain pipe لوله زهکشی
drain embankment of dam خاکریزی زهکش سد
dry stone drain زهکش خشکه چینی
oil drain cock شیر تخلیه روغن
oil drain plug توپی تخلیه روغن
surface water drain سطحآبگذر
It is money down the drain (gone to blazes). این دیگه پول دور ریختن است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com