English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
drip drop چک چک
Other Matches
drip شیار ابچکان
drip چکه کردن
drip چکانیدن چکه
drip چفت ابچکان
drip چکیدن
drip-course رج آبچکان
drip-channel آبچکان
drip moulding شیارآبچکان
eaves-drip [چفت آبچکان روی شیب بام]
drip pan لاوک قطرهای
drip pan قطره چکان
drip oiler روغندان قطرهای
drip dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip-dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip table میز چکانش
drip plate صفحه چکانش
drip loop حلقه ریزش اب
drip-mould ابزار بند آبچکان
drip-joint [اتصال بین دو ورق فلزی]
drip plate صفحه قطران
drip bowl سینیگاز
drip-cap [ابزار بند دماغه آب]
postnasal drip ابریزش از عقب بینی
drip oil lubrication روغنکاری قطرهای
drip proof enclosure حفافت در مقابل ریزش اب
Drop by drop . I n drops. قطره قطره
drop off دفاع بیرون از منطقه خود
drop off مردن
drop off بخواب رفتن
to drop in اتفاقا دیدنی کردن
drop on سوزن دوراهی خط اهن
drop out افت
drop in سرزدن
drop out حذف شدن
drop out حذف تصادفی
drop out از قلم افتادگی
to drop in سرزدن
the very last drop اخرین قطره
to drop on سرزنش یاتنبیه کردن
drop جرعه کمی
To drop in on someone . به کسی سرزدن
drop by <idiom> بازدید از کسی با جایی
drop in <idiom> دیدار کوتاه
to drop someone off کسی را پیاده کرن
drop by مختصرکردن
drop in اتفاقا دیدن کردن انداختن در
drop by بکسی سر زدن
drop behind عقب ماندن
drop behind عقب افتادن از
drop in درج تصادفی
to drop something off [at someone's] چیزی را [به کسی ] تحویل دادن
drop by دیدن
to let drop انداختن
to let drop رهاکردن
to let drop ول کردن
ir drop افت ای ار
drop قطره
drop قطره سقوط کردن کم کنید
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop جاگذاشتن حریف
drop پشت سر گذاشتن حریف دو
drop بار
drop چکه سقوط
drop نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drop فرود
drop کم کردن
drop چکه
drop نقل
drop اب نبات
drop از قلم انداختن
drop افتادن چکیدن
drop رهاکردن
drop انداختن قطع مراوده
drop افت
drop سقوط
drop افت سقوط
drop [نوعی طاق]
drop [تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
drop خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
drop محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drop-out ترک کننده
drop یک تکه کثیفی که روی سطح دیسک یا نوراقراردارد و اجازه ضبط داده در آن محل نمیدهد
drop-out ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop-out افت
drop دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drop ژیگ
potential drop افت پتانسیل
short drop دراپ کوتاه
leakage drop افت نشتی
school drop out افت تحصیلی
school drop out ترک تحصیل کرده
paradrag drop سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
peppermint drop قرص نعناع
resistance drop افت ای ار
resistance drop افت مقاومتی
pressure drop افت فشار
potential drop افت ولتاژ
stepped drop شیبشکن پلکانی
one should not drop the pilot شخص نباید رایزنی راکه بدواطمینان پیدا کرده است رها کند
free drop پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
free drop برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
front drop پرش به بالا و چرخش بجلو وفرود روی شکم
gravity drop زنگ احضار وزنی
gravity drop پرتاب بار یا بارریزی ازهواپیما با استفاده از نیروی سقوط ازاد
heat drop افت حرارت
heavy drop بارریزی سنگین
heavy drop پرتاب بارسنگین با چتر
hot drop saw اره گرم
impedance drop ولتاژ اتصال کوتاه
knee drop فرود روی زانو و ساق پا وبرخاستن روی پا
lemon drop اب نبات ترش
letter drop صندوق پست
line drop افت خط
line drop افت ولتاژ یک خط
no drop image [تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
ohmic drop افت اهمی
energy drop افت انرژی
syphon well drop ابشار با چاهک و لوله
wing drop افت ناگهانی برا روی یک بال
crystal drop اشککریستالی
drop out (of school) <idiom> ترک مدرسه
drop in the bucket <idiom> مقداری جزئی
drop earrings گوشوارهآویز
drop-leaf لایهلولاییمیز
Drop me just before you get to the turning. مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
Drop me a line . برایم چند خط بنویس ( نامه بفرست )
Drop dead <idiom> کم کردن مزاحمت
drop by the wayside <idiom> قبل از اتمام کار ،ویران شدن
To drop a brick . <idiom> دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
I just cant drop my work and go . نمی توانم کارم را ول کنم وبروم
drop a hint <idiom> فاش کردن اتفاقی یک چیز خیلی جزئی
drop (someone) a line <idiom> چند خط(برای کسی)نوشتن
voltage drop افت فشار الکتریکی
the drop the veil توری یانقاب خودراپایین انداختن
the drop the veil روی خودراپوشیدن
drop-ornament تزئینات آویزان
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
drop-tracery تزئینات مشبک کاری
drop repeat واگیره [تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
ear-drop گوشواره
Let's drop the subject. از این موضوع صرف نظر کنیم .
a drop in the ocean <idiom> قطره ای دردریا [بسیار نا چیز] [اصطلاح]
ear-drop گل آویز
vertical drop ابشار قائم
voltage drop افت ولت
voltage drop افت ولتاژ
at the drop of a hat <idiom> بدون هیچ گونه معطلی
ear drop گل اویز
drop altitude ارتفاع بارریزی
drop message لولههای خبر
drop master سرپرست پرش
drop master مدیر پرش
drop annunciator زنگ احضار
drop arch قوس شاه عباسی
drop manhole دهانه ریزش
drop back افتادن
drop leaf رومیزی اویخته از اطراف میز
drop mohawk چرخش از جلو بعقب و بعکس و برگشت روی پای اصلی
drop of potential افت پتانسیل
drop point قطران
drop point قطره
drop point چکه
drop point نقطه چکه
drop point نقطه پرتاب عده ها یا کالا از هواپیما
drop point نقطه پرش
drop pass پاس بعقت
drop out type دخشههای متضاد
drop kick شوت سرضرب
drop keel centre-plate :syn
drop keel تیغه میانی
drop goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
drop cap حرف درشت اولین کلمه پاراگراف
drop froge اهنگری کردن حدیدهای اهنگری حدیدهای
drop curtain پرده جلو صحنه
drop forging اهنگری سقوطی
drop forger اهنگر
drop forge منگنه زدن
drop down menu منویی که زیر عنوان منور دیگر در هنگام انتخاب فاهر میشود
drop hammer پتک خودکار اهنگری
drop hammer چکش سقوط ازاد
drop inlet دریچه ریزش
drop in temperature کاهش دما
drop height ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
drop back جاافتادن
drop ball دراپ بال
drop ball انداختن توپ بین دو بازیگر برای شرع مجدد
drop hammer چکش سقوطی
drop cable بخشی از کابل که آداپتور یکایستگاه کاری را به کابل شبکه اصلی وصل میکند.
drop forge سکه زدن
ear drop گوشواره اویزدار
drop weight وزن سقوطی
drop wire سیم انشعاب
drop worm حلزونی سقوطی
barrel drop ابشار لولهای
automatic drop اتصال خودکار
drop letter نامه پست شهری
arc drop افت جرقهای ولت
drop gage فشار سنج
drop volley جاخالی
drop-outs ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com