English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
drop down menu منویی که زیر عنوان منور دیگر در هنگام انتخاب فاهر میشود
Other Matches
Drop by drop . I n drops. قطره قطره
menu فهرست خوراک
May I have the menu, please? ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟
What's on the menu? در منو چیست؟
What's on the menu? در صورت غذا چیست؟
menu فهرست انتخاب
menu منو
menu لیست برنامه ها و انتخابهای فراهم برای کاربر
menu برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menu مجموعه انتخابهای نمایش داده شده در مرکز صفحه نمایش
menu لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
menu صورت غذا فهرست انتخاب
menu انتخاب دستورات از لیستی از انتخابها معرفی شده به اپراتور
menu یکی از انتخابها در منو
menu مجموعه انتخابهایی که زیر ورودی مربوطه در میله منو نمایش داده می شوند
menu ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
menu لیستی از انتخابهای اولیه موجود
menu driven گزینشی
menu driven فهرستی
menu item یک انتخاب در فهرست انتخاب
pull down menu شود
set menu صورت غذای هر روزه
menu display روش محاورهای ارتباط باسیستم کامپیوتری از طریق سوال و جواب یا انتخابهای چند گانه
master menu برنامه غذایی اصلی یکان
master menu لیست مبنای جیره غذایی اصلی
main menu منوی اصلی
main menu فهرست انتخاب اصلی
display menu فهرست انتخاب نمایشی
display menu فهرست نمایش
a special menu صورت غذای مخصوص
pop down menu که روی موادی که روی صفحه وجود دارند نشان داده میشود
pop up menu منوی غیر استاندارد
pop down menu منو قابل نمایش روی صفحه نمایش در هر لحظه با انتخاب کلید مناسب
pull down menu فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
Programs menu زیر منوییکه از دکمه Start در ویندوز قابل دستیابی است
access system menu منوی سیستم دستیابی
menu driven program برنامه منودار
menu driven software نرم افزارهای فهرست گرا
menu driven program برنامه بافهرست انتخاب تنظیم شده
drop out حذف شدن
drop by <idiom> بازدید از کسی با جایی
drop out افت
drop in <idiom> دیدار کوتاه
drop by مختصرکردن
drop by دیدن
drop by بکسی سر زدن
to drop in سرزدن
drop out از قلم افتادگی
drop out حذف تصادفی
drop behind عقب افتادن از
drop on سوزن دوراهی خط اهن
to let drop انداختن
drop in درج تصادفی
drop in اتفاقا دیدن کردن انداختن در
drop in سرزدن
to let drop رهاکردن
to let drop ول کردن
To drop in on someone . به کسی سرزدن
to drop on سرزنش یاتنبیه کردن
to drop in اتفاقا دیدنی کردن
the very last drop اخرین قطره
drop off بخواب رفتن
drop off مردن
drop off دفاع بیرون از منطقه خود
drop behind عقب ماندن
drop چکه سقوط
drop رهاکردن
drop افتادن چکیدن
drop یک تکه کثیفی که روی سطح دیسک یا نوراقراردارد و اجازه ضبط داده در آن محل نمیدهد
drop دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drop از قلم انداختن
drop خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
drop انداختن قطع مراوده
drop افت
drop سقوط
drop کم کردن
drop فرود
drop قطره سقوط کردن کم کنید
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop جاگذاشتن حریف
drop پشت سر گذاشتن حریف دو
drop بار
drop محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drop افت سقوط
ir drop افت ای ار
drop جرعه کمی
drop نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drop چکه
drop قطره
drop ژیگ
to drop something off [at someone's] چیزی را [به کسی ] تحویل دادن
to drop someone off کسی را پیاده کرن
drop [نوعی طاق]
drop-out افت
drop-out ترک کننده
drop-out ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop اب نبات
drop نقل
drop [تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
potential drop افت پتانسیل
potential drop افت ولتاژ
ohmic drop افت اهمی
pressure drop افت فشار
peppermint drop قرص نعناع
lemon drop اب نبات ترش
line drop افت خط
leakage drop افت نشتی
line drop افت ولتاژ یک خط
heavy drop پرتاب بارسنگین با چتر
impedance drop ولتاژ اتصال کوتاه
hot drop saw اره گرم
heavy drop بارریزی سنگین
heat drop افت حرارت
school drop out ترک تحصیل کرده
no drop image [تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
knee drop فرود روی زانو و ساق پا وبرخاستن روی پا
one should not drop the pilot شخص نباید رایزنی راکه بدواطمینان پیدا کرده است رها کند
paradrag drop سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
letter drop صندوق پست
resistance drop افت مقاومتی
resistance drop افت ای ار
I just cant drop my work and go . نمی توانم کارم را ول کنم وبروم
drop a hint <idiom> فاش کردن اتفاقی یک چیز خیلی جزئی
drop (someone) a line <idiom> چند خط(برای کسی)نوشتن
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
drop by the wayside <idiom> قبل از اتمام کار ،ویران شدن
Drop dead <idiom> کم کردن مزاحمت
drop in the bucket <idiom> مقداری جزئی
drop out (of school) <idiom> ترک مدرسه
a drop in the ocean <idiom> قطره ای دردریا [بسیار نا چیز] [اصطلاح]
Let's drop the subject. از این موضوع صرف نظر کنیم .
drop repeat واگیره [تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
drop-ornament تزئینات آویزان
drop-tracery تزئینات مشبک کاری
ear-drop گوشواره
ear-drop گل آویز
To drop a brick . <idiom> دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
Drop me a line . برایم چند خط بنویس ( نامه بفرست )
school drop out افت تحصیلی
short drop دراپ کوتاه
stepped drop شیبشکن پلکانی
syphon well drop ابشار با چاهک و لوله
the drop the veil توری یانقاب خودراپایین انداختن
the drop the veil روی خودراپوشیدن
vertical drop ابشار قائم
voltage drop افت ولت
voltage drop افت ولتاژ
voltage drop افت فشار الکتریکی
wing drop افت ناگهانی برا روی یک بال
crystal drop اشککریستالی
drop earrings گوشوارهآویز
drop-leaf لایهلولاییمیز
Drop me just before you get to the turning. مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
at the drop of a hat <idiom> بدون هیچ گونه معطلی
gravity drop پرتاب بار یا بارریزی ازهواپیما با استفاده از نیروی سقوط ازاد
drop point نقطه چکه
drop keel centre-plate :syn
drop keel تیغه میانی
drop inlet دریچه ریزش
drop in temperature کاهش دما
drop height ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
drop hammer چکش سقوطی
drop hammer چکش سقوط ازاد
drop hammer پتک خودکار اهنگری
drop goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
drop froge اهنگری کردن حدیدهای اهنگری حدیدهای
drop kick شوت سرضرب
drop leaf رومیزی اویخته از اطراف میز
drop letter نامه پست شهری
drop point نقطه پرتاب عده ها یا کالا از هواپیما
drop point نقطه پرش
drop pass پاس بعقت
drop out type دخشههای متضاد
drop of potential افت پتانسیل
drop mohawk چرخش از جلو بعقب و بعکس و برگشت روی پای اصلی
drop message لولههای خبر
drop master سرپرست پرش
drop master مدیر پرش
drop manhole دهانه ریزش
drop forging اهنگری سقوطی
drop forger اهنگر
drop a goal ضربه زدن بر فراز دروازه
drip drop چک چک
contact drop افت کنتاکتی
barrel drop ابشار لولهای
automatic drop اتصال خودکار
arc drop افت جرقهای ولت
drop gage فشار سنج
drop volley جاخالی
drop-outs ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop-outs ترک کننده
drop altitude ارتفاع پرش
drop altitude ارتفاع بارریزی
drop annunciator زنگ احضار
drop forge منگنه زدن
drop forge سکه زدن
drop curtain پرده جلو صحنه
drop cap حرف درشت اولین کلمه پاراگراف
drop cable بخشی از کابل که آداپتور یکایستگاه کاری را به کابل شبکه اصلی وصل میکند.
drop ball انداختن توپ بین دو بازیگر برای شرع مجدد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com