Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
drop forge
سکه زدن
drop forge
منگنه زدن
Other Matches
forge
اسنادساختگی ساختن
forge
ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
forge
بر سندان کوفتن
forge
ریخته گری فلز
forge
جلو رفتن
forge
کوبیدن
forge
کوره آهنگری
forge
کوره قالگری
forge
جعل
forge
اهنگری کردن
forge
جعل کردن
forge
تراشیدن
forge
تهیه جنس قلابی
forge
دمگاه
Drop by drop . I n drops.
قطره قطره
furnace forge
اهنگری کورهای
hollow forge
اهنگری کردن مجوف
to forge out plans
توطئه چیدن
to forge out plans
نقشه ریختن
to forge a lie
دروغ بافتن
to forge a document
سندی راجعل کردن
covered forge
کوره دیواری
hot forge
اهنگری کردن گرم
to forge ahead
پیش قدم شدن
to forge ahead
پیش رفتن
hollow forge
سوراخ کردن گرم
forge welding
جوش اتش
to forge out plans
برنامه ریختن
forge vice
گیره اتشکاری
forge weld
جوش دادن شعلهای
forge pig iron
اهن خام اهنگری
To forge a document (documents).
سند ومدرک سازی کردن
drop out
حذف تصادفی
to drop something off
[at someone's]
چیزی را
[به کسی ]
تحویل دادن
drop behind
عقب ماندن
drop by
بکسی سر زدن
to drop someone off
کسی را پیاده کرن
drop behind
عقب افتادن از
drop by
دیدن
drop off
بخواب رفتن
drop off
مردن
drop on
سوزن دوراهی خط اهن
drop out
افت
drop out
حذف شدن
drop out
از قلم افتادگی
to drop on
سرزنش یاتنبیه کردن
to drop in
اتفاقا دیدنی کردن
to drop in
سرزدن
to let drop
ول کردن
to let drop
رهاکردن
drop by
مختصرکردن
drop in
<idiom>
دیدار کوتاه
drop by
<idiom>
بازدید از کسی با جایی
ir drop
افت ای ار
To drop in on someone .
به کسی سرزدن
drop in
سرزدن
drop in
اتفاقا دیدن کردن انداختن در
drop in
درج تصادفی
to let drop
انداختن
the very last drop
اخرین قطره
drop off
دفاع بیرون از منطقه خود
drop
پشت سر گذاشتن حریف دو
drop
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drop
افت
drop
انداختن قطع مراوده
drop
رهاکردن
drop
از قلم انداختن
drop
یک تکه کثیفی که روی سطح دیسک یا نوراقراردارد و اجازه ضبط داده در آن محل نمیدهد
drop
چکه سقوط
drop
سقوط
drop
بار
drop
جاگذاشتن حریف
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
قطره سقوط کردن کم کنید
drop
فرود
drop
کم کردن
drop
اب نبات
drop
افتادن چکیدن
drop
نقل
drop
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drop
ژیگ
drop
[تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
drop
[نوعی طاق]
drop-out
ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop
جرعه کمی
drop-out
ترک کننده
drop
چکه
drop-out
افت
drop
افت سقوط
drop
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drop
قطره
drop
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
school drop out
افت تحصیلی
school drop out
ترک تحصیل کرده
resistance drop
افت مقاومتی
gravity drop
پرتاب بار یا بارریزی ازهواپیما با استفاده از نیروی سقوط ازاد
pressure drop
افت فشار
resistance drop
افت ای ار
lemon drop
اب نبات ترش
leakage drop
افت نشتی
knee drop
فرود روی زانو و ساق پا وبرخاستن روی پا
impedance drop
ولتاژ اتصال کوتاه
heat drop
افت حرارت
hot drop saw
اره گرم
drop master
سرپرست پرش
heavy drop
پرتاب بارسنگین با چتر
heavy drop
بارریزی سنگین
letter drop
صندوق پست
line drop
افت خط
potential drop
افت ولتاژ
potential drop
افت پتانسیل
peppermint drop
قرص نعناع
paradrag drop
سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
one should not drop the pilot
شخص نباید رایزنی راکه بدواطمینان پیدا کرده است رها کند
ohmic drop
افت اهمی
front drop
پرش به بالا و چرخش بجلو وفرود روی شکم
no drop image
[تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
line drop
افت ولتاژ یک خط
gravity drop
زنگ احضار وزنی
short drop
دراپ کوتاه
drop a hint
<idiom>
فاش کردن اتفاقی یک چیز خیلی جزئی
drop (someone) a line
<idiom>
چند خط(برای کسی)نوشتن
drop back
<idiom>
عقب نشینی کردن
drop by the wayside
<idiom>
قبل از اتمام کار ،ویران شدن
Drop dead
<idiom>
کم کردن مزاحمت
drop in the bucket
<idiom>
مقداری جزئی
drop out (of school)
<idiom>
ترک مدرسه
a drop in the ocean
<idiom>
قطره ای دردریا
[بسیار نا چیز]
[اصطلاح]
Let's drop the subject.
از این موضوع صرف نظر کنیم .
drop repeat
واگیره
[تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
drop-ornament
تزئینات آویزان
drop-tracery
تزئینات مشبک کاری
ear-drop
گوشواره
ear-drop
گل آویز
I just cant drop my work and go .
نمی توانم کارم را ول کنم وبروم
To drop a brick .
<idiom>
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
stepped drop
شیبشکن پلکانی
syphon well drop
ابشار با چاهک و لوله
the drop the veil
توری یانقاب خودراپایین انداختن
the drop the veil
روی خودراپوشیدن
vertical drop
ابشار قائم
voltage drop
افت ولت
voltage drop
افت ولتاژ
voltage drop
افت فشار الکتریکی
wing drop
افت ناگهانی برا روی یک بال
crystal drop
اشککریستالی
drop earrings
گوشوارهآویز
drop-leaf
لایهلولاییمیز
Drop me just before you get to the turning.
مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
Drop me a line .
برایم چند خط بنویس ( نامه بفرست )
at the drop of a hat
<idiom>
بدون هیچ گونه معطلی
free drop
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
drop scene
پرده جلوصحنه نمایش
drop out type
دخشههای متضاد
drop of potential
افت پتانسیل
drop mohawk
چرخش از جلو بعقب و بعکس و برگشت روی پای اصلی
drop message
لولههای خبر
drop master
مدیر پرش
drop manhole
دهانه ریزش
drop annunciator
زنگ احضار
drop arch
قوس شاه عباسی
drop pass
پاس بعقت
drop point
نقطه پرش
drop press
پتک خودکار اهنگری
drop altitude
ارتفاع پرش
drop point
قطران
drop point
قطره
drop point
چکه
drop altitude
ارتفاع بارریزی
drop point
نقطه چکه
drop point
نقطه پرتاب عده ها یا کالا از هواپیما
drop letter
نامه پست شهری
drop leaf
رومیزی اویخته از اطراف میز
drop kick
شوت سرضرب
drop hammer
چکش سقوط ازاد
drop hammer
پتک خودکار اهنگری
drop goal
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
drop cap
حرف درشت اولین کلمه پاراگراف
drop froge
اهنگری کردن حدیدهای اهنگری حدیدهای
drop curtain
پرده جلو صحنه
drop forging
اهنگری سقوطی
drop forger
اهنگر
drop cable
بخشی از کابل که آداپتور یکایستگاه کاری را به کابل شبکه اصلی وصل میکند.
drop ball
انداختن توپ بین دو بازیگر برای شرع مجدد
drop keel
centre-plate :syn
drop keel
تیغه میانی
drop inlet
دریچه ریزش
drop in temperature
کاهش دما
drop height
ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
drop back
افتادن
drop back
جاافتادن
drop ball
دراپ بال
drop down menu
منویی که زیر عنوان منور دیگر در هنگام انتخاب فاهر میشود
drop scene
پرده اخرداستان زندگی
free drop
پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
barrel drop
ابشار لولهای
drop hammer
چکش سقوطی
automatic drop
اتصال خودکار
arc drop
افت جرقهای ولت
drop gage
فشار سنج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com