Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
drop leaf
رومیزی اویخته از اطراف میز
Search result with all words
drop-leaf
لایهلولاییمیز
Other Matches
Drop by drop . I n drops.
قطره قطره
leaf
دندانه
leaf
لنگه ورقه
leaf
صفحه
leaf
لایه
leaf
ورق
leaf
برگ
leaf
جوانه زدن
leaf
ورق زدن
leaf
گره آخر در ساختار درختی
d. leaf
برگ سه گوش
leaf
برگی شکل برگ دادن
an acute leaf
برگ نوک تیز
rose leaf
برگ گل
seed leaf
لپه
seed leaf
برگچه
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
loose leaf
دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
bay leaf
برگ خشک برگبو که دراشپزی بکار میرود
fig leaf
برگ درخت انجیر
floral leaf
کاسبرگ
fig leaf
لاپوش مخفی کننده
loose-leaf
دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
door leaf
لنگه در
gold leaf
ورقه طلای نازک
golden leaf
زرورق
gate leaf
بدنه دریچه سد
foliage leaf
برگ سبز
foliage leaf
برگ درخت
fly leaf
برگ سفید دراول واخرکتاب
fall of the leaf
پائیز
fall of the leaf
برگ ریزان
gold leaf
زرورق نازک
entire leaf
برگ درست
leaf brass
تنکه برنج
leaf of door
لنگه در
opening leaf
لنگه واشو
leaf spring
فنر تیغهای
leaf mould
خاک برگ دار
leaf fat
لایه پیه دور گرده خوک
leaf bud
غنچه برگ
leaf brass
فوفه
leaf brass
برنج ورقه
leaf brake
خم کن
tea leaf
برگ چای
[از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
fleshy leaf
لایهگوشتی
leaf axil
رگبرگ
leaf margin
مهرهشکلتدافعیچپ
leaf node
گوشوارک
leaf vegetables
سبزیجاتبرگی
turn over a new leaf
<idiom>
شروعی تازه
nose leaf
لایهبینی
tea leaf
تفالهچای
scale leaf
برگقطعهای
bay-leaf
[تزئینات کلاسیک بر طبق برگ خشک کرده ی برگ بو]
sickle leaf
برگ های داسی شکل
[این طرح در فرش های لچک ترنج شاه عباسی بکار می رود و به آن برگ های شاه عباسی نیز می گویند.]
to turn over a new leaf
راه ورفتار خود را عوض کردن
window leaf
لنگه پنجره
acanthus leaf
معماری بصورت دندانه برگ کنگری
vine leaf
برگ مو
angle-leaf
[یکی از چهارشاخه، گوشه ستون ها یا برگ های بیرون زده کنده کاری شده در ته ستون های معماری قرون وسطی]
grape leaf
برگ مو
gold oak leaf
برگ خرما
gold leaf electroscope
الکتروسکپ با برگههای طلا
clover-leaf design
طرح برگ شبدر
curled leaf border
حاشیه با برگ های مجعد که در فرش های ترکمن بکار می رود.
crumpled rose leaf
چیزی که خوشی انسان رامنغض میکند
bramble leaf fender
دفرای تایری
bramble leaf fender
دفرای لاستیکی
A green leaf is the gift of a dervish .
<proverb>
برگ سبزى است تیفه درویش .
single-leaf bascule bridge
اهرم پلمتحرک
double-leaf bascule bridge
اهرم دولایهپل
drop in
درج تصادفی
drop off
بخواب رفتن
drop in
اتفاقا دیدن کردن انداختن در
drop off
مردن
drop off
دفاع بیرون از منطقه خود
drop
[نوعی طاق]
drop on
سوزن دوراهی خط اهن
drop out
از قلم افتادگی
drop out
حذف تصادفی
drop out
حذف شدن
drop out
افت
drop
[تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
to let drop
ول کردن
to drop in
اتفاقا دیدنی کردن
to drop in
سرزدن
the very last drop
اخرین قطره
to let drop
رهاکردن
to drop something off
[at someone's]
چیزی را
[به کسی ]
تحویل دادن
To drop in on someone .
به کسی سرزدن
drop by
<idiom>
بازدید از کسی با جایی
drop in
<idiom>
دیدار کوتاه
to drop on
سرزنش یاتنبیه کردن
to drop someone off
کسی را پیاده کرن
ir drop
افت ای ار
drop
جرعه کمی
to let drop
انداختن
drop in
سرزدن
drop by
مختصرکردن
drop
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drop
بار
drop by
دیدن
drop
پشت سر گذاشتن حریف دو
drop
فرود
drop
چکه سقوط
drop
جاگذاشتن حریف
drop
یک تکه کثیفی که روی سطح دیسک یا نوراقراردارد و اجازه ضبط داده در آن محل نمیدهد
drop by
بکسی سر زدن
drop behind
عقب ماندن
drop-out
ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop behind
عقب افتادن از
drop-out
ترک کننده
drop
ژیگ
drop
افت سقوط
drop
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drop
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
drop
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
قطره سقوط کردن کم کنید
drop
سقوط
drop
چکه
drop
افت
drop-out
افت
drop
افتادن چکیدن
drop
از قلم انداختن
drop
اب نبات
drop
نقل
drop
قطره
drop
کم کردن
drop
انداختن قطع مراوده
drop
رهاکردن
arc drop
افت جرقهای ولت
automatic drop
اتصال خودکار
barrel drop
ابشار لولهای
short drop
دراپ کوتاه
lemon drop
اب نبات ترش
the drop the veil
روی خودراپوشیدن
leakage drop
افت نشتی
the drop the veil
توری یانقاب خودراپایین انداختن
drop a goal
ضربه زدن بر فراز دروازه
syphon well drop
ابشار با چاهک و لوله
drop altitude
ارتفاع پرش
stepped drop
شیبشکن پلکانی
school drop out
افت تحصیلی
school drop out
ترک تحصیل کرده
ohmic drop
افت اهمی
paradrag drop
سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
peppermint drop
قرص نعناع
potential drop
افت پتانسیل
line drop
افت ولتاژ یک خط
potential drop
افت ولتاژ
line drop
افت خط
pressure drop
افت فشار
resistance drop
افت مقاومتی
resistance drop
افت ای ار
contact drop
افت کنتاکتی
drip drop
چک چک
letter drop
صندوق پست
no drop image
[تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
one should not drop the pilot
شخص نباید رایزنی راکه بدواطمینان پیدا کرده است رها کند
drop gage
فشار سنج
drop volley
جاخالی
drop (someone) a line
<idiom>
چند خط(برای کسی)نوشتن
drop back
<idiom>
عقب نشینی کردن
drop by the wayside
<idiom>
قبل از اتمام کار ،ویران شدن
Drop dead
<idiom>
کم کردن مزاحمت
drop in the bucket
<idiom>
مقداری جزئی
drop out (of school)
<idiom>
ترک مدرسه
drop point
نقطه چکه
a drop in the ocean
<idiom>
قطره ای دردریا
[بسیار نا چیز]
[اصطلاح]
Let's drop the subject.
از این موضوع صرف نظر کنیم .
drop repeat
واگیره
[تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
drop-ornament
تزئینات آویزان
drop-tracery
تزئینات مشبک کاری
ear-drop
گوشواره
drop a hint
<idiom>
فاش کردن اتفاقی یک چیز خیلی جزئی
I just cant drop my work and go .
نمی توانم کارم را ول کنم وبروم
To drop a brick .
<idiom>
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
drop-outs
ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop-outs
ترک کننده
vertical drop
ابشار قائم
voltage drop
افت ولت
voltage drop
افت ولتاژ
voltage drop
افت فشار الکتریکی
drop-outs
افت
wing drop
افت ناگهانی برا روی یک بال
crystal drop
اشککریستالی
drop earrings
گوشوارهآویز
at the drop of a hat
<idiom>
بدون هیچ گونه معطلی
Drop me just before you get to the turning.
مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
Drop me a line .
برایم چند خط بنویس ( نامه بفرست )
ear-drop
گل آویز
drop zone
منطقه فرود چترباز
drop shot
جاخالی
drop shot
ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
drop shot
ضربه دراپ
drop shadow
سایه برجسته
drop selector
سلکتور سقوطی
drop scene
پرده اخرداستان زندگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com