English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 239 (12 milliseconds)
English Persian
drop off بخواب رفتن
drop off مردن
drop off دفاع بیرون از منطقه خود
Search result with all words
drop ژیگ
drop قطره
drop چکه
drop نقل
drop اب نبات
drop از قلم انداختن
drop افتادن چکیدن
drop رهاکردن
drop انداختن قطع مراوده
drop افت
drop سقوط
drop کم کردن
drop فرود
drop قطره سقوط کردن کم کنید
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop جاگذاشتن حریف
drop پشت سر گذاشتن حریف دو
drop بار
drop چکه سقوط
drop نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drop یک تکه کثیفی که روی سطح دیسک یا نوراقراردارد و اجازه ضبط داده در آن محل نمیدهد
drop دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drop خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
drop محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drop افت سقوط
drop-out افت
drop-out ترک کننده
drop-out ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop-outs افت
drop-outs ترک کننده
drop-outs ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop volley جاخالی
drop gage فشار سنج
arc drop افت جرقهای ولت
arc drop loss اتلاف جرقهای
automatic drop اتصال خودکار
barrel drop ابشار لولهای
bed drop or bod fall اختلاف سطح کف نهر دردوطرف ساختمانی که روی نهر ساخته میشود
board drop hammer چکش چوبی
check and drop structure ابشار تنظیم سطح اب
contact drop افت کنتاکتی
drip drop چک چک
drop a goal ضربه زدن بر فراز دروازه
drop altitude ارتفاع پرش
drop altitude ارتفاع بارریزی
drop annunciator زنگ احضار
drop arch قوس شاه عباسی
drop back افتادن
drop back جاافتادن
drop ball دراپ بال
drop ball انداختن توپ بین دو بازیگر برای شرع مجدد
drop behind عقب افتادن از
drop behind عقب ماندن
drop by بکسی سر زدن
drop by دیدن
drop by مختصرکردن
drop cable بخشی از کابل که آداپتور یکایستگاه کاری را به کابل شبکه اصلی وصل میکند.
drop cap حرف درشت اولین کلمه پاراگراف
drop curtain پرده جلو صحنه
drop dead halt توقفی که نمیتوان ان رامورد پوشش قرار داد
drop down list box لیستی از موضوعات برای هر ورودی که وقتی فاهر میشود که نشانه گر را بخش ورودی ببرد
drop down menu منویی که زیر عنوان منور دیگر در هنگام انتخاب فاهر میشود
drop forge سکه زدن
drop forge منگنه زدن
drop forger اهنگر
drop forging اهنگری سقوطی
drop forging press پرس اهنگری حدیدهای
drop froge اهنگری کردن حدیدهای اهنگری حدیدهای
drop goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
drop hammer پتک خودکار اهنگری
drop hammer چکش سقوط ازاد
drop hammer چکش سقوطی
drop hammer die حدیده اهنگری گرم
drop hardness test ازمایش سختی سقوطی
drop height ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
drop in سرزدن
drop in اتفاقا دیدن کردن انداختن در
drop in درج تصادفی
drop in temperature کاهش دما
drop inlet دریچه ریزش
drop keel تیغه میانی
drop keel centre-plate :syn
drop kick شوت سرضرب
drop leaf رومیزی اویخته از اطراف میز
drop letter نامه پست شهری
drop manhole دهانه ریزش
drop master مدیر پرش
drop master سرپرست پرش
drop message لولههای خبر
drop mohawk چرخش از جلو بعقب و بعکس و برگشت روی پای اصلی
drop of potential افت پتانسیل
drop on سوزن دوراهی خط اهن
drop out افت
drop out حذف شدن
drop out حذف تصادفی
drop out از قلم افتادگی
drop out type دخشههای متضاد
drop pass پاس بعقت
drop point نقطه پرش
drop point نقطه پرتاب عده ها یا کالا از هواپیما
Other Matches
Drop by drop . I n drops. قطره قطره
ir drop افت ای ار
To drop in on someone . به کسی سرزدن
drop by <idiom> بازدید از کسی با جایی
drop in <idiom> دیدار کوتاه
to drop someone off کسی را پیاده کرن
to drop something off [at someone's] چیزی را [به کسی ] تحویل دادن
drop جرعه کمی
drop [نوعی طاق]
to drop on سرزنش یاتنبیه کردن
the very last drop اخرین قطره
to drop in سرزدن
to drop in اتفاقا دیدنی کردن
to let drop ول کردن
to let drop رهاکردن
to let drop انداختن
drop [تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
resistance drop افت ای ار
peppermint drop قرص نعناع
pressure drop افت فشار
potential drop افت پتانسیل
potential drop افت ولتاژ
school drop out ترک تحصیل کرده
resistance drop افت مقاومتی
energy drop افت انرژی
paradrag drop سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
one should not drop the pilot شخص نباید رایزنی راکه بدواطمینان پیدا کرده است رها کند
heat drop افت حرارت
gravity drop پرتاب بار یا بارریزی ازهواپیما با استفاده از نیروی سقوط ازاد
gravity drop زنگ احضار وزنی
front drop پرش به بالا و چرخش بجلو وفرود روی شکم
free drop برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
free drop پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
ear drop گل اویز
ear drop اویزه
ear drop گوشواره اویزدار
drop zone منطقه فرود چترباز
heavy drop بارریزی سنگین
heavy drop پرتاب بارسنگین با چتر
ohmic drop افت اهمی
no drop image [تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
line drop افت ولتاژ یک خط
line drop افت خط
letter drop صندوق پست
lemon drop اب نبات ترش
leakage drop افت نشتی
knee drop فرود روی زانو و ساق پا وبرخاستن روی پا
impedance drop ولتاژ اتصال کوتاه
hot drop saw اره گرم
drop zone منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
I just cant drop my work and go . نمی توانم کارم را ول کنم وبروم
drop a hint <idiom> فاش کردن اتفاقی یک چیز خیلی جزئی
drop (someone) a line <idiom> چند خط(برای کسی)نوشتن
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
drop by the wayside <idiom> قبل از اتمام کار ،ویران شدن
Drop dead <idiom> کم کردن مزاحمت
drop in the bucket <idiom> مقداری جزئی
drop out (of school) <idiom> ترک مدرسه
a drop in the ocean <idiom> قطره ای دردریا [بسیار نا چیز] [اصطلاح]
Let's drop the subject. از این موضوع صرف نظر کنیم .
drop repeat واگیره [تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
at the drop of a hat <idiom> بدون هیچ گونه معطلی
ear-drop گل آویز
drop-ornament تزئینات آویزان
To drop a brick . <idiom> دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
Drop me a line . برایم چند خط بنویس ( نامه بفرست )
drop-leaf لایهلولاییمیز
school drop out افت تحصیلی
short drop دراپ کوتاه
stepped drop شیبشکن پلکانی
syphon well drop ابشار با چاهک و لوله
the drop the veil توری یانقاب خودراپایین انداختن
the drop the veil روی خودراپوشیدن
ear-drop گوشواره
Drop me just before you get to the turning. مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
vertical drop ابشار قائم
voltage drop افت ولت
voltage drop افت ولتاژ
voltage drop افت فشار الکتریکی
wing drop افت ناگهانی برا روی یک بال
crystal drop اشککریستالی
drop earrings گوشوارهآویز
drop-tracery تزئینات مشبک کاری
drop test ازمایش ضربهای
drop selector سلکتور سقوطی
drop shadow سایه برجسته
drop shot ضربه دراپ
drop shot ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
drop shot جاخالی
drop worm حلزونی سقوطی
drop tank تانک موقت
drop wire سیم انشعاب
drop weight وزن سقوطی
drop vault طاق قوسی خفته
drop track تعقیب را قطع کنید
drop track تعقیب موقوف
drop test ازمایش سقوطی
drop shot ضربه اهسته روی تور والیبال
drop point قطره
drop point چکه
drop point قطران
drop point نقطه چکه
drop press پتک خودکار اهنگری
drop scene پرده جلوصحنه نمایش
drop scene پرده اخرداستان زندگی
drop zone منطقه فرود
drop type switchboard قفسه کلیدهای نوع سقوطی
glasic type drop ابشار شیب دار
drop the ball behind the block جاخالی پشت دفاع
drop worm release قطع حلزونی سقوطی
drop worm shaft محور پیچشی سقوطی
drop worm lever اهرم حلزونی سقوطی
drop worm housing پوسته حلزونی سقوطی
oil drop experiment آزمایش قطره روغن [فیزیک]
drop worm bearing یاطاقان حلزونی سقوطی
drop-point slating سنگ شیروانی اریب
high velocity drop بارریزی با سرعت سقوط زیاد
high velocity drop بارریزی سریع
throat=water drop ابچکان
Drop me by the phone booth. مرا جلوی کیوسک تلفن پیاده کن
drop waist dress پیراهنازکمرکلوش
line drop compensator تنظیم کننده یا رگولاتور ولتاژ
valve voltage drop افت ولتاژ لامپ
tube voltage drop افت ولتاژ لامپ
drop point tester دستگاه اندازه گیری نقطه قطران
internal voltage drop افت ولتاژ داخلی
internal impedance drop افت ولتاژ داخلی
hoop drop relay رله سقوطی قلاب دار
inductive d.c. voltage drop افت ولتاژ جریان دائم القائی
To drop a hint . to insinuate . گوشه زدن
Only a drop in the bucket ( ocean) . قطره ای دردریا است (بسیار نا چیز )
inductive voltage drop افت ولتاژ القائی
He emptied the glass to the last drop . لیوان را تا آخرین قطره خالی کرد
Drop me off in front of the train station! من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
drop zone control center مرکز کنترل منطقه بارریزی یا فرود
millikan oil drop experiment ازمایش قطره روغن میلیکان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com