English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (9 milliseconds)
English Persian
drum barrel پوسته یا روکش استوانهای
Other Matches
barrel بشکه
barrel بوش
barrel زنجیر
barrel غلاف
barrel پاتیل
barrel وفیفه هدایت در یک ترمینال
over a barrel <idiom> درشرایط درماندگی یا فروماندگی قرارداشتن
barrel در بشکه کردن
barrel چلیک لوله تفنگ
barrel خمره چوبی
barrel درخمره ریختن دربشکه کردن
barrel با سرعت زیادحرکت کردن
barrel لوله توپ
barrel لوله جنگ افزار بشکه
barrel قسمت کلفت چوب بیس بال لوله اسلحه
barrel در خمره ریختن
barrel organs نوعی ارغنون اکوردئون
barrel organ ارگ دندهای
barrel organ نوعی ارغنون اکوردئون
barrel reflector منعکس کننده لوله
barrel reflector منعکس کننده وضع داخل لوله
barrel sling گره بشکه
bound barrel لوله تاب خورده
bound barrel لولهای که در اثر حرارت تاب برداشته
barrel organs ارگ دندهای
barrel printer نوعی چاپگر که حروف روی لوله چرهان آن قرار دارند
barrel switch گزینه بشکهای
barrel outlet ابگیر لولهای
barrel drop ابشار لولهای
barrel converter مبدل طبلکی
barrel controller کلید غلطکی
barrel chair صندلی فنری که پشتش سفت ومقعر است
barrel cam برجستگی طبلی
barrel vault طاق گاهوارهای طاق کوره پوش
barrel vault اهنگ
barrel temperature دمای پاتیل
barrel switch کلید انشعاب اژیر
barrel printer چاپگر بشکهای
screw barrel لوله خاندار
core barrel لوله نمونه بردار
screw barrel لوله خاندار تفنگ
pump barrel سیلندر تلمبه
pork barrel برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
tumbling barrel غلتک مخصوص صیقل فلزات
barrel jacket پوششلوله
iron barrel بشکه اهنی
hollow barrel حفرهلوله
gun barrel لوله تفنگ
gun barrel لوله توپ
gasoline barrel بشکه بنزین
single barrel culvert ابگذر استوانهای ساده
single barrel culvert ابرولولهای
sloping barrel vault طاق ضربی مایل
inclined barrel arch [طاق گهواره ای اریب]
barrel offtake regulator دهانه ابگیر با لوله دریچه دار
scrape the bottom of the barrel <idiom> گرفتن چیزی که باقی مانده
lock, stock, and barrel با همه چیز
straight barrel vault طاق اهنگ طاق گهوارهای
sloping barrel vault سقف گهوارهای مایل
inclined barrel arch طاق گهوارهای مایل
inclined barrel arch طاق ضربی مایل
near arm and far leg barrel زیر یک خم با تبدیل به یک دست و یک پا مخالف
annular barrel vault طاق ضربی
annular barrel vault طاق اهنگ طاق گهوارهای
straight barrel vault طاق ضربی
fireman's carry and barrel roll یک دست از کمر
drum up <idiom> اختراع کردن
drum [ستون استوانه شکل]
to drum out بیرون کردن
drum طبل کوس استوانه
drum طبل
drum استوانه
drum ساقه گنبد
drum طبله
drum چلیک
drum غلطک
drum طوقه
drum طبل زدن
drum فرف استوانه شکل
drum دهل
drum گردونه دوار
drum ی
drum نوع اولیه فضای ذخیره سازی مغناطیسی کامپیوتر
drum طبلک بخار طبلک
drum رسانه خروجی کامپیوتر که حاوی یک قطعه متحرک و یک کاغذ است که می چرخد و باعث ایجاد الگوهاو متن هایی میشود وقتی که هر دو در جهت مختلف می چرخند
drum نورد
drum درام سیلندر استوانه
drum طبلک
print drum طبله چاپ
memory drum گردونه یاد
rotary drum طبلک گردان
revolving drum طبله چرخان
range drum طبله بستن مسافت به توپ
range drum طبله مسافت
drum rolls تندزنی
smoked drum گردونه ثبت کننده
kettle drum کوس
rotating drum فرفاستوانهایشکلچرخشی
snare drum زهطبل
tenor drum طبلتنور
kettle drum نقاره
kettle drum دهل
drum majors فرمانده طبالان
drum major طبل بزرگ
drum brake ترمزحلقوی
kettle drum دمامه عصرانه مفصل
to drum a tune ضرب مقامی راباکوس گرفتن
to drum at a door درزدن
to drum at a door درکوبیدن
drum armature ارمیچر استوانهای
winding drum قرقره سیم پیچی
drum roll ضربات مداوم
drum roll تندزنی
drum rolls ضربات مداوم
drum major فرمانده طبالان
bass drum طبل بزرگ
drum miller دستگاه فرز غلطک گردان
drum plotter رسام استوانهای
drum plotter رسام طبله
drum plotter کشنده طبله
drum printer چاپگر طبلهای
drum printer چاپگراستوانهای
drum printer چاپگر طبله
drum majorette زنی که رهبر طبالان است پیرو موزیک
drum magazine مخزن استوانهای
drum head پوست طبل
bass drum کوس
beat of drum ضربه طبل
cable drum قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
at beat of drum بصدای کوس
drum beat صدای کوس
drum controller نافم استوانهای
drum controller غلطک فرمان
drum controller کنترل کننده درام
drum pump پمپ استوانهای شکل
drum sorting مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
drum storage drum magnetic
gasoline drum بشکه بنزین
magnetic drum طبلک مغناطیسی درام حافظه
magnetic drum درام مغناطیسی
magnetic drum طبله مغناطیسی
log drum طبله واقعه نگاره
guide drum طبلک راهنما
grooved drum قرقره شیاردار
drum turret سر رولور استوانهای
drum switch جابجاگر استوانهای
drum majors طبل بزرگ
drum switch کلید غلطکی
magnetic drum memory حافظه با درام مغناطیسی
rotary drum mixer مخلوط کننده طبلکی
To drum something into someones head . مطلبی را به گوش کسی خواندن
series drum winding سیم پیچ اصلی ارمیچراستوانهای
rotary drum mixer میکسراستوانهای بتن
magnetic drum system سیستم درام مغناطیسی
multiple drum winding سیم پیچ استوانهای چندگانه
drum type boring machine دستگاه مته نوع استوانهای
drum type lubricating pump پمپ روغنکاری نوع غلطکی
magnetic drum file memory درام مغناطیسی حافظه بزرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com