English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (9 milliseconds)
English Persian
dry sand casting ریخته گری ماسهای خشک
Search result with all words
sand casting ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
sand casting ریخته گری ماسهای
Other Matches
casting قطعه ریخته گی
casting چدن ریزی
casting ریختن فلز مذاب به داخل قالب
casting روش قلاب اندازی
casting ریخته گی
casting ریخته گری
direct casting ریخته گری مستقیم
precision casting ریخته گری دقیق
casting out nines مقابله نه نهی
centrifugal casting ریخته گری گریز از مرکز سانتریفوژ
composite casting ریخته گری مرکب
composite casting ترکیبی
non ferrous casting قطعه ریخته گی غیراهنی
group casting ریخته گری
fusion casting ریخته گری ذوبی
group casting ریخته گری گروهی
fly casting مسابقه پرتاب طعمه مصنوعی بدون قلاب برای سنجش دقت
fly casting استفاده از حشره مصنوعی درماهی گیری
ingot casting ریخته گری شمش
iron casting ریخته گری اهن
metal casting ریخته گری فلز
down hill casting ریخته گری مستقیم
mallable casting ریخته گری چکش خوار
die casting ریختن فلزات تحت فشار ریخته گری حدیدهای
press casting ریخته گری فشاری
bottom casting قطعات ریخته گی بسته
art casting ریخته گری صنعتی
casting vote رای قاطع
shell casting ریخته گری پوستهای
die casting روشی که در ان فلز مذاب بافشار هیدرولیکی به داخل قالبهایی رانده میشود
tournament casting مسابقه قلاب اندازی
slip casting روش ریخته گری لغزشی
spin casting پرتاب قلاب ماهیگیری باوسایل چرخان
steel casting پروفیل فولادی ریخته گری
bait casting پرتاب نخ ماهیگیری با طعمه
pump casting بدنه پمپ
casting votes رای قاطع
pressure casting قطعه ریخته گری فشاری
casting rod چوب ماهیگیری
rate of die casting سرعت ریخته گری حدیدهای
direct chill casting ریخته گری مستقیم تبریدی
ingot casting car واگن ریخته گری شمش
brass pressure casting برنج ریختگی فشاری
spin casting reel قرقره چرخان ماهیگیری
spin casting rod چوب ماهیگیری با قرقره چرخان
steel casting foundry ریخته گری پروفیل فولاد
die casting process فرایند ریخته گری حدیدهای
die casting machine دستگاه ریخته گری حدیدهای
die casting alloy الیاژ ریخته گری حدیدهای
pressure die casting ریخته گری حدیدهای فشاری
pig casting machine دستگاه ریخته گری شمش
centrifugal casting machine دستگاه ریخته گری گریز ازمرکز
centrifugal casting process فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
centrifugal casting process طریقه ریخته گری گریز از مرکز
permanent mold casting ریجه
continous casting method روش ریخته گری دائمی
continous casting plant تاسیسات ریخته گری دائمی
mis run casting ریخته گری ناقص ریخته گری نادرست
mis run casting ریخته گری غلط
shell moulded casting قطعه ریختگی قالب گیری پوستهای
gravity die casting ریخته گری حدیدهای ثقلی
pressure die casting machine دستگاه ریخته گری حدیدهای فشاری
pressure die casting process فرایند ریخته گری حدیدهای فشاری
hot mold centrifugal casting process فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم
sand شن
sand ریگ
sand شن کرانه دریا
sand شن پاشیدن
sand سنباده زدن
sand شن مال یا ریگمال کردن
sand ماسه ریختن شن
sand شن ریختن
sand ماسه
sand cushion بستر ماسهای
sand layer لایه ماسه
sand man لولویی که خاک درچشم کودکان پاشیده انهارا خواب الود میکند
sand mastic ماستیک ماسهای
sand mix ماسه اغشته سرد
sand box جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
sand paper کاغذ سنباده
sand paper کاغذ سنباده زدن به
sand pile توده ماسه
sand pile توده شن
sand iron یکجور چوگان در بازی گلف که با ان گوی را از میان ریگ بلند میکنند
sand hill ریگ توده
sand dredger ماشین حفار
sand dredger ماشین مکنده ماسه
sand dressing ماسه پاشی
sand equivalent همسنگ ماسه
sand equivalent درجه ماسهای بودن خاک
sand filling ماسه گرفتگی
sand fly یکجور پشه ریز
sand grouse باقرقره شن زار
sand hill ریگ پشته
sand piper یلوه
sand pit گود ماسه برداری
sand pit کان شن
sand wedge گوهشنریز
shifting sand شن روان
sand shoe کفشماسهای
soft sand شکرسنگ
sand painting نقاشی روی شن
sand island جزیرهماسهای
uniform sand ماسه یکدست
uniform sand ماسه یکنواخت
sand castle دژشنی
sand trap قطعه زمین پر از ماسه بعنوان مانع
sand trap ماسه گیر
sand pump پمپ شن کش
sand shoes یکجور گیوه برای رفتن در شن زار
sand spout ستون شن که در اثر وزش باددرست میشود
sand stone ماسه سنگ
To build on sand. کار بی اساس کردن
sand store انبار ماسه
sand storm طوفان ریگ
sand table میز مخصوص شن بازی بچه ها
sand trap فرورفتگی مصنوعی شن درمیدان گلف
to plough the sand کوشش بیهوده یا بی فایده کردن
sand crack ترکی که ازراه رفتن روی ریگ گرم درپای انسان پیداشود
marine sand ماسه بادی
building sand خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
body sand ماسه پر کننده
beach sand شن زار
backing sand ماسه پشت قالب
sand road راه شنی
quick sand ماسه روان
rooty of sand چیز ناپایدار یا بی اساس
built on sand سست بنیاد
running sand ماسه بادی
foundry sand ماسه ی ریخته گری
fine sand ماسه ریز
pit sand ماسه معدنی
masonry sand ماسه ملاتی
masonry sand ماسه بنایی
detritic sand ماسه فرسایهای
marine sand ماسه دریایی
molding sand ماسه قالب گیری
dune sand ماسه بادی
core sand ماسه ریخته گری
sand lot بازی غیررسمی
built on sand ناپایدار
running sand ریگ روان
sand asphalt ماسه اغشته گرم یا سرد
sand bag سستی عمدی در تمرین
sand blasting شن پاشی
sand bath حمام شن
sand blind دارای چشم تار
sand box ریگ پاش
sand box شن پاش گردپاش
heap of sand توده ماسه
sand castings قطعه ریختگی ماسهای
sand clay رس ماسه دار
green sand ماسه تر
sand crack شکاف درسم اسب
sand blasting ماسه پاشی
sand blasting ذرات سنگ
sand bagger بازیگر گول زن
sand bank تپه زیرابی
sand bank جزیره نما
sand bank ریگ پشته
sand bank ریگ تپه
graded sand شن درهم
sand blast شن باران کردن
dry sand molding قالبریزی ماسهای خشک
vertical sand drainage زهکشهای قائم ماسهای چاه زهکش ماسهای زهکشهای ایستاده ماسهای
green sand molding قالب ریزی تر
green sand mold قالب تر
argillaceous sand stone ماسه سنگ خاک رسی
dry sand mold قالب ماسهای خشک
to puddle clay and sand ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
sand cone method طریقه جابجایی ماسه
sand blast unit واحد ماسه پاشی
sand lime brick اجر ماسه اهکی
sand blast nozzle شیپوره ماسه پاشی
sand blasting practice عملیات ماسه پاشی
sand shape factor ضریب شکل دادن دانه شن
crushed stone sand ماسه
crushed stone sand شن
pipe sand trap ماسه گیر لولهای
molding sand preparation plant واحد تهیه ماسه قالب گیری
bury(hide) one's head in the sand <idiom> مثل ک"ک سرش را کرده زیر برف
Dry sand absorbs water. ماسه خشک آبرا جذب می کند
hide(bury) one's head in the sand <idiom> دورنگه داشتن از
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com