Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (8 milliseconds)
English
Persian
earned income
درامد تحصیل شده
earned income
درامدکسب شده
earned income
درامدحاصله از کار
Other Matches
earned
تحصیل کردن
earned
کسب معاش کردن
earned
دخل کردن
earned
درامد داشتن
earned
بدست اوردن
earned
شبکه پژوهشی اکادمیک
well-earned
آنچهبهشایستگیبهفردیتعلقگرفتهباشد
hardly earned money
پول سخت بدست امده
earned run
کسب امتیاز پیش از سوزاندن سومین نفر
earned rate
نرخ تصاعدی نزولی
Never spend money before you have earned it.
هرگز قبل از پول درآوردن، پول خرج نکنید.
earned run average
میانگین امتیاز کسب شده
A penny saved is a penny earned..
<proverb>
یک شاهى پس اندار یک شاهى در آمد است .
income
عواید
his income
هر چه درامد داردخرج میکند
income
درامد
but for income
قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
income
عایدات
income
دخل
income
ریزش فهور
income
عایدی
income
جریان
income
ورودیه جدیدالورود
income
مهاجر واردشونده
mean income
درامد متوسط
nominal income
درامد اسمی
nonmonetary income
درامد غیر پولی
overseas income
درامد از کشور یا کشورهای خارجی
notional income
درامد خیالی
ordinary income
درامد عادی
per capita income
درامد سرانه
notional income
درامد فرضی
temporary income
درامد موقتی
income per capita
درامد سرانه
income policy
سیاست درامدی
income velocity
سرعت گردش پول
net income
درامد خالص
live up to one's income
به اندازه درامد خود خرج کردن
labor income
درامدهای کار
marginal income
درامد نهائی
income velocity
دفعاتی که پول برای خرید کالای کامل جدیدی خرج شود
money income
درامد پولی
money income
مزد و حقوق
national income
درامد ملی
median income
درامد متوسط
median income
درامد میانی
the p of income to expenses
نسبت درامدبه هزینه
supplementary income
درامد تکمیلی
taxable income
درامد مشمول مالیات
total income
درامد کل
transfer income
درامد انتقالی
transitory income
درامد انتقالی
transitory income
درامدموقتی
wage income
درامد بشکل دستمزد
unearned income
درامد باد اورده
unearned income
درامد ازمبنایی جز کار
wage income
درامدمربوط بکار
windfall income
درامد باد اورده
income support
پولیکهافرادکمدرآمدازدولتمیگیرند
a modest income
درآمدی متوسط
to rely on somebody for your income
از لحاظ درآمد وابسته به کسی بودن
stream of income
جریان درامد
rental income
درامد ناشی از اجاره بها
relative income
درامد نسبی
permanent income
درامد دائمی
personal income
درامد شخصی
personal income
درامد سرانه
present income
درامد جاری
present income
درامد حال
property income
درامد ناشی از املاک ومستغلات
psychic income
درامد بی دردسر
psychic income
درامدحاصل از مشاغل ساده و بی دردسر
real income
درامد واقعی
real income
مقدار کالا وجنسی که خریدار با درامدمحدودش میتواند بخرد
redistribution of income
توزیع دوباره درامد
current income
درامد جاری
current income
درامد یک سال مالی
current income
درامدیک دوره معین
deduction from income
کسور درامد
deferred income
درامدهای انتقالی
deferred income
پیش دریافت درامد
disposable income
درامد قابل تصرف
disposable income
درامدقابل استفاده
disposable income
درامد شخصی پس از مالیات و بیمه
disposable income
درامد دریافتی
distribution of income
توزیع درامد
income distribution
توزیع درامد
economic income
درامد اقتصادی
fixed income
درامد ثابت
flow of income
جریان درامد
business income
درامد خالص تجارتی
bunched income
درامد خدمات شخصی
income taxes
مالیات بر درامد
income taxes
مالیات برعایدات
income tax
مالیات بر درامد
actual income
درامد واقعی
annual income
درامد سالانه
income tax
مالیات برعایدات
flow of income
گردش درامد
income effect
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
income determination
تعیین درامد
income analysis
تحلیل درامد
income effect
تناسب خرید با درامد
income accounts
حساب های درآمد
imputed income
درامد انتسابی
income forgone
درامد صرف نظر شده
income forgone
درامداز دست رفته
income leakage
نشت درامد
imputed income
درامد ضمنی
income policy
سیاست مربوط به درامدها
income leakage
کسر درامد
gross income
درامد ناخالص
income multiplier
ضریب فزاینده درامد
income and expenditure
درامد و هزینه
actual water income
اب ورودی موثر
theory of income distribution
نظریه توزیع درامد
theory of income determination
نظریه تعیین درامد
income consumption curve
مصرف
income consumption curve
منحنی درامد
income and expenditure approach
مطالعه جریان پول و اثاراقتصادی ان
circular flow of income
گردش دورانی درامد
gross national income
درامد ناخالص ملی
absolute income hypothesis
فرضیه درآمد مطلق
I have a steady monthly income.
درآمد ماهیانه ثابتی دارم
income velocity of money
سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
income elasticity of demand
تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
individual income tax
مالیات بر درامد شخصی
personal income tax
مالیات بر درامد شخصی
income elasticity of demand
درامدی تقاضا
uneven distribution of income
توزیع نابرابر درامد
unequal distribution of income
توزیع نابرابر درامد
income elasticity of demand
کشش
marginal utility of income
مطلوبیت نهائی درامد
size distribution of income
توزیع درامد برحسب مقدار
size distribution of income
توزیع درامد مقداری
national money income
درامد ملی پولی
national net income
درامد خالص ملی
negative income tax
مالیات بر درامد منفی
disposable personal income
درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
personal disposable income
درامد قابل تصرف شخصی
permanent income hypothesis
مینامد میباشد . این تئوری یکی از تئوریهای جدیددر باره مصرف است
permanent income hypothesis
این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
permanent income hypothesis
فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
disposable personal income
پولی که اماده خرج کردن یاپس انداز باشد
net national income
درامد خالص ملی
nonneutralities of income taxation
خنثی نبودن مالیات بر درامد بی طرف نبودن مالیات بردرامد
progressive income tax
مالیات بر درامد تصاعدی
national income determination
تعیین درامد ملی
property income tax
مالیات بر درامد ناشی ازمستغلات
circular flow of income
جریان دوری درامد
relative income hypothesis
بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
relative income hypothesis
براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
relative income hypothesis
فرضیه درامد نسبی
corporation income tax
مالیات بر درامد شرکتها
regressive income tax
مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
real national income
درامد ملی به قیمت ثابت
real national income
درامد ملی واقعی
debt income ratio
نسبت قروض به درامد ملی
national income analysis
تحلیل درامد ملی
proportional income tax
مالیات بر درامد تناسبی
functional distribution of income
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
net factor income from abroad
خالص درآمد عوامل از خارج
With meager income . I am working all day for a mere pittance .
با چندرغاز تمام روزکار می کنم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com