Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (7 milliseconds)
English
Persian
eastern european mutual assisstance trea
پیمان کمک متقابل اروپای شرقی treaty warsaw
Other Matches
far eastern
وابسته بخاوردور
eastern
ساکن شرق بطرف شرق
eastern
خاوری
eastern
شرقی
eastern cut off
شیوه قیچی پرش ارتفاع
north-eastern
از شمال خاوری
north-eastern
رو به شمال شرق
north-eastern
وابسته به شمال شرق ایالات متحده
Middle Eastern
مربوطبهخاورمیانه
eastern hemisphere
نیمکره شرقی
eastern roll
شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
Eastern design
طرح های شرقی
[مربوط به شرق آسیا ]
south-eastern
جنوب شرقی
Eastern meridian
نصفالنهارشرقی
north-eastern
به سوی شمال شرق
south eastern
جنوب خاوری
south eastern
جنوب شرقی
the eastern question
مسئله خاور
European
فرنگی
European
اروپایی
The town has a European look.
این شهر قیافه اروپایی دارد
european essembly
مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهای کشورهایی که در "جامعه نیروی اتمی اروپا" و"جامعه ذغالسنگ و فولاداروپا" و "جامعه اقتصادی اروپا" عضو هستند
european essembly
مجلس اروپا
indo european
ارینی
European plug
پریزاروپایی
indo european
هند و اروپایی
European Union
[EU]
اتحادیه اروپا
European rose
طرح گل رز اروپایی
[که نام دیگر آن همان گل فرنگ است.]
mutual
تعاونی
mutual
دوجانبه
mutual
متقابل
mutual
دو طرفه
mutual
از دو سره
mutual
بین الاثنین
mutual
دوسره
mutual
متقابل یا متقابله
mutual
دو جانبه
mutual
دوطرفه
European Currency Units
اک
western european union
ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
western european union
لوگزامبورک هلند
western european union
اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
An Out line of European history .
کلیات تاریخ اروپ؟
European Currency Unit
سبد ارزی اروپا
european type plane
رنده فرنگی
european monetary system
سیستم پولی اروپایی
european monetary fund
صندوق پولی اروپا
european monetary agreement
موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
European Currency Unit
واحد پول اروپایی
european economic community
market common
european committee for standardization
کمیته اروپایی استاندار
mutual relation
مقاصه
mutual love
محبت ازدوسر
mutual love
دو سقی دوسره
mutual interests
منافع مشترک
mutual induction
القای متقابل
mutual relationship
رابطه متقابل
mutual responsibility
مسئوولیت مشترک
mutual terms
شرایط متقابل
mutual terms
شرایطی که بموجب ان دو تن بجای اینکه پول بدهند کارمیکند
mutual discharge
مبارات
mutual company
شرکت تعاونی
mutual funds
شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
mutual fund
شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
mutual inductance
اندوکتیویته متقابل اندوکتانس متقابل
mutual inductance
القاگری متقابل
mutual guarantee
guarantee
mutual assistance
کمک متقابل
mutual agreement
توافق طرفین
mutual assistance
تعاون
mutual conductance
رسانایی متقابل
mutual characteristic
مشخصه متقابل
mutual concent
تراضی طرفین
mutual consent
تراضی
mutual exclusion
ناسازگاری دو جانبه ممانعت متقابل
mutual energy
انرژی متقابل
mutual consistency
سازگاری متقابل
mutual debts
دیون مشترک
e c s c (european coal & steel commissio
فرانسه جمهوری فدرال المان ایتالیا
e c s c (european coal & steel commissio
سازمان متشکل ازنمایندگان بلژیک
e c s c (european coal & steel commissio
جامعه ذغالسنگ و فولاد اروپا
The rise in prices in the European markets.
ترقی قیمتها دربازارهای اروپا
european community competition rules
مقررات رقابت در جامعه اروپا
european free trade association
A .T.F.E
e c s c (european coal & steel commissio
لوکزامبورگ و هلندکه وفیفه اش نظارت برتولید و فروش ذغالسنگ وفولاد است
e f t a (european free trade association
اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
european unclear a energy agency
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
organization for european economic coopr
سازمان همکاری اقتصادی اروپا
european atomic energy community
جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
a comparison between European and Japanese schools
مقایسه ای بین مدارس اروپایی و ژاپنی
european academic research network
شبکه پژوهشی دانشگاهی اروپا
e f t a (european free trade association
فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
e f t a (european free trade association
سویس نروژ
e f t a (european free trade association
سوئد
e f t a (european free trade association
اتریش
e f t a (european free trade association
پرتقال دانمارک
coefficient of mutual induction
ضریب القای متقابل
matter of mutual interest
موضوع دارای سود دوجانبه
The feeling is mutual . It is a case of telepathy.
دل بدل را ؟ داره
variable mutual conductance valve(or tub
لامپ با شیب تنظیم پذیر
european cup winner cup
جام برندگان جام اروپا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com