Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (2 milliseconds)
English
Persian
educational planning
برنامه ریزی اموزشی
Other Matches
educational
فرهنگی
co-educational
مدارسمختلط
educational
مربوط به اموزش و پرورش
educational
اموزشی
educational
پرورشی
educational
تربیتی
educational work
کار آموزش و پرورشی
educational acceleration
جهش آموزشی
educational age
سن اموزشی
educational administration
مدیریت اموزشی
educational guidance
راهنمایی اموزشی
educational pyramid
هرم اموزشی
educational quotient
بهر اموزشی
educational system
نظام اموزشی
educational technology
فن شناسی اموزشی
educational television
تلویزیون اموزشی
educational psychology
روانشناسی پرورشی
national educational computing conferenc
جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
unesco (= united nations educational
ه افزایش احترام ملل نسبت به عدالت و حکومت قانون وحقوق انسانی و ازادیهای اساسی انچنان که موردتصویب منشور ملل متحد است بشود
planning
طرحریزی طرح نقشه
planning
زمینه سازی
planning
طراحی
planning
طرح ریزی
planning
<adj.>
برنامه ریزی
overall planning
برنامه ریزی کلی
planning
سازماندهی نحوه انجام کاری
planning
نقشه کشی
national planning
برنامه ریزی ملی
optimal planning
برنامه ریزی بهینه
optimal planning
برنامه ریزی مطلوب
planning guidance
راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
planning comission
هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
planning cycle
دوره برنامه ریزی
planning organization
سازمان برنامه
planning model
الگوی برنامه ریزی
planning directive
دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
planning horizon
مدت برنامه ریزی
planning factor
معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning horizon
افق برنامه ریزی
planning principles
اصول برنامه ریزی
system planning
طرح ریزی سیستم
spatial planning
امایش سرزمین
social planning
برنامه ریزی اجتماعی
sectoral planning
برنامه ریزی بخشی
rural planning
برنامه ریزی روستائی
regional planning
برنامه ریزی منطقهای
project planning
نقشه کشی ساختمان
product planning
برنامه ریزی محصولات
production planning
برنامه ریزی تولید
population planning
برنامه ریزی جمعیت
planning system
نظام برنامه ریزی
planning staff
ستاد طرح ریزی کننده
state planning
برنامه ریزی دولتی
fire planning
طرح ریزی اتش
decentralized planning
برنامه ریزی غیر متمرکز
financial planning
برنامه ریزی مالی
career planning
طرح ریزی تهیه تخصصهای نظامی
centeralized planning
برنامه ریزی متمرکز
economic planning
برنامه ریزی اقتصادی
directive planning
برنامه ریزی هدایت شده
development planning
برنامه ریزی توسعه
central planning
برنامه ریزی مرکزی
corporate planning
برنامه ریزی شرکت
consolidated planning
برنامه ریزی تلفیقی
comprehensive planning
برنامه ریزی جامع
career planning
طرح ریزی مشاغل
town planning
شهرسازی
planning permission
اجازه عمران و ابادی اراضی
family planning
برنامه ریزی خانواده
family planning
تنظیم خانواده
adhoc planning
برنامه ریزی روزمره
manpower planning
برنامه ریزی نیروی انسانی
agricultural planning
برنامه ریزی کشاورزی
imperative planning
برنامه ریزی اجباری
generalized planning
برنامه ریزی تعمیم یافته
fire planning
طرح ریزی کردن اتش
centralized planning
برنامه ریزی متمرکز
basic planning guide
راهنمای اولیه طرح ریزی
short run planning
برنامه ریزی کوتاه مدت
central planning team
تیم طرح ریزی مرکزی
production resource planning
برنامه ریزی منابع تولید
military planning process
مراحل طرح ریزی نظامی
medium term planning
برنامه ریزی میان مدت
materials requirements planning
برنامه ریزی مواد مورد نیاز
material requirements planning
برنامه ریزی نیازمندیهای کالا
long run planning
برنامه ریزی بلند مدت
inter sectoral planning
برنامه ریزی بین بخشی
financial planning system
سیستم برنامه ریزی مالی
family planning programs
برنامههای تنظیم خانواده
planning programming budgetting
نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
multi level planning
برنامه ریزی چند سطحی
production planning and control
برنامه ریزی و کنترل تولید
planning programming budgetting
system
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com