English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (9 milliseconds)
English Persian
effective span دهانه موثر
Other Matches
span دهانه نظری
span فرفیت
span پوشش اندازه
span گستردگی
span محدوده
span new تروتازه
span دهانه
span فاصله بین سوراخ گوی بولینگ برای شست و انگشتان دیگر
span saw اره قاب دار
span وجب یک وجب
span مدت معین
span باراویز
span چشمه
span فاصله دو تکیه گاه تیر
span مهار
span افسار
span تاق بستن
span پل بستن
span اندازه گرفتن
span وجب کردن
span saw اره قابدار
span پل زدن روی رودخانه
span دهنه
span فاصله معین
span new خیلی تازه
span مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
span جفت
span new کاملا تازه
span وجب
clear span دهانه موثر
adjacent span دهانه متصل
interior span دهانه داخلی
life span عمر
memory span فراخنای یاد
mid span نقطه وسط دهانه
reading span فراخنای خواندن
recognition span فراخنای بازشناخت
shear span دهانه نیروی برشی
mid span مرکزفاصله افقی بین دو پایه متوالی پل
span of consciousness فراخنای هشیاری
centre span مرکزپل
lift span پلبالارو
side span دهانهجانبی
spic and span <idiom> خیلی تمیز ومرتب
time span دوره زمان
time span فاصله زمان
time span گذشت زمان
cantilever span گستردگیپایه
visual span فراخنای دیداری
theoretical span دهانه نظری
suspended span دهانهدروا
span of control حوزه نظارت
span wire سیم مهار
span wire سیم بکسل
spic and span نو
spic and span کاملاتازه
spic and span تروتمیز
spic and span اراسته ومرتب
the span of a bridge چشمه یا دهانه پل
clear span دهانه ازاد
spick and span نو
adjacent span دهانه متصل
arch span دهانه طاق
arch span فاصله داخلی پشت بندها
attention span فراخنای توجه
span of attention فراخنای توجه
spick-and-span اراسته ومرتب
spick-and-span تروتمیز
spick-and-span کاملاتازه
spick-and-span نو
spick and span اراسته ومرتب
spick and span تروتمیز
spun or span گذشته
spick and span کاملاتازه
digit span test ازمون فراخنای ارقام
multi span bridge پل چند دهانه
blade span axis محور تغییر گام ریشه تیغه
arresting sheave span محوطه ریل و سرسره مهارهواپیما
word span test ازمون فراخنای واژه ها
effective دستور نتیجهای که پس از تغییر در دستور اصلی اجرا میشود
effective آدرسی که از تغییر در یک آدرس بدست می آید
effective نرخ یافتن یک بخش مشخص از اطلاع از یک رسانه ذخیره سازی
effective آنچه برای تولید یک نتیجه مشخص قابل استفاده است
effective خروجی میانگین پردازنده
effective سرباز اماده به خدمت
effective موثر
effective کارگر
effective کاری
the effective cause علت
effective value جریان موثر
effective عامل موثر
effective قابل اجرا
effective اثر بخش
effective مفید
multi span deap beam تیر تیغه چند دهانه
single-span beam bridge پلمیلهایتکدهانهای
single span deep beam تیر تیغه یک دهانه
multiple-span beam bridge پلمیلهایچنددهانهای
effective time مدت موثر
effective time زمان موثر
effective treatment تسویه کارا
cost-effective هزینه کاه
effective through put توان عملیاتی موثر
effective throat گلوگاه موثر
effective temperature دمای موثر
effective stress تنش موثر
cost-effective کارآمد هزینه
effective treatment تسویه موثر
effective width عرض موثر
effective wind باد سمتی
effective current جریان موثر
effective storage گنجایش مفید
cost-effective مقرون به صرفه
effective resistance مقدار مقاومت موثر
cost-effective سودآور
mean effective pressure فشار موثر متوسط
effective pressure فشار موثر
effective wind مولفه باد موثر
effective strength استعدادرزمی موجود
effective strength استعداد رزمی موثر
effective address نشانی موثر
effective depth ارتفاع مفید
effective diameter قطر موثر
effective faith ایمان توام باعمل
effective field میدان موثر
effective force نیروی موثر
effective input فرفیت موثر ورودی
effective capacity گنجایش مفید
effective output دبی موثر
effective output بازداده موثر
effective demand تقاضای موثرعبارت است از مقدار کالائی که خریداران در قیمتهای موجود مایل و قادر به خریدان هستند
effective demand تقاضای موثر
effective date تاریخ شروداجرای دستورالعمل
effective address آدرس موثر
effective area سطح موثر
effective capacity فرفیت موثر
effective charge بار موثر
effective collision برخورد موثر
effective damage خسارت موثر
effective damage ضایعات موثر
effective date تاریخ اجرا
effective output خروجی موثر
effective stimulus محرک موثر
effective power توان موثر
effective radius شعاع موثر
effective radius of a well شعاع موثر چاه
effective rainfall بارندگی موثر
effective range برد موثر
effective range برد موثر جنگ افزار
effective shear برش موثر
effective size اندازه موثر
effective power قدرت موثر
effective pattern منطقه اصابت موثر
effective pattern منطقه اثر موثر
effective pitch گام موثر
effective porosity تخلخل موثر
effective interest rate نرخ بهره موثر
effective output admittance گذرایی موثر خروجی
effective size of grain قطر موثر ذرات
effective size of grain اندازه موثرذرات
effective length of strut بلندی کمانش
effective beaten zone منطقهای که 28 درصد گلوله ها دران فرود می اید
effective beaten zone منطقه ضربت موثر
effective band width پهنای موثر نوار
effective atomic number عدد اتمی موثر
effective tax system نظام موثر مالیاتی
effective tax rate نرخ موثر مالیاتی
effective snow melt برف ذوب شده موثر در جریان رودخانه
effective reaction potential حد موثر نیرومندی واکنش
effective thickness of a wall ضخامت موثر دیوار
brake mean effective pressure مقدار محاسبه شده متوسط فشار در سیلندر در مرحله قدرت
effective input admittance گذرایی موثر ورودی
effective output impedance ناگذرایی موثر خروجی
effective habit strength حد موثر نیرومندی عادت
effective grain diameter قطر موثر دانه
effective length of strut ارتفاع کمانش
effective input impedance ناگذرایی موثر ورودی
effective magnetic field میدان مغناطیسی موثر
effective magnetic moment گشتاور مغناطیسی موثر
effective nuclear charge بار موثر هسته
effective unit weight وزن مخصوص موثر
effective electromotive force نیروی برق رانی موثر
theory of effective demand determination نظریه تقاضای موثر اصطلاح کینز برای تقاضای کل
effective collision cross section سطح مقطع برخورد موثر
total effective collision cross section سطح مقطع موثر کل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com