English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
English Persian
electrical connector اتصال برق
Other Matches
DB connector اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
connector در یک شبکه FDDI وسیلهای متصل کننده درانتهای فیبرنوری یا کابل مسی
connector رسانا
connector تبدیل
connector وسیله اتصال
connector اتصالی
connector وسیله اتصال دهنده
connector مین مسیر الکتریکی
connector در یک شبکه FDDI وسیلهای که روی یک تابلو نصب میشود ویک اتصال است
connector وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
RJ connector نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
RJ connector استاندارد عمومی اتصال چهارسیمی
ST connector اتصالی در انتهای فیبرنوری
T connector اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
DB connector CONNECTOR BUS DATA
D SUB connector ویدیو اتصالی که در صفحه تصویرهای PC برای ارسال سیگنالهای ویدویی دریک کابل به کار می رود
connector رابط
connector بست
connector متصل کننده
connector اتصال
connector اتصال دهنده
multiple connector بست چند گانه
wiring connector رابط
female connector بسط ماده
female connector اتصال ماده
female connector دوشاخه ماده متصل کننده ماده
IEC connector استانداردی برای اتصال سر سوزنه در سوکتی که الکتریسیته اصلی را به کامپیوتر منتقل میکند
plug connector پریز
lamp connector رابط لامپ
logical connector رابط منطقی
male connector ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
male connector متصل کننده نر
off page connector اتصال دهنده برون صفحهای
male connector دوشاخه نر
ediswan connector رابط ادیسوان
edge connector رابط لبه
tap connector سراتصال
hose connector اتصالدهندهشلنگ
AUI connector اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
cell connector رابط پیل باتری
BNC connector متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
expansion connector صفحهاتصال
box connector رابط جعبه
cable connector دو شاخه کابل
battery connector رابط پیل باتری
dividing connector رابطهمسبقیمتقسیمکننده
connector plug دوشاخه رابط
connector switch کلید رابط
connector symbol علامت اتصال
D type connector اتصالی که شبیه حرف D است . که مانع از نصب برعکس میشود
electrical برقی
electrical سیستم الکتریکی
electrical مر بوط به الکتریسیته
electrical الکتریکی
electrical and otherwise الکتریکی و غیر الکتریکی
high tension connector رابطارتفاعکشش
BNC T piece connector فلزی به شکل ح T که کارت آداپتور را به انتهای دو بخش RG وصل میکند کابل Loaxial باریک در نصب شبکههای اینترنت به کار می رود
dry cell connector رابط پیل خشک
electrical connections اتصالاتالکتریکی
electrical connection متصلکنندهالکتریکی
electrical box جعبهالکتریکی
electrical analogue مشابهات الکتریکی
electrical angle زاویه الکتریکی
electrical bounding اتصال الکتریکی
electrical breeze وزش الکتریکی
electrical circuit مدار برقی
electrical communications ارتباطات الکترونیکی
electrical conductance رسانایی الکتریکی
electrical conduction رسانش الکتریکی
electrical hazard خطرصاعقه
electrical insulation عایق سازی الکتریکی
electrical circuit مدار الکتریکی [فیزیک] [مهندسی]
electrical outlets پریز های روی دیوار
electrical outlets پریز های دیواری
electrical outlet پریز روی دیوار
electrical outlet پریز دیواری
electrical outlets پریز ها
electrical outlet پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
electrical connections اتصالات الکتریکی
electrical system سیستم برق
electrical conductivity هدایت الکتریکی
electrical conductivity رسانندگی الکتریکی
electrical fuse فیوز برق
electrical schematic نمودار الکتریکی
electrical resistivity مقاومت ویژه
electrical resistivity مقاومت الکتریکی
electrical resistance مقاومت برقی
electrical quantity مقدار الکتریسیته
electrical prospecting کاوش الکتریکی
electrical model مدل الکتریکی
electrical interface تداخل الکتریکی
electrical interception رهگیری الکترونیکی
electrical insulator عایق الکتریکی
electrical insulation برق بندی
electrical energy انرژی برقی
electrical induction القای برقی
electrical series زوجهای برقی
electrical shant مهار برقی
electrical discharge تخلیه برقی
electrical conductor رسانای برقی
electrical conductivity رسانایی
electrical transcription ضبط الکتریکی
electrical sheet ورقهای برقی
institute of electrical and society engineerscomputer electronicsانجمن کامپیوتری مهندسین برق و الکترونیک
electrical conductivity رسانندگی
electrical degree درجه الکتریکی
specific electrical conductivity هدایت الکتریکی مخصوص
electrical metallic tubing لوله برقی فلزی
three unit electrical system دستگاه سه برقی
electrical payout linkage متصلکنندهپرداختالکتریکی
electrical power unit واحدقدرتالکتریکی
electrical connection panel صفحهاتصالبهبرق
electrical scoring apparatus دستگاهامتیازبندیبرقی
absolute electrical units واحدهای الکتریکی مطلق
There is a fault in the electrical wires . سیمهای برق عیب کرده است
electrical double layer لایه مضاعف الکتریکی
high frequency electrical engineering مهندسی برق فرکانس بالا
absolute system of electrical units دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com