English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (5 milliseconds)
English Persian
electromagnetic attraction جاذبه الکترومغناطیسی
Other Matches
attraction کشش
attraction ربایش
attraction کشندگی
attraction جاذبه
attraction جذب
She is the center of attraction . آن زن همه را بسوی خودش می کشد
electric attraction جاذبه الکتریکی
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
magnetic attraction جاذبه مغناطیسی
intermolecular attraction جاذبه بین مولکولی
interionic attraction جاذبه بین یونی
gravitational attraction گرانش
gravitational attraction جاذبه گرانشی
electrostatic attraction جاذبه الکترواستاتیکی
earth's attraction ربایش زمین
attraction force نیروی ربایش
attraction of current جاذبه میدان
capillary attraction جاذبه شعریه
coulomb attraction جاذبه کولنی
counter attraction کشش متقابل
counter attraction جاذبه متقابله
attraction force نیروی جاذبه
law of electrostatic attraction قانون جاذبه الکترواستاتیکی
electromagnetic وابسته به نیروی مغناطیسی برق
electromagnetic الکترو مغناطیسی
electromagnetic الکترومگنتیک
electromagnetic اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
electromagnetic ایجاد میدان مغناطیسی در اثر نیروی الکتریکی
electromagnetic spectrum میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum طیف الکترومگنتیک
electromagnetic system دستگاه الکترومغناطیسی
electromagnetic tran تله الکترومغناطیسی
electromagnetic units واحدهای الکترومغناطیسی
electromagnetic vibration ضربه گر الکترومغناطیسی
electromagnetic wave موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
electromagnetic wave موج الکترومغناطیسی
electromagnetic waves امواج الکترومگنتیک
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی پرتوهای الکترومغناطیسی
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی
the electromagnetic force نیروی الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum طیف الکترومغناطیسی
electromagnetic repulsion دافعه الکترومغناطیسی
electromagnetic flux شاره الکترومغناطیسی
electromagnetic field میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic deflection خمش الکترومغناطیسی
electromagnetic cutout فیوز الکترومغناطیسی
electromagnetic coupling تزویج الکترومغناطیسی
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
electromagnetic brake ترمز مغناطیسی
electromagnetic focusing تمرکز الکترومغناطیسی
electromagnetic induction القای الکترومغناطیسی
electromagnetic induction القای الکترو مغناطیسی
electromagnetic relay رله الکترومغناطیسی
electromagnetic relay کلید مغناطیسی
electromagnetic radiation تابش الکترومغناطیسی
electromagnetic radiation تابشهای الکترومگنتیک
electromagnetic profile مجموعه اطلاعات مربوط به وسایل الکترومانیتکی والکترونیکی و رادار
electromagnetic log سرعت یاب الکترومغناطیسی
electromagnetic lens عدسی الکترومغناطیسی
electromagnetic intrusion نفوذ الکترومغناطیسی در مداررادارهای دشمن
electromagnetic interference مداخله الکترومغناطیسی درکار رادارها
electromagnetic delay line خط تاخیر الکترومغناطیسی
polarized electromagnetic radiation تابش الکترومغناطیسی قطبیده
instrument for electromagnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
density of the total electromagnetic ene چگالی انرژی الکترومغناطیسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com