English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (5 milliseconds)
English Persian
electromagnetic focusing تمرکز الکترومغناطیسی
Other Matches
focusing تمرکز
focusing کانونی
focusing واضح کردن تصویر تار شده روی صفحه نمایش
focusing magnet مغناطیس تمرکز ده
focusing glass ذره بین جیبی
focusing electrode الکترود تمرکزده
focusing control تنظیم تمرکز
focusing coil پیچک تمرکز
electrostatic focusing تمرکز الکتروستاتیکی
electron focusing تمرکز الکترون
magnetic focusing تمرکز الکترومغناطیسی
focusing screen شیشه مات
gas focusing تمرکز با گاز
focusing ring حلقهکانونی
focusing magnifier ذرهبینکانونی
focusing knob برآمدگیتمرکزکننده
automatic focusing تمرکز خودکار
visual focusing تمرکز دیداری
ionic focusing تمرکز با گاز
central focusing wheel چرخهزوم مرکزی
permanent magnet focusing تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
manual focusing knob دکمهزوم دستی
electron beam focusing تمرکز دهی اشعه الکترونی
post deflection focusing تمرکز پس از انحراف
electromagnetic ایجاد میدان مغناطیسی در اثر نیروی الکتریکی
electromagnetic وابسته به نیروی مغناطیسی برق
electromagnetic الکترو مغناطیسی
electromagnetic الکترومگنتیک
electromagnetic اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
electromagnetic field میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic flux شاره الکترومغناطیسی
electromagnetic induction القای الکترومغناطیسی
electromagnetic deflection خمش الکترومغناطیسی
electromagnetic cutout فیوز الکترومغناطیسی
electromagnetic coupling تزویج الکترومغناطیسی
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
electromagnetic brake ترمز مغناطیسی
electromagnetic spectrum طیف الکترومغناطیسی
electromagnetic attraction جاذبه الکترومغناطیسی
the electromagnetic force نیروی الکترومغناطیسی
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی پرتوهای الکترومغناطیسی
electromagnetic waves امواج الکترومگنتیک
electromagnetic interference مداخله الکترومغناطیسی درکار رادارها
electromagnetic relay رله الکترومغناطیسی
electromagnetic relay کلید مغناطیسی
electromagnetic radiation تابش الکترومغناطیسی
electromagnetic radiation تابشهای الکترومگنتیک
electromagnetic profile مجموعه اطلاعات مربوط به وسایل الکترومانیتکی والکترونیکی و رادار
electromagnetic log سرعت یاب الکترومغناطیسی
electromagnetic lens عدسی الکترومغناطیسی
electromagnetic intrusion نفوذ الکترومغناطیسی در مداررادارهای دشمن
electromagnetic repulsion دافعه الکترومغناطیسی
electromagnetic induction القای الکترو مغناطیسی
electromagnetic spectrum میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum طیف الکترومگنتیک
electromagnetic wave موج الکترومغناطیسی
electromagnetic system دستگاه الکترومغناطیسی
electromagnetic wave موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
electromagnetic vibration ضربه گر الکترومغناطیسی
electromagnetic tran تله الکترومغناطیسی
electromagnetic units واحدهای الکترومغناطیسی
electromagnetic delay line خط تاخیر الکترومغناطیسی
polarized electromagnetic radiation تابش الکترومغناطیسی قطبیده
instrument for electromagnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
density of the total electromagnetic ene چگالی انرژی الکترومغناطیسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com