English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (5 milliseconds)
English Persian
electromagnetic repulsion دافعه الکترومغناطیسی
Other Matches
repulsion دفع
repulsion عقب راندن
repulsion دفع کردن
repulsion رد
repulsion دشمنی
repulsion عقب زنی تنقر
repulsion عدم پذیرش
repulsion of charges نیروی دافعه بارها
repulsion of magnets نیروی دافعه مغناطیسها
repulsion force نیروی دافعه
coulomb repulsion دفع کولنی
capillary repulsion دافعه شعریه
repulsion motor موتور پولزیون
magnetic repulsion رپولزیون مغناطیسی
magnetic repulsion وازنش مغناطیسی
magnetic repulsion دافعه مغناطیسی
electrostatic repulsion دفع الکترواستاتیکی
repulsion induction motor موتور القائی- دفعی
repulsion start induction motor موتور القائی با راه اندازدفعی
electromagnetic وابسته به نیروی مغناطیسی برق
electromagnetic الکترو مغناطیسی
electromagnetic الکترومگنتیک
electromagnetic اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
electromagnetic ایجاد میدان مغناطیسی در اثر نیروی الکتریکی
electromagnetic spectrum طیف الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum طیف الکترومگنتیک
electromagnetic system دستگاه الکترومغناطیسی
electromagnetic tran تله الکترومغناطیسی
electromagnetic units واحدهای الکترومغناطیسی
electromagnetic vibration ضربه گر الکترومغناطیسی
electromagnetic wave موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
electromagnetic wave موج الکترومغناطیسی
electromagnetic waves امواج الکترومگنتیک
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی پرتوهای الکترومغناطیسی
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی
the electromagnetic force نیروی الکترومغناطیسی
electromagnetic relay رله الکترومغناطیسی
electromagnetic flux شاره الکترومغناطیسی
electromagnetic attraction جاذبه الکترومغناطیسی
electromagnetic field میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic brake ترمز مغناطیسی
electromagnetic deflection خمش الکترومغناطیسی
electromagnetic cutout فیوز الکترومغناطیسی
electromagnetic coupling تزویج الکترومغناطیسی
electromagnetic focusing تمرکز الکترومغناطیسی
electromagnetic induction القای الکترومغناطیسی
electromagnetic relay کلید مغناطیسی
electromagnetic radiation تابش الکترومغناطیسی
electromagnetic radiation تابشهای الکترومگنتیک
electromagnetic profile مجموعه اطلاعات مربوط به وسایل الکترومانیتکی والکترونیکی و رادار
electromagnetic log سرعت یاب الکترومغناطیسی
electromagnetic lens عدسی الکترومغناطیسی
electromagnetic intrusion نفوذ الکترومغناطیسی در مداررادارهای دشمن
electromagnetic interference مداخله الکترومغناطیسی درکار رادارها
electromagnetic induction القای الکترو مغناطیسی
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
electromagnetic delay line خط تاخیر الکترومغناطیسی
instrument for electromagnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
polarized electromagnetic radiation تابش الکترومغناطیسی قطبیده
density of the total electromagnetic ene چگالی انرژی الکترومغناطیسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com