English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
electron beam recording ضبط خروجی کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترونی
Other Matches
beam recording ضبط پرتویی
electron beam پرتوی الکترونی
electron beam اشعه الکترونی
electron beam شعاع الکترون
electron beam پرتو الکترون
electron beam اشعه الکترون
electron beam باریکه الکترون
electron beam رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
electron beam welding جوشکاری با اشعه الکترونی
density of an electron beam چگالی اشعه الکترونی
welding by electron beam جوشکاری با اشعه الکترونی
electron beam focusing تمرکز دهی اشعه الکترونی
electron beam cutting برش با اشعه الکترونی
electron beam generator مولد اشعه الکترونی
electron beam deflection system سیستم شکست پرتو الکترونی
self recording خودنویس
self recording خودبخودثبت کننده
recording ضبط
recording ثبت
recording نگارش
recording صفحه گرامافون
recording تعداد بیتهای داده که در یک واحد مساحت روی دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند
recording عمل ذخیره سازی سیگنال یا داده روی نواریا کامپیوتر
digital recording ضبط دیجیتالی
data recording ضبط داده ها
disc recording ضبط روی صفحه گرامافون
digital recording ضبط رقمی
tape recording دستگاهضبطصدا
recording unit واحدثبتشده
recording head نوک ضبط
data recording داده نگاری
vertical recording ضبق عمودی
magnetic recording ضبط مغناطیسی
magnetic recording ضبط صوت مغناطیسی
recording tape نوار ضبط
recording of games ثبت بازیها
recording instrument دستگاه ثبات
recording instrument سنجه ثبت کننده
recording instrument دستگاه ضبط
recording density تراکم ضبط
recording eara ناحیه ضبط
recording error خطای ضبط
recording thermometer دماسنج ثبات
recording thermometer دمانگار
magnetic tape recording ضبط روی نوار مغناطیسی ضبط نوار مغناطیسی
magnetic recording tape نوار ضبط صوت مغناطیسی
magnetic recording head هد ضبط صوت مغناطیسی
magnetic wire recording ضبط صوت سیمی
magneto optical recording رسانه ذخیره سازی که از دیسک نوری استفاده میکند
recording level control کنترلدرجهضبط
surveillance video recording نگارش ویدئوی نظارتی
frequecny modulation recording ثبت تلفیق فرکانس
double density recording ضبط تراکم مضاعف
magnetic picture recording ضبط تصویر مغناطیسی
dye polymer recording در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است
maximum recording attachment دستگاه ضبط کننده حداکثر
track [on a sound recording medium] تیتر آهنگ
track [on a sound recording medium] تیتر موسیقی [روی محیط ضبط صوت]
reproduction [of a recording] [audio, video] پخش [ضبط صوتی یا تصویری]
run length limited recording ثبت محدود طول اجرا
modified frequency modulation recording ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
reproduction [of a recording] [audio, video] بازنواخت
electron could ابر الکترونی
electron الکترون
electron ذره الکترومغناطیسی
electron microscope ذره بین الکترونی
nuclear electron الکترون هسته
one electron atom اتم تک الکترونی
photo electron الکترون نوری
photo electron فوتو الکترون
positive electron پوزیترون
electron jump پرش الکترون
electron injector الکترون افکن
nonbonding electron الکترون ناپیوندی
mass of the electron جرم الکترون
initiating electron الکترون اغازگر
odd electron الکترون منفرد
electron donor الکترون ده
electron lens عدسی الکترونی
electron lens لنز الکترونی
electron mass جرم الکترون
electron impact تصادم الکترونها
electron impact برخورد الکترونها
electron hole حفره الکترونی
electron energy کارمایه ی الکترون
electron emmission انتشار الکترون
electron emitter منبع الکترون
electron emission صدور الکترون
electron drift رانش الکترون
electron donor دهنده الکترون
electron distribution پخش الکترون
electron disintegration فرو ریزش الکترونی
electron discharge تخلیه الکترونها
electron diffraction پراش الکترونی
electron energy انرژی الکترون
primary electron الکترون اولیه
electron gun بخشی از CRT که یک اشعه الکترونی ایجاد میکند
electron gun تفنگ الکترونی
electron gun لوله پرتاب الکترون
electron gas گاز الکترونی
electron focusing تمرکز الکترون
electron flow سیلان الکترون ها
electron flow فلوی الکترون
electron flow جریان الکترونی
electron exchange تبادل الکترون
electron diffraction خمیدگی الکترون
electron microscope میکروسکپ الکترونی
electron volt الکترون ولت
electron transition انتقال الکترون
electron trajectory مسیر الکترون
electron theory تئوری الکترونی
electron theory نظریه الکترونها
electron theory نظریه الکترونی
electron telescope تلسکوپ الکترونی
electron spin اسپین الکترون
electron spin تنیدگی الکترون
electron shower رگبار الکترونی
electron shell پوسته الکترون
electron transition عبور الکترون
electron vibrations نوسان الکترونها
electron vibrations ارتعاش الکترونها
electron velocity سرعت الکترونها
electron wave موج الکترونی
electron tube لوله الکترون
unshared electron الکترونهای غیر مشترک الکترونهای ازاد
free electron الکترون ازاد
electron tube لامپ الکترونی
electron sheath پوسته الکترونی
electron recoil بازگشت الکترون
electron optics نورشناخت الکترونیک
inner shell electron الکترون درونی
secondary electron الکترون ثانوی
unpaired electron الکترون جفت نشده
electron multiplier چند برابر کننده الکترونی افزاینده الکترونی
electron multiplier افزاینده الکترون
lone electron الکترون تنها
electron multiplier فزون ساز الکترون
electron mirror اینه الکترونی
electron orbit مدار گردش الکترون
electron orbit مسیرگردش الکترون
electron ray اشعه الکترونی
electron physics فیزیک الکترونها
electron physics فیزیک الکترونی
electron particle ذره الکترونی
electron pairing زوج شدن الکترون
electron pair زوج الکترون
electron pair زوج الکترون حفره
free electron الکترون غیرپیوندی
electron microscope میکروسکوپ الکترونی
antibonding electron الکترون ضد پیوندی
electron acceptor پذیرنده الکترون
electron acceptor الکترون پذیر
electron affinity انرژی خروج
electron affinity الکترون خواهی
electron attachment پیوستگی یا وابستگی الکترون
electron avalanche بهمن الکترون
electron avalanche بهمن الکترونی
electron bombardment بمباران الکترونی
electron bombbardment بمباران الکتریکی
electron camera دوربین الکترونی
electron accelerator شتاب دهنده الکترون
electron acceleration شتاب الکترون
bound electron الکترون بسته
charge of the electron بار الکترون
concentration of electron چگالی الکترون
density of electron چگالی الکترون
conduction electron الکترون رسانش
conduction electron الکترون رسانایی
valence electron الکترون فرفیت
valence electron الکترون رسانایی
valence electron الکترون والانس
electron capture ربایش الکترونی
electron concentration غلظت الکترون
electron coupling تزویج الکترونی
electron deceleration کندی حرکت الکترون
electron current جریان الکترونی
electron current جریان الکترونها
electron current سیلان الکترونها
electron cutting برش الکترونی
electron deceleration دیرکرد الکترون
electron decay اضمحلال الکترون
electron decay تجزیه الکترون
electron density چگالی الکترونی
electron coupling پیوست الکترونی
electron configuration ارایش الکترونی
electron capture جاذبه الکترونی
electron capture الکترون گیراندازی
delocalized electron الکترون غیر مستقر
electron density چگالی الکترونها
electron cascade ابشار الکترونی
electron charge بار الکترون
electron conduction هدایت الکترون
electron cloud ابر الکترونی
electron collector الکترود گرداور
beam دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
beam باریکه
beam نورد
beam شاهین ترازو
beam ترازو میله
off the beam <idiom> اشتباه ،خطا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com