English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (6 milliseconds)
English Persian
electronic microscope میکروسکوپ الکترونی
Other Matches
microscope ریزبین
microscope میکروسکپ
microscope ذره بین
microscope میکروسکوپ
blink microscope میکروسکوپ چشمک زن
electron microscope میکروسکوپ الکترونی
electron microscope میکروسکپ الکترونی
proton microscope میکروسکپ پروتونی
phase microscope میکروسکپ طیف
phase microscope طیف نما
magnetic microscope میکروسکپ مغناطیسی
electrostatic microscope میکروسکپ الکتروستاتیکی
electron microscope ذره بین الکترونی
scanning tunneling microscope میکروسکوپ تونل زنی پویشی
high power microscope میکروسکوپ پر قدرت
electron microscope elements ارکانمیکروسکوپالکترونی
cross section of an electron microscope بخشعرضیالکترودمغناطیسیمیکروسکوپ
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
electronic سیستم ذخیره سازی متن ها که به آسانی بازیابی می شوند
electronic میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
electronic سیستم خرید از خانه با استفاده از کاتالوگهای کامپیوتری و پرداخت با کارت اعتباری همگی توسط ترمینال کامپیوتر خانگی
electronic باس ولتاژ کم
electronic 1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
electronic الکترونیکی
electronic موضوعی که عنوان چند رسانهای را شرح میدهد
electronic الکترونیک
electronic الکترونیکی مربوط به الکترونیک
electronic روش ارسال متن است نویس و دیاگرام روی خط تلفن
electronic مشابه 3510
electronic استفاده ازکامپیوتر برای انتقال پول از بانک و برعکس
electronic پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر
electronic توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص
electronic سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
electronic قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود
electronic سیستم ذخیره سازی پیام ارسالی توسط پست الکترونیکی تا وقتی که فرد مورد نظر بتواند آن را بخواند
electronic سیستم ارسال پیام و دریافت آن از سایر کاربران شبکه
electronic داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی
electronic یچ انتخاب شده و نه با روشهای مکانیکی
electronic شخصی که متخصص کار روی وسایل الکترونیکی است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
electronic rectifier یکسوکننده الکترونی
electronic security رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
electronic rectifier یکسوساز الکترونی
electronic security تامین الکترونیکی
electronic radiation تشعشع الکترونی
electronic publishing انتشارات الکترونیکی
electronic printer چاپگر الکترونیکی
electronic pen قلم الکترونیکی
electronic office محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
electronic navigation ناوبری الکترونیکی
electronic music موسیقی الکترونیکی
electronic modulation مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
electronic mail پست الکترونیکی
electronic spreadsheet صفحه گسترده الکترونیکی
electronic structure ساختار الکترونی
electronic tagging لباسردیاب
electronic viewfinder پایندهتصویرالکتریکی
electronic scales ترازویالکتریکی
electronic piano پیانوالکتریکی
electronic ballast بالنالکتریکی
electronic voltmeter ولت سنج الکترونیکی
electronic tag لباس ردیاب
industrial electronic الکترونیک صنعتی
electronic warfare میدان جنگ الکترونیکی
electronic warfare جنگ الکترونیک
electronic tuning تنظیم الکترونی
electronic transition جهش الکترونی
electronic switch سوئیچ الکترونی
electronic tag مانیتور مچ پا
electronic calculator حسابگر الکترونیکی
electronic density چگالی الکترونی
electronic deception فریب الکترونیکی
electronic current جریان الکترونها
electronic current جریان الکترونی
electronic control فرمان الکترونیکی
electronic navigation هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
electronic cottage مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
electronic control کنترل الکترونیکی
electronic control تنظیم الکترونیکی
electronic components اجزاء الکترونیکی
electronic charge بار بنیادین
electronic camputer ماشین حساب الکترونیکی
electronic brain مغز الکترونیکی
electronic beam اشعه ی الکترونیکی
electronic concentration غلظت الکترون
electronic computer کامپیوتر الکترونیکی
electronic element عنصر الکترونیکی
electronic element بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
electronic emission انتشار الکترونها
electronic interfrence تداخل الکترونیکی
electronic jamming پخش پارازیت
electronic formula فرمول الکترونی
electronic jamming تولید پارازیت در دستگاههای الکترونیک پخش پارازیت الکترونیکی
electronic flash فلاش الکترونی
electronic journal فایل خلاصه شرح وقایع دریک ترتیب زمانی فعالیتهای پردازشی انجام شده توسط کامپیوتر
electronic filling پر کردن الکترونیکی
electronic excitation تحریک الکترونی
electronic magazine مجله الکترونیکی
electronic engineer مهندس الکترونیک
electronic engineer کارشناس الکترونیک
electronic locator فلزیاب رادیویی
electronic lens عدسی یا لنز الکترونی
electronic counter measure جنگهای الکترونیکی
electronic bulletin board یک سیستم کامپیوتری که لیستی از پیام های تلفن زده شده مردم را نگهداری میکند
electronic funds transfer انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
secure electronic transactions استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
electronic countermea sures پیش گیریهای ضد الکترونیکی
industrial electronic computer ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
integrate electronic component قطعه الکترونیکی مجتمع
latent electronic image تصویر الکتریکی پنهان
electronic transfer of data انتقال الکترونیکی اطلاعات
electronic fund transfer ارسال الکترونیکی دارائی
electronic countermea sures اقدامات ضد الکترونیکی
electronic data processing پردازش الکترونیکی داده
electronic data processing system سیستم پردازش الکترونیکی داده
email [short for electronic mail] رایانامه
email [short for electronic mail] پست الکترونیکی
email [short for electronic mail] ایمیل
e-mail [short for electronic mail] ایمیل
e-mail [short for electronic mail] پست الکترونیکی
e-mail [short for electronic mail] رایانامه
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com