Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (5 milliseconds)
English
Persian
electrostatic focusing
تمرکز الکتروستاتیکی
Other Matches
focusing
تمرکز
focusing
کانونی
focusing
واضح کردن تصویر تار شده روی صفحه نمایش
focusing control
تنظیم تمرکز
ionic focusing
تمرکز با گاز
gas focusing
تمرکز با گاز
focusing screen
شیشه مات
focusing magnet
مغناطیس تمرکز ده
focusing glass
ذره بین جیبی
focusing coil
پیچک تمرکز
visual focusing
تمرکز دیداری
focusing knob
برآمدگیتمرکزکننده
focusing magnifier
ذرهبینکانونی
focusing ring
حلقهکانونی
electron focusing
تمرکز الکترون
magnetic focusing
تمرکز الکترومغناطیسی
electromagnetic focusing
تمرکز الکترومغناطیسی
automatic focusing
تمرکز خودکار
focusing electrode
الکترود تمرکزده
permanent magnet focusing
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
post deflection focusing
تمرکز پس از انحراف
manual focusing knob
دکمهزوم دستی
central focusing wheel
چرخهزوم مرکزی
electron beam focusing
تمرکز دهی اشعه الکترونی
electrostatic
محفظه فلزی که با ماده حساس پوشیده شده است . و متصل به زمین است که آن را از واسط ها حفظ میکند
electrostatic
مراجعه به وسایلی با استفاده از خصوصیات بار الکتریکی اشیا
electrostatic
الکترواستاتیکی
electrostatic
الکتروستاتیک
electrostatic
مین شکل حرف و...و استفاده از جوهر با بار مخالف که در صورت ... به کاغذ می چسبد
electrostatic
ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
electrostatic capacity
فرفیت الکترواستاتیک
electrostatic deflection
خمش الکتروستاتیکی
electrostatic discharge
تخلیه الکتروستاتیکی
electrostatic capacitive
فرفیت الکتروستاتیکی
electrostatic attraction
جاذبه الکترواستاتیکی
electrostatic galvanometer
گالوانومتر الکتروستاتیکی
electrostatic machine
ماشین الکتروستاتیکی
electrostatic charge
بار الکتریسیته ساکن
[که در اثر مالش بوجود می آید.]
electrostatic field
میدان الکتروستاتیکی
electrostatic voltmeter
ولتمتر الکترواستاتیکی
electrostatic microscope
میکروسکپ الکتروستاتیکی
electrostatic force
نیروی الکتروستاتیکی
electrostatic lens
عدسی الکتروستاتیکی
electrostatic interaction
برهم کنش الکترواستاتیکی
electrostatic instrument
دستگاه اندازه گیری الکترواستاتیکی
electrostatic induction
القای الکتروستاتیکی
electrostatic grid
شبکه فرمان الکتروستاتیکی
electrostatic generator
مولد الکتروستاتیکی
electrostatic plotter
رسام الکترواستاتیکی
electrostatic storage
انباره الکترواستاتیکی
electrostatic unit
واحد الکترواستاتیک
electrostatic printer
چاپگر الکترواستاتیکی
electrostatic procipitation
ته نشینی الکترواستاتیک
electrostatic repulsion
دفع الکترواستاتیکی
electrostatic system
دستگاه الکتروستاتیکی
law of electrostatic attraction
قانون جاذبه الکترواستاتیکی
instrument for electrostatic screening
دستگاه اندزه گیری با حفاظ الکترواستاتیکی
electrostatic crystal field theory
نظریه الکتروستاتیکی میدان بلور
electrostatic unit of charge
[esu]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com